برج رادکان شرقی







در میان نام میل‌ها بیش از همه به نام رادکان برمی‌خوریم که دوتا از معروف‌ترین آنها یکی در خراسان و دیگری در گرگان هنوز به پای هستند و جزء آثار بسیار زیبای معماری رازی (سبک معمول زمان دیلمیان و سلجوقیان و پیش از حماه مغول) به شمار می‌روند.راد و رد در پهلوی به معنای نظم و ترتیب و رده آمده، رادکان درست در جاده‌ها همان کار را می‌کند که از نامش برمی‌آید. شاخصی است که مسافر را راهنمایی می‌کند و به راه‌ پیمایی او نظم و ترتیب می‌دهد هرچند که این واژه را با راه همبستگی بسیار دارد و در بعضی از کتب مسالک به صورت رایگان هم‌آورد شده است با وجود این برج‌ها در دشت‌ها و جنگل‌هایی که بیشتر جایگاه پرورش اسب بوده و منطقه نسا، به خاطر داشتن اسب‌های خوش اندام و نیرومند نام‌ بردار شده است، این گمان را پیش می‌آورد که شاید با واژه دتیک و ریذک (کره اسب) نیز بی‌ارتباط نباشد و ممکن است رادکان‌ها، گذشته از راهنمایی، جایگاه دیده‌بانی ستور سالاران نیز باشند.

رادکان
در حدود 1300 – 1280
شرح مختصر: این ساختمان که میل‌رادکان نامیده می‌شود، توسط عده‌ای از سیاحان بازدید شده است. مسئله عمده تعیین تاریخ آن است و خصوصیات کلی سبک بنا. تاریخ آن را بعد از 1200م. قرار می‌دهند. اولین مطالعه‌ی جدی کتیبه توسط ماکس فن برشم انجام شد و او تاریخ آن را ششصد و اند ه.ق ذکر می‌کند. بعداً هرتسفلد 680 ه‌.ق را تعیین کرد و همچنین اظهار عقیده نمود که این بنا قبر امیرپ ارغون‌خان است که در رادکان بود و در سال 1274م. فوت کرد. کلمه «ششصد» در کتیبه به وضوح باقی‌مانده ولی آخرین حرف کلمه بعد معلوم نیست. کالبد ساختمان برج شکاف برداشته و این شکاف از نقطه‌ای که کلمه مزبور وجود داشته، گذشته است و با در نظر گرفتن عرض شکاف به نظر می‌رسد که محل اصلی گنجایش کلمه‌ی هشتاد را نداشته است. کلمه نود جای کمتری می‌گرفت و محتمل به نظر می‌رسد که این برج بین 1280 و 1300م. ساخته شده باشد. برای ساختن مقبره‌ی برجی کاشمر از این بنا به عنوان الگو استفاده شده است.
محل: در حدود هشت کیلومتری شمال جاده‌ی شمالی مشهد و دریای خزر، در نقطه‌ای در حدود یک سوم راه بین مشهد و قوچان.
وضع: خوب است؛ پایه آسیب دیده است؛ سوراخ‌های بزرگ در کالبد بنا وجود دارد؛ قسمت فوقانی سر در مدخل خراب شده است.
نوع نقشه: مقبره‌ی برجی گنبددار؛ از داخل هشت گوش و از خارج سی و شش نیم ستون روی پایه‌ی دوازده ضلعی ساخته شده است.
نمای خارجی: پی از پاره سنگ؛ پایه‌ی دوازده ضلعی آجری؛ ستون‌های نیمه گرد آجری که از بالای پایه تا قرنیس ممتد است و در بالا به وسیله‌ی طاقچه‌ی سه برگه‌ی آجری ستون‌ها به هم متصل می‌شود؛ دو سردر دخولی در جنوب شرقی و شمال غربی؛کتیبه دور تا دور از‌سفال؛ گنبد خارجی و مخروطی شکل.
نمای داخلی: صفحه‌ی دیوارهای داخلی ساده؛ پلکان پیچی بین دیوار از بالای پایه تا خط آغاز گنبد داخلی؛ زیر گنبد داخلی چند ردیف آجرچینی در زوایای هشتگوشه؛ گنبد داخلی تقریباً خراب شده‌است؛ یک سلسله دیوارشمعی گنبد خارجی را نگاه‌داشته است.
خصوصیات ساختمانی: بنا دارای تعدادی لبه‌ی برجسته یا ستون از نوع ابنیه‌ی شمال و شمال شرقی ایران است (مانند مقبره‌ی برجی کاشمر؛ مقبره‌ی برجی اعلاءالدین در ورامین؛مقبره‌ی برجی بسطام؛ ری؛ و گنبد قابوس).
تزئینات: آجر: معمولی به ابعاد 21 سانتیمتر در 5/4 میلیمتر زرد رنگ؛ برش (طاقچه‌های سه برگه)؛قالب گیری (پایه).
آجرچینی:معمولی ؛ استادانه.
بندکشی : کج، توپی ته آجری.
سفال: سفال نیلی لعابداردر کتیبه و موزاییک در آویزهای اتصالی طاق‌های سه برگه؛ سفال بی‌لعاب ؛ تزئین زمینه کتیبه .

تاریخ: 1- تاریخ کتیبه نامعلوم است. محتملاً در حدود 600/1200، 680/82 – 1281 یا 690/1291.
2- قدیمترین مقبره برجی در ایران بانیم ستون متصل درسطح خارجی است .
3- نوع نقشه و خصوصیات مقطع شبیه مقبره برجی شماره 1 اخلات (ارمنستان ) است ، 678/1279؛ مقبره برجی شماره 2 ،اخلات 680/82 – 1281 .
4 – روایات محلی بنا را به 673/1275 نسبت می‌دهد.

برجی مانند رادکان شرقی مورخ 1281 میلادی که در برابر دشت باز بی‌انتهایی نهاده شده باز هم ترجمانی روشن‌تر از خیمه‌ شاهانه ترکی است در مصالح آجری که دامن‌های ساده مسطح آن درست از بالای زمین تا بام مخروطی شکل آن کشیده شده و دسته‌های تیرک‌ها در فواصل منظم استخوان بندی همه ساختمان را تشکیل داده‌اند. حتی نسج بافته دیوارهای خارجی یورت در تزئین آجرکاری اجرا گردیده است. همانطور که در بالا خاطر نشان شد وجود یک سردابه با اطاقی در بالای آن در بسیاری از چنین مقابر بطور تلقین کننده‌ای یک عمل متداول در میان چادرنشینان غیرمسلمان ترک‌نژاد در عملکردهای معماری ظهور یافته است. در موقع مرگ یک خان و یک فرد مشهور قبیله، نخست بدنش  در مدت کوتاهی در چادرش در معرض دید عموم گذاشته می‌شد و فقط پس از آن ،آن را دفن می‌کردند و یا به طریق دیگری به دفع آن می‌پرداختند. برج‌های مقبره‌ای مانند رادکان شرقی، می‌توانند اتحاد این دو مرحله ممتاز را در یک بنای واحد توضیح داد. از سده سیزدهم میلادی به بعد دوباره یک رسم چادرنشینی دیگر که این بار از اصل مغول بود در جهان ایرانی راه یافت. این رسم مبنی بر سِّری نگاه‌داشتن مدفن یک پیشوای مهم و قرق کردن حوالی نقطه مذکور بود. نمونه این رسم را مدفن ایلخان مغول هولاکو تشکیل میدهد که جایی در جزیره شاهی در دریاچه ارومیه می‌باشد.

و در خراسان هیچ شهری بزرگ تر از نشابور نیست. و هوای نشابور از دیگر هواهای خراسان بهتر است. و جامه‌های ابریشم و کر باس‌های باریک خیزد. چنان کی در آفاق از آنجا ببرند. و حدودنشابور فراخ است و نواحی بسیار. چون : بوز گان ومالن وسلومک و سنگان و زوزن و کندر و خان روان و أزادوار وخسروگرد و بهمن‌آباد ومزینان و سابزوار و دیواره و مهرجان و اسفراین و خوجان و رزیله. و اگر طوس در شمار نشابور گیریم شهر‌های طوس اینست : رادکان، طابران، بزد غور، نوقان – کی مشهد علی بن موسی الرضا رضوان الله علیهما و گور‌هارون الرشید آنجاست به چهار فرسنگی شهر. و در کوه‌های نشابور و طوس كان پیروزه باشد. و سرای امارت به خراسان در مرو بودی و در بلخ بودی تا روز گار طاهریان کی آنجا مقام ساختند، به سبب مقام ایشان دار الملک شد. و از نشابوره دبیران و ادیبان معروف خاسته‌اند، و علماء مشهور نه چندان کی شرح توان داد.و در کوه‌های نیشابور وطوس كان پیروزه باشد. و سرای امارت به خراسان در مرو بودی و در بلخ بودی تا روز گار طاهریان کی آنجا مقام ساختند، به سبب مقام ایشان دار الملك شد. و از نشابور دبیران و ادیبان معروف خاسته‌اند، و علماء مشهور نه چندان کی شرح توان داد.

برج رادکان تنها تعیین کننده فصل، سال و نوروز در جهان!
برج رادکان، که تصور می شد آرامگاه یکی از ایلخانیان است تنها برجی است که توانایی تعیین چهار فصل، سال کبیسه و آغاز نوروز را دارد.*میل واژه ی پارسی است که به عربی می شود برج
*میل رادکان مشهد هم از لحاظ مهندسی ( معماری شگفت ) و هم از لحاظ شهرت ( آمدن نام در چندین کتاب قدیمی ) از میل رادکان استان گلستان بهتر است و هیچ ربطی به آن ندارد.
*میل رادکان اثر ریاضی دان ، ستاره شناس و دانشمند بزرگ خراسان ،حکیم خواجه نصیرالدین توسی است ُبرج تاریخی رادکان چناران تنها برجی است که توانایی تعیین چهار فصل، سال کبیسه و آغاز نوروز را دارد. «اما مقبره ای شمردن برج یک نظریه است که هیچ سندیت عملی برای آن ارایه نشده است. «این برج سند استوار کار علمی خواجه نصیرالدین طوسی منجم بزرگ ایران است، تاریخ منقوش بر کتیبه در برج نیز سال 660 هجری قمری را که همزمان با اتمام ساخت بناهای وابسته به رصد خانه مراغه است نشان می دهد.«برج به 12 دیوار خشتی بیرونی با پهنا و بلندی پایه گذاری شده که برج را به 12 بخش 30 درجه ای تقسیم می شود و هر دیواره 30 درجه از زاویه افق را در برمی گیرد، دو در دیوار مقابل هم ساخته شده و بر دیواره 365 ترک نی ستونی وجود دارد که برج را به 36 ترک 10 درجه ای تقسیم کرده است.»انتخاب مکان درها، دریچه ها در برج اتفاقی نیست، درها درست در راستای طلوع یلدایی (آغاز زمستان) و غروب آغاز تابستان در پهنه برج ساخته شده است و این برج تنها برجی است که می توان از طریق آن چهار فصل، سال کبیسه و آغاز نوروز را معین کرد.»
به گفته این پژوهشگر، متاسفانه امروز واحد اندازه گیری خود را به فراموشی سپرده ایم اما در این برج حتی به این مساله توجه ویژه شده و 36 ترک برج نوعی واحد اندازه گیری است.«برج رادکان واقع در مینو دشت استان گلستان هیچ شباهتی به برج رادکان چناران نداشته و فاقد ویژگی های نجومی است.» هویت نجومی برج رادکان هنوز ناشناخته است و کسی نمی تواند بفهمد که چگونه خواجه نصیر الدین توسی این بنا را ساخته است.
برج رادکان دارای ویژگی هایی است که باعث افتخار ایرانیان بوده و تاکنون علی رغم پژوهش های صورت گرفته تنها بخشی از هویت نجومی برج آشکار شده است.

برج رادکان: پژوهشی بر وابستگی معماری با نجوم و گاهشماری، پژوهش و نگارش: منوچهر آرین (ضیاء)، مشهد: کتابکدۀ کسری، 1394، 72 صفحه.
امیرمحمد گمینی، پژوهشکدۀ تاریخ علم دانشگاه تهران
منتشر شده در مجلۀ میراث علمی ایران و اسلام، سال چهارم، شمارۀ اول، 1394.
یافتن کاربرد نجومی برای بناهای باستانی یکی از انگیزه هایی است که علاقمندان در رشته های باستان شناسی، اسطوره شناسی، تاریخ علم و … را به سوی خود جذب می کند. در ایران نیز مانند جاهای دیگر دنیا این علاقمندی فقط مختص پژوهشگران دانشگاهی نیست، و افراد هم از خارج فضای آکادمیک دست به انتشار نتیجۀ پژوهش ها و افکار خود در این زمینه می زنند. این افراد با اینکه فداکارانه زحمات بسیاری در این راه متحمل می شوند، معمولاً نتیجۀ آراء خود را به دست داوران متخصص نمی سپارند و با انتشار مستقیم و شخصی آثارشان جامعۀ آکادمیک را دور می زنند. بنابراین طبیعی است که پیش داوری ها و استنتاج های ناروایی وارد کارهایشان شود. این دوستان بزرگوار علاقه ای ندارند در بحث ها و تبادل نظرهای موجود در فضای علمی دانشگاهی وارد شوند و اقبال غیرمتخصصان را دلیل بر صحت آرای خود فرض می کنند. ایشان بدون اینکه زیر نظر یک استاد راهنما کار کرده باشند تا فوت و فن تفکر انتقادی در آن رشته را بیاموزند، عمر گرانمایه را صرف پژوهشهایی می کنند، که البته به تمامی بی ارزش و مغلوط نیست، اما معمولاً فاقد منطق لازم در هر پژوهش علمی است. آثار جناب آقای غیاث آبادی دربارۀ کعبۀ زرتشت و بنای نیمروز و … نمونه هایی از چنین آثاری هستند که اشتباهات علمی و منطقی موجود در آنها توجه متخصصان را هم به خود جلب کرده است. [1]
کتاب برج رادکان نیز متأسفانه از این قاعده مستثنی نیست. هر چند مرسوم نیست که آثاری از این دست در مجله های پژوهشی نقد و بررسی شوند، اما به واسطۀ درخواست نویسنده از مجلۀ میراث علمی ایران و اسلام، به بررسی محتوای این کتاب می پردازیم. ای کاش نویسندۀ محترم طبق روال پژوهشی مرسوم در تمام دنیا، پیش از انتشار این اثر، آن را به صورت یک مقاله برای داوران این مجله یا مجلات علمی دیگر ارسال می کرد تا پس از داوری و رفع اشکالات آن امکان چاپ پیدا کند. قصد نویسنده در این کتاب آن است که نشان دهد (1) برجی که امروزه در نزدیکی روستای رادکان در استان خراسان موجود است، به دست خواجه نصیر الدین طوسی در سال 660 ه.ق. طراحی و ساخته شده است و (2) این برج ابزاری است در حد «سُدس فخریِ» رصدخانه شهر ری یا مراغه یا سمرقند که با آن نه تنها می توان زمان دقیق اعتدالین و انقلابین را اندازه گیری کرد، بلکه می توان (3) زمان دقیق آغاز هر کدام از ماه های شمسی یا ورود خورشید به هر کدام از برج های دایرةالبروج را تعیین کرد.
شاهد متنی نویسنده برای این ادعاها عبارتی است از کتاب تاریخ حافظ ابرو (متوفی 833 ه.ق.) که پس از ذکر قریه های طوس می نویسد: «قریۀ زادک، خواجه نصیر را آنجا برجی بوده است که دوازده دریچه داشته است، در هر برجی که ماه نو شدی از یک دریچه می نموده است.» [2] نویسنده اصرار دارد که این عبارت دربارۀ قریۀ رادک یا رادکان است و آن نقطه سهواً اضافه شده است. در حالی که «رادکان» خودش مدخلی جدا در کتاب حافظ ابرو دارد و در آنجا هیچ اشاره ای به چنین برج نشده است. [3] از طرف دیگر در این عبارت به صراحت از فعل ماضی بعید استفاده شده است و ظاهراً در زمان حافظ ابرو هم اثری از این برج نبوده است. بنابراین چطور می توان پذیرفت که زادک همان رادک و رادک همان رادکان و برج زادک همین برج رادکان باشد؟
اگر نویسنده محترم اثر خود را به عنوان یک پایان نامه کارشناسی ارشد نوشته بود، استاد راهنما تمام نکات بالا را به وی گوشزد می کرد، اما متأسفانه عدم آموزش آکادمیک باعث اضمحلال قوۀ خود انتقادی نویسنده شده و برای دفاع از منویات خود به هر ریسمان پوسیده ای چنگ زده است. اما با کمال تأسف کار به اینجا ختم نمی شود و نویسنده زحمات بسیاری در راه اثبات ارزش نجومی این بنا متقبل شده است و ماه ها در هوای سرد به اندازه گیری زوایای ورود نور خورشید به داخل بنا و پی گیری مسیر حرکت آن روی دیوار های داخلی آن پرداخته است، که این پیگیری خستگی ناپذیر می تواند الگویی برای بسیاری از دانشجویان و پژوهشگران باشد.
نویسنده برج رادکان را بنایی می داند که می تواند با دقتی در حد یک سُدس فخری لحظات اعتدالین و انقلابین را نشان دهد. سدس فخری ابزاری است که اولین بار خجندی آن را برای تعیین ارتفاع خورشید در لحظۀ ظهر حقیقی ابداع کرد. این ابزار از یک سُدس دایرۀ عظیم مدرج ساخته است که نور خورشید از یک روزنه در مرکز دایره روی آن می افتد، اما برج رادکان مثل هر برج دیگری فاقد درجه بندی است. با این حال نویسنده معتقد است چون این برج دوازده دریچه دارد، نور خورشید از این دریچه ها وارد می شود و روی دیوارهای داخلی آن حرکت می کند و با مشخص کردن محل افتادن نور از این دریچه ها نه تنها می توان لحظات اعتدالین و انقلابین را بلکه آغاز تمام ماه های شمسی را یافت.
یک تأمل ساده نشان می دهد که حرکت پرتوهای داخل شده از پنجره ها و دریچه های تمام ساختمان های دنیا دارای چنین ویژگی ای هستند. پرتو نوری که از پنجره دفتر کار بنده در ساعت 10 صبح اول فروردین ماه وارد می شود، بر همان نقطه ای نمی افتد که ساعت 10 دوم فروردین می افتد و اگر آن نقطه را علامت بگذاریم سال بعد نیز در همان ساعت و همان روز پرتو نور در همان نقطه می افتد. ولی این باعث نمی شود که این ساختمان «رصدخانه» شود. نویسنده با علاقه ای مثال زدنی وقت بسیاری را صرف دنبال کردن این پرتوها داخل برج کرده و امروزه به لطف درجه بندی ها و نشانه گذاری های ایشان روی آجرهای داخلی برج، می توان بر اساس مسیر حرکت این نورها از برج رادکان به عنوان یک تقویم نجومی استفاده کرد. ولی می توان همین کار را در هر ساختمانی انجام داد و آن را به یک تقویم نجومی تبدیل کرد. این بیت از مثنوی معنوی، که در مطلع کتاب آمده، گویای همین سخن است:
نور روزن گرد خانه می دود
زانکه خور برجی به برجی می رود
نویسنده معتقد است که وجود دوازده دریچه بر دیوارهای این برج نشان می دهد که این همان برج مذکور در کتاب حافظ ابرو است که می توان آغاز ماه های سال را با این دریچه ها یافت. در حالی که این دریچه ها دور تا دور برج قرار گرفته اند و نور خورشید از بعضی از دریچه های رو به شمال، مثل دریچه های 30 و 330، به هیچ وجه وارد نمی شوند و بعضی دریچه های دیگر مثل دریچه های 300 و 120 (با دستکاری های ایشان) بالاخره تک شعاعی از نور وارد می شود، و از بعضی دریچه های دیگر فقط در ساعات ابتدایی و انتهایی روز نور وارد می شود. خوب اگر منظور سازنده از این برج کاربرد نجومی بوده است، چرا این دریچه ها را به این سبک ساخته است. چرا طوری نساخته که طبق گفتۀ حافظ ابرو از هر دریچه نو شدن هر کدام از ماه های سال نمایان شود؟
شاید تنها ادعایی که از سوی نویسندۀ محترم در این کتاب جای توجه و تأمل دارد، وجود درهای ورودی برج است که در راستای 30 درجه ای از شرق و غرب قرار گرفته اند و بنابراین بدین وسیله می توان حدود آغاز زمستان و آغاز تابستان را در لحظۀ طلوع زمستانی و غروب تابستانی خورشید مشاهده کرد. اما معلوم نیست که آیا استقرار درها در این جهات تعمدی بوده است یا خیر، زیرا اگر عمدی در کار بود توقع می رفت که دو در دیگر در راستای مقابل آنها نیز قرار گیرد تا طلوع تابستانی و غروب زمستانی خورشید نیز مشخص شود. به هر حال عجیب نیست اگر چنین برجی برای آنکه آغاز حدودی تابستان و زمستان را به کشاورزان یادآوری کند به این نحو ساخته شده باشد. اما چنین ساختمانی نه نشانۀ دانش عجیب و غریبِ پیشرفته ای است و نه برای طراحی آن نیاز است که یک منجم طراز اول مثل طوسی در آنجا حاضر شود. هر طلبۀ ساده ای که با نجوم کروی آشنایی داشته، می توانسته است چنین محاسبه ای انجام دهد و محل طلوع و غروب خورشید را بیابد. حتی می توان فرض کرد که این دو نقطه با تجربه کشف شده باشند و حتی به محاسبات نجومی نیز نیازی نبوده است.
نویسنده بنای برج رادکان را تنها با سدس فخری مقایسه نمی کند، بلکه آن را یک ساعت آفتابی می داند که زمان و فصول را نشان می دهد. این ادعا به خودی خود اشتباه نیست، زیرا هر بنایی که در یک زمین مسطح ساخته شده باشد می تواند چنین کارایی داشته باشد. سایۀ برج در زمین اطراف برج می افتد و طول و جهت سایه می تواند مثل یک ساعت آفتابی عمل کند. ولی هیچ علامت یا درجه ای در اطراف برج دیده نمی شود، پس چطور می توان چنین ادعا کرد که قصد از ساختن برج این بوده است. نویسندۀ محترم برای تأیید سخن خود شکل برج را با شکل شاخص یک ساعت آفتابی کوچک که در موزۀ آستان قدس نگهداری می شود مقایسه می کند و می نویسد: «در این ابزار به خوبی دو مقیاس یا نشانه نوک تیز دیده می شود… نمای بزرگ شدۀ حجمی آن با شکل نمای حجمی برج رادکان یکی است. چنانچه این مقیاس را بزرگ کرده و با آجر بسازیم برابر برج رادکان می شود.» [4] آیا چنین شباهتی به معنای آن است که این برج یک رصدخانه است؟
نویسنده برج رادکان را بنایی در حد استون هنج می داند. این مقایسه از این جهت نامربوط است که علم نجوم در قرن هفتم هجری قمری / سیزدهم میلادی بسیار پیشرفته تر از آن بوده است که ساخته شدن یک برج با درهایی در راستای نقاط طلوع و غروب تابستانی و زمستانی خورشید، کار عجیبی باشد. اگر این برج واقعا به این منظور ساخته شده باشد، نکتۀ جدیدی را دربارۀ تاریخ علم آن روزگار به ما نشان نمی دهد، اما به خودی خود می تواند جالب توجه باشد. ولی بنای استون هنج مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد است و همین که مردمی در 5000 سال قبل صرفاً حتی با سعی و خطا به جهت طلوع و غروب خورشید در نقاط انقلابین توجه کرده باشند، اهمیت بسیاری در تاریخ علم دارد.

برج رادكان سخنرانی مهندس منوچهر آرین بناهای نجومی در ایران باستان – وابستگی‌های نجومی برج رادكان منوچهر آرین پژوهشگر وابستگی‌های نجوم با سازه‌ها، باورها و ابزار کهن در سال‌های گذشته، باستان شناسان ایرانی و انیرانی بسیاری از کنار برج رادکان گذشته‌اند و هیچکدام از خود نپرسیده بودند که چرا این برج دو در دارد؟ چرا دریچه‌ها و روزنه‌های بسیاری در آن ساخته شده است؟ چرا بر 12 دیوار منتظم پایه ریزی شده و بر روی آن 36 تَرکِ نیم ستونی ساخته شده است؟ و بدون هیچ دلیل و مدرکی در نوشته‌های کهن، آنرا آرامگاه نامیدند! از خود نپرسیدند که مهندس و سازندگان این بنا این همه دریچه و روزنه و در را برای چه ساخته‌اند؟ کندوکاوهای این کوچک خراسانی در سالها و شبها و روزهای بیشمار سبب کشف این راز شد و دسترنج آن کتابی به نام «نگاهی دیگر به برجها» به انتشار میراث فرهنگی کشور گشت.زمانی که می‌خواهیم بنایی نو را بسازیم، راستای اتاق‌ها و دیوار‌ها را همیشه بر پایه کوچه‌ها، راه‌ها و کناره‌های خانه‌های همسایه‌ها می‌سازیم. اما اگر در برج رادکان دو دیوار موازی از 12 دیوار آغاز بنا را با دقت زیادی در راستای نصف‌النهار ساخته‌اند، نخستین اندیشه نجومی سازندگان در سازه خواهد بود زیرا پیدا کردن راستای نصف‌النهار یک کار نجومی است که به آفتاب و خورشید وابسته است. ما در هندسه داریم که اثبات هر قضیه هندسی آن را پایدار می‌کند. اما می‌دانیم که عکس آن قضیه هم باید اثبات شود. اکنون اگر بدانیم که راستای دو دیوار موازی از دوازده دیوار برج رادکان در راستای نصف‌النهار است، از عکس قضیه می‌دانیم که برای ساختن این دیوارها باید سازندگان می‌دانستند که چگونه می‌توان این راستای نجومی را بر زمین کشید و دیوارها را بر آن ساخت و برگزیدن این راستا پس از سختی‌های پیاده کردن آن به چه کار می‌آید و چه بهره ای دارد. بنابراین، پی می‌بریم که راستای دیوارهای برج رادکان بر پایه راه و جوی کنار آن برگزیده نشده است! دست‌یافته نخست نجومی این برج برای من این رشته باریک بود و پس از این، برج به من فرمان داد که باید به پژوهش و خواندن کتاب‌های نجومی بپردازم. در این راه، کتاب‌های بسیاری گرد آوردم و به کتابخانه آستان قدس و دیگر کتابخانه‌ها رفته و روزها و شب‌های بسیاری را در این راه گذراندم و کوشیدم بدانم که دانشمندان نجومی کهن این سرزمین چگونه می‌نوشتند و چه ابزار مهندسی داشتند؟ در این راه با راه و روش ساخت ابزاری چون اسطرلاب و دیگر ابزار آنها آشنا شدم. استاد من تنها کتاب بود و بررسی‌های میدانی همیشگی شبانه‌روزی هم با آن همراه بود. زمانی که پلان 12 ضلعی کف برج و دو در را کشیده و راستای نصف‌النهار را بر آن پیاده کردم، پس از آگاهی‌های نجومی به این نکته دوم پی بردم که راستای درها در امتداد طلوع زمستان و غروب تابستان است و از عکس قضیه آن مشخص شد که این راستا‌ها پیش از بنای برج طراحی شده است و سازندگان آن آگاهی‌های نجومی بسیاری داشته‌اند. نگاره 1- پلان برج و افق آن، زاویه چرخش طلوع و غروب خورشید و جای درها در آن پیداست جستجوی من در نوشته‌های کهن برای پیدا کردن سوزنی از میان خروارها کاه بود که پس از استواری در این راه و بررسی بسیاری از کتاب‌ها، به نوشته‌ای برخوردم که مرا راه‌گشا شد: << قریه رادك خواجه نصیر را آنجا برجی بوده است كه دوازده دریچه داشته است. در هر برجی كه ماه نو شدی از یكدریچه مینموده است >> این نوشته را در کتاب جغرافیا و تاریخ حافظ ابرو خوافی پیدا نمودم. برای اطمینان بیشتر پس از دیدن میکروفیلم کتاب در آستانه، به کتابخانه ملک در تهران رفته و اصل کتاب را بررسی نموده و عکس آنرا هم گرفتم که آسوده باشم. حافظ ابرو در نوشته خود پس از گزارش شهر‌ها و قریه‌های توس و اطراف آن، در بندی تبصره مانند، نوشته بالا را آورده است. پس از آن، همه خستگی‌های راه پژوهش از تنم بیرون رفت و کوشش مرا افزون نمود. برج رادکان بر پایه نوشته حافظ ابرو، کار خواجه نصیرالدین توسی و گروه اوست. در زیر پوشش گنبدی آن که فرو ریخته است، تنها دوازده دریچه دارد که توانایی پیدا نمودن آغاز چهار برج بره، برج خرچنگ، برج ترازو، و برج بز یا آغاز ماه‌های فروردین، تیر، مهر و دی را دارد که آغاز موسم‌های چهارگانه ما هستند. برج رادکان یا برج رادک خواجه نصیرالدین توسی در افق باز ساخته شده است و از عکس قضیه به این میتوان پی برد که چه کوششی برای این کار خرج شده است. عرض جغرافیایی محل برج باید 37 درجه باشد، چون تنها عرضی که ما می‌توانیم در آن 12 ضلعی منتظمی ساخته که دو راستای موازی از دو دیوار آن بر راستای نصف‌النهار واقع شود و در میان دو دیوار دیگر آن دو در بسازیم که بر راستای طلوع زمستان و غروب تابستان واقع شود، تنها عرض 37 درجه است. از عکس قضیه به این پی می‌بریم که دانشمندان نجومی ما چه دانایی، بینش و کوششی داشته‌اند. یکی از پویایی کار پدران و پیران ما این است که پاسخ پرسش‌های کنجکاوان کوشا را در خود برج و سازه خود نهاده‌اند و تنها چشم و اندیشه‌ای کنجکاو و کوشنده را برای پاسخ‌ها می‌خواستند. مردمان بخـــرد اندر هر زمان راز دانش را به هـــر گـــونه زبان گرد كردند و گرامی داشتند تا به سنگ اندر همی بنگاشتند “رودكی سمركندی” برج رادکان خواجه نصیرالدین توسی بر دوازده دیوار از یک 12 ضلعی منتظم ساخته شده است که دو دیوار موازی از آن در راستای نصف‌النهار است و در همه سال و روزهای آفتابی، زمانی که خورشید به اوج خود در آسمان می‌رسد ،آفتاب و سایه براین دو دیوار میزان شده و برابر و از آنجا می‌توان نیمروز نجومی یا اذان ظهر محلی را پیدا نمود. پس سبب این همه کوشش در ساخت 12 ضلعی منتظم برای این کار است که این پویایی را به برج می‌دهد و می‌توان با رصد آفتاب و سایه بر این دو دیوار در طول سال و در روزهای آفتابی، نیمروز نجومی یا اذان ظهر را پیدا نمود. در دو دیوار دیگر و روبروی هم از 12 ضلعی منتظم، دو در ساخته شده است که این توانایی را به برج می‌دهد که پس از حرکت 60 درجه‌ای خورشید در افق برج، طلوع آغاز زمستان و غروب آغاز تابستان را در افق برج پیدا نماید. از آنجا كه نور خورشید از دو در می‌گذرد، ساخت دو در در این راستا به سبب پیدا نمودن آغاز زمستان و آغاز تابستان بوده است. در اینجاست که دریچه‌ها در درون برج به یاری آمده و این توانایی را به ما می‌دهد که در روزهای گوناگون طلوع و غروب را رصد نموده و این آغاز را در لکه نور آفتابِ به درون آمده از دریچه‌ها بیابیم و آن را رصد کنیم.چون نور پرتو آفتاب در طلوع و غروب مماس به زمین بوده و زاویه آن برابر تراز آب یا صفر است، بنابراین سازندگان با ساخت دریچه‌های بالای در، و در یک تراز ساختن آنها، این پویای را به ما داده‌اند که در اوج طلوع آغاز زمستان پرتو نور از یک دریچه به دریچه دیگر رفته واینگونه آغاز زمستان را بهتر از درها پیدا می‌کنیم. هم چنین این پویایی برابر در غروب تابستان هم پیش می‌آید و آمدن پرتو نور آفتاب و گذر از دریچه‌ها در غروب‌های خورشید، آغاز تابستان را پیدا می‌کند. در اینجاست که نوشته حافظ ابرو استوارتر می‌شود که: << قریه رادك خواجه نصیر را آنجا برجی بوده است كه دوازده دریچه داشته است. در هر برجی كه ماه نو شدی از یكدریچه مینموده است >> چنانچه پوشش گنبدی فرو ریخته برج رادکان را در اندیشه خود بازسازی کنیم، می‌بینیم که تنها دوازده دریچه داریم که نور آفتاب را به درون برج می‌آورد و می‌توانیم آنها را به کار رصد بگیریم. هیچ برج دیگری در توس و کناره‌های آن نیست که این برابری را داشته باشد. چه اینکه واژه رادک با رادکان هماهنگ است و برابری می‌کند. بالای در‌ها دو دریچه داریم که با زاویه نود درجه با آنها و در تراز آنها دو دریچه دیگر پیداست، که با هم هشت دریچه می‌شود. در زاویه‌ای حدود 45 درجه با این راستا‌ها هم چهار دریچه داریم که همه دریچه‌ها که نور آفتاب را به درون برج در زیر پوشش گنبدی درون می‌آورند دوازده دریچه می‌شوند. و استواری نوشته حافظ ابرو بیشتر می‌شود که: << قریه رادك خواجه نصیر را آنجا برجی بوده است كه دوازده دریچه داشته است. در هر برجی كه ماه نو شدی از یكدریچه مینموده است >> این 12 دریچه برج است که می‌توان با آنها آغاز زمستان و تابستان یا آغاز برج‌های خرچنگ و بز (سرطان و جدی) را با دقت بیشتری پیدا نمود. نگاره2- غروب آغاز تیرماه و آغاز تابستان مابین دو در نگاره3- طلوع آغاز دیماه و آغاز زمستان مابین دو در نگاره4- گذر نور آفتاب از دریچه‌ای به دریچه روبرو زمانی که به چنین یافته‌های پی بردم که دریچه‌ها آغاز تابستان و زمستان را پیدا می‌کنند، به این پرسش رسیدم که: پیدا نمودن نوروز باستانی چند هزار ساله ما که برابر صفر خط‌کش نجومی همه جهان است (نقطه گاما نقطه برخورد استوای سماوی با دایره‌البروج در بهار)، چگونه در این برج نجومی یا رصدخانه خواجه نصیر پیدا می‌شود؟ پس از بازدیدهای میدانی زیادی به این نتیجه رسیدم که همان دریچه‌ای که آغاز زمستان را با طلوع آفتاب آغاز زمستان پیدا می‌کند می‌تواند آغاز بهار یا نوروز باستانی ما را پیدا کند. گروه خواجه نصیر توسی پس از برگزیدن و طراحی دو دریچه بالای درها به این نتیجه رسیدند که اگر در هر ترازی و ارتفاعی این دریچه‌ها را بسازند، رفت و آمد پرتو طلوع و غروب می‌تواند آغاز تابستان و زمستان را در برج پیدا کند. اما پرسش پس از آن این بود که آنها را در چه ارتفاعی بسازند؟ آنها پویایی دیگری را در این دریچه‌ها نهادند و آن این است که لبه آجر چینی درونی در را یک شاخص گرفته و ارتفاع دریچه بالای در را بر این پایه برگزیدند که مثلث قائم الزاویه‌ای که پدید می‌آید این زاویه را داشته باشد که نور آفتاب آمده از این دریچه، یک روز پیش از نوروز در لبه در تکه شود، اما در روز نوروز همه نور به پایین در افتاده و آن روز نوروز باشد. نگاره 5-برش برج، گذر نور طلوع و غروب از دریچه‌ها، و مثلثی که برگزیده شده است برای پیدا کردن نوروز در آن پیداست چنانچه در نگاره دیده می‌شود، قاعده مثلث 28=2#414 اَرَش است و ارتفاع آن 18 اَرَش است (هر اَرَش رادکان 48 سانتیمتر است).این سه گوش بزرگ این توانایی را به برج می‌دهد که تغیرات کوچکِ زاویه پرتو نورِ خورشیدِ آمده از دریچه را در روزهای گوناگون به ما نشان بدهد تا بتوانیم آن را رصد كنیم. نور آفتاب در هر روز بر جایی می‌افتد و سبب پیدا شدن زمان نوروز می‌گردد. پرسش دیگری که پدید می‌آید این است که چرا ساختار و طراحی چنین برج رصد خانه‌ای نیاز بوده است؟ مگر خواجه نصیر اسطرلاب نداشته است و از ابزار دیگر بهره نمی‌برده است؟ پاسخ این است که در اسطرلاب‌ها مثلث‌های کوچکی پدید می‌آید که اندازه‌گیری زاویه‌های جابجایی پرتو خورشید سالانه را نمیتوان با دقت چند دقیقه زاویه‌ای پیدا نمود و دقت آنها در حد یک درجه است. اما در مثلث‌های بزرگ می‌توان زاویه‌های کوچک تغیرات پرتو خورشید را بدست آورد و نیاز به ساخت جایگاهی بوده که بتوان با مثلث سازی بزرگ در آن این کار را به سامان رساند. پس برج رادکان و دریچه‌های آن طراحی گردید. نگاره 6 – روز 25 اسفند و لکه آفتاب افتاده در راستای میان در است (روز 25 اسفند زمان 8:32) نگاره 7- روز پیش از نوروز و لکه آفتاب تکه شده در لبه در و پایین در است (روز 29 اسفند زمان 8:39) نگاره 8- روز نوروز و افتادن لکه آفتاب آمده از دریچه و افتادن همه آن بر درگاه و پیدا شدن نوروز است (روز نوروز زمان 8:40:19) از هشت سال پیش تا کنون این رصد انجام شده و با میراث فرهنگی هم صورتجلسه شده است. از سوی دیگر، برج رادکان این توانایی را دارد که سال‌های کبیسه را هم پیدا کند كه صورتجلسه آن نیز در میراث فرهنگی خراسان موجوداست. پرسش دیگر این است که اگر رصدخانه مراغه ساخته شده است، چه نیازی به رصدخانه دیگری در توس و خراسان است؟ می‌دانیم که فاصله خراسان با آذرآبادگان و مراغه زیاد است و اگر مردم مراغه از کارهای رصدی مراغه می‌دانستند که نوروز چه روزی خواهد بود، تا می‌خواستند پیکی از مراغه به خراسان به فرستند تا این آگهی را برسانند، چند ماه می‌گذشت. پس نیاز بوده است که در جایی یا جاهای دیگر و در سازه‌های ماندگار این طراحی را انجام دهند که بتوان نوروز یا روزهای دیگر سال را از روی رصد نور آفتابِ دریچه‌ها و روزنه‌ها پیدا نمود و به مردم خبر داد. بنابراین رصد خانه رادکان ساخته شد. از سوی دیگر، خواجه نصیر توسی تا 27 سالگی در این نواحی زندگی می‌نموده و درس می‌خوانده است و به همه نواحی آنجا، مردم و مصالح محلی آشنایی داشته است. بنابراین، گزینش رادکان برای ساخت برج رادکان، با دانایی بوده است. سال پایان برج رادکان برابر کتیبه آن 660 هجری قمری برابر سال پایان ساخت رصدخانه مراغه است و پیداست که همراه رصدخانه مراغه طراحی شده است.برج رادکان یا برج رادک خواجه نصیر توسی پویایی‌های دیگری هم دارد، که برای آگاهی بیشتر می‌توانید به كتاب «نگاهی دیگر به برجها» یا تارنامه www.jamejmashid.comمراجعه فرمایید.

يكى از دو شهر بزرگ ناحيه طوس است. طابران همان شهرى است كه در سال 791 ه توسط تيمور به فرماندهى دومين فرزندش، ميران، و امير آق بوغا، والى هرات، مورد حمله قرار مى‌گيرد و تمامى ساكنان آن به قتل مى‌رسند و شهر به بدترين شكل درهم كوبيده مى‌شود، به طورى‌كه تا به امروزه روى آبادى و جمعيت به خود نديده است. شايان ذكر است كه اكثر قابل توجهى از دانشمندان «طوس» به همين شهر منقرض شده، منسوبند.
نوغان: اين شهر در يك مايلى جنوب سناباد يعنى همان جايى كه قبر امام رضا عليه السلام قرار دارد، واقع است.
بروقن: نويسنده كتاب «حدود العالم» در ضبط نام اين شهر، دچار اشتباه شده است. زيرا ضبط صحيح نام اين شهر، «تروقيذ» يا «بروقوز» است.
«تروقيذ» شهرى است كوهستانى كه امروزه ترقبه ناميده مى‌شود و شمارى از محدثان، عرفا و زهاد مشهور همچون «ابو الحسن نعمانى بن محمد احمد تروقيذى طوسى» متوفى به سال 350 ه و «ابو عبد اللّه تروقيذى» كه در زمان خودش زاهدى معروف بوده است، به اين شهر منسوبند.
رايكان: ضبط صحيح نام اين شهر، «راتكان» يا «رادكان» است كه «تاء» به غلط به «ياء» تغيير يافته است. در فارسى هم به همين شكل يعنى با «تاء» و «دال» تلفظ مى‌شود. شهر «رادكان» در ده فرسخى شهر طابران قرار دارد. در همين شهر است كه بزرگانى همچون «نظام الملك طوسى»، «ابو محمد عبد اللّه بن هاشم طوسى» و «ابو ازهر حسن بن احمد بن محمد طوسى» متوفاى سال 530 ه متولد مى‌شوند. در حاشيه اين شهر، مرغزار طوس به چشم مى‌خورد كه شهرت تاريخى دارد. در همين مكان بود كه ملك شاه سلجوقى با فرمانى از پدرش بر تخت نشست. «علاء الدين تكش خوارزمشاه» نيز در همين مكان تاجگذارى‌كرد. اين مرغزارها همواره چراگاه اسبان سلاطين بوده است و بسيارى اوقات، پادشاهان ايران در ايام تعطيلات، اين مكان را براى گردش انتخاب مى‌كرده‌اند.
بنواده: در ميان شهرها و روستاهاى اين منطقه، مكانى به اين نام اساسا وجود خارجى ندارد. احتمالا در ضبط اين اسم تحريفى رخ داده است.
با توجه به مطالب گذشته، روشن مى‌شود «طوس» نام منطقه‌اى است مشتمل بر چهار شهر و هزار روستا. شايان ذكر است كه خراسان در قرون اوليه ظهور اسلام، بسيار وسيع‌تر از خراسان فعلى بوده است و آن چيزى كه امروزه خراسان ناميده مى‌شود، چيزى جز بخش كوچكى از خراسان قديم نبوده است.
حتى اوائل قرن هفتم هجرى، سرزمين طوس از توابع نيشابور به شمار مى‌آمده است.
بعد از آن‌كه شهر طابران مورد حمله و تاخت و تاز لشكر تيمور قرار گرفت و به ويرانى و انقراض كشيده شد، شهر مشهد روزبه‌روز توسعه يافت و از شش قرن پيش به اين سو، شهر نيشابور از بارزترين شهرهاى تابعه آن شد.
فشرده آنچه در مورد حدود جغرافيايى سرزمين طوس از كتب جغرافيايى به دست مى‌آيد: طوس عبارت است از ناحيه‌اى كوهستانى كه از طرف شمال جنوب بين سلسله جبال هزار مسجد (اژدركوه) از يك طرف و سلسله جبال نيشابور از سوى ديگر واقع شده است. ارتفاع كوههاى اطراف طوس از هفتصد تا سه هزار متر در تغيير است.
تاريخ «طوس» به دوران دور قبل از اسلام بر مى‌گردد. مسلمانان در زمان عثمان بن عفان، اين منطقه را فتح كردند. البته ما در منابع قديمى مثل كتاب «اوستا» هيچ نامى از «طوس» نمى‌يابيم

گنبد
تزیینات
سقف
یکی از جهات داخلی
کف
جزییات پایین
پیلک ها

عکس های قدیمی : اسماعیل مهجوری

میل رادکان کتاب تاریخ مازندران ص 188 اسماعیل مهجوری

میل رادکان کتاب تاریخ مازندران ص 189 اسماعیل مهجوری


بناهای تقویمی از پر رمز ورازترین بناهای معماری میباشند. از اولین نمونههای آن یعنی بنای استون هنج تا نمونههای متاخر، همه موید سطح دانش بشر در دوران باستان و همچنین ارزش مفهوم زمان در ذهن انسان بوده است.در چند دهه اخیر، چندین بنای تقویمی و باستانی در کشورهای مختلف جهان شنا سایی شده است،همچنین شاهد کشف چندین تقویم آفتابی باستانی در کشور ایران بودهایم.بناهای تقویمی ایرانی بناهایی هستند که یا منحصراً برای کاربرد تقویمی ساخته شدهاند؛ و یا کاربرد خاص دیگری داشتهاند اما در ساخت آنان برخی ملاحظات تقویمی و نجومی نیز در نظر گرفته شده است. از نمونه بناهای تقویمی ایران می توان از رصدخانه یا تقویم آفتابی برج رادکان توس، رصدخانه یا تقویم آفتابی نقش رستم و رصدخانه یا تقویم آفتابی مجاور چغازنبیل نام برد. در این پژوهش برج رادکان توس که توسط خواجه نصیرالدین طوسی طراحی و ساخته شده است- مورد مطالعه دقیق قرار گرفته است. این بنا که تا قبل از پژوهش های مهندس فرضیاتی، تصور میشد یک برج مقبره و یا میل راهنما باشد، اکنون به عنوان یک بنای نجومی اعجابانگیز شناخته شده که شروع تابستان، زمستان، اعتدالین، سال کبیسه و پدیدههای نجومی دیگر را توسط آن شناسایی کرد.این پژوهش به شناخت ویژگیهای کالبدی و کارکرد نجومی این بنا، که بر اساس هندسه جام جمشید شکل گرفته است پرداخته است.

با توجه به دانش اندک معماران از نیروی زلزله و راهکارهای مقابله با آن در گذشته، در این مقاله به بررسی سازه برج رادکان واقع در قوچان پرداخته شده است تا مشکلات سازهای گنبد، مورد تحلیل قرار گیرد و نقش اجزاء و عناصر آن، مشخص شود. روش تحقیق به کار گرفته شده در بخش نظری این پژوهش، استدلال منطقی با استفاده از تدابیر توصیفی – تحلیلی، با رویکرد کیفی است و روش گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات کتابخانه ای و میدانی می باشد. ابزار گردآوری داده ها، شامل مطالعات کتابخانه ای، اسناد، مدارک و کتب مربوطه است. بخش بررسی نمونه موردی به روش کیفی از طریق تحلیل با کمک نرم افزار راینو انجام گرفته است. ابتدا مطالعاتی در مورد سیر تحولی میل گنبد در معماری ایرانی و نقش میل ها در ایران انجام شده و پس از آن، مطالعاتی راجع به میل رادکان و تاریخچه آن صورت گرفته است. همچنین ساخت ماکتی از گنبد در محیط کارگاهی انجام گرفته است و مراحلی از آن به صورت تصاویری، مستندسازی شده است تا مشکلات و چالش های حین ساخت آن، بررسی گردد؛ سپس با کمک نرم افزار راینو، مقاومت میل گنبد در برابر بار عمودی مورد تحلیل قرار گرفته تا نقش عناصر تشکیل دهنده آن بررسی شود و پایداری سازه آن، شبیه سازی گردد.

میل و مناره ها یکی از عناصر مهم معماری اسلامی می باشند که در ادوار مختلف زمینه بروز خلاقیت های هنری را فراهم آورده است. سابقه ی تاریخی آنها به عنوان عامل راهنمایی جهت هدایت مادی و معنوی به قبل از اسلام تا عصر حاضر بازمیگردد در دوره های مختلف همچنان که هنر اسلامی در حال توسعه و گسترش بود شکل کلی مناره ها و تزیینات آن نیز با تغییراتی همراه بود. در خراسان مناره های متعددی امروزه باقی مانده اند که هرکدام از آنها بیان گر سبک معماری وتزیین در دوره های مختلف اند. پژوهش پیش رو به بررسی سه نمونه از میل و مناره های موجود در خراسان رضوی می پردازد. درکنار مسجد قدیم سبزوار مناره ای واقع شده است که تاریخ آن به 266 ه. ق میرسد دارای 20 متر ارتفاع با تزیینات و کتیبه ی آجری و پلانی قابل قیاس با مناره تاریخانه دامغان است. برج رادکان که در هفتاد کیلومتری شهر مشهد- قوچان واقع شده است تاریخ آن به حدودا بین 700-679 بازمیگردد دارای تزیینات داخلی و خارجی میباشد که دورتادور برج با پایه های 12 ضلعی تزیین شده است در مجموع ارتفاع بنا به 25 متر میرسد که دارای گنبد دوپوش نیز می باشد.برج علی آباد کاشمر که در 12 کیلومتری شمال شرقی بردسکن به کاشمر واقع و دارای 18 متر ارتفاع در حال حاضرمی باشد. وفضای بیرون آن با 48 ترک آجری تزیین شده است در پژوهش حاضر که به روش توصیفی Bتحلیلی و به اعتبار مطالعات کتابخانه ای به انجام رسیده ضمن معرفی سه میل و مناره شاخص در خراسان رضوی به معرفی سبک ها و ویژگی های تزیینی بکاررفته درآنها می پردازد و امیدوار است در شناخت تغییرات و نوآوری های به وجود آمده در ادوار مختلف موثر باشد .




مطالب مرتبط