مقاله ها و پایان نامه های سلطانیه



بنای سلطانیه که یکی از بزرگترین بناهای آجری دنیا محسوب می شود و اولین گنبد بزرگی است که به شیوه دوپوسته به هم پیوسته میان تهی در جهان ساخته شده است و امروز به عنوان سومین گنبد بزرگ جهان شهرت دارد، علاوه بر این ویژگی ها، تکنیک و شیوه های اجرایی تزئینات آن باعث شده است که در تاریخ هنر معماری منحصر بفرد نیز باشد. تکنیک های اجرایی و نوع تزئینات داخلی و خارجی آن، بالاخص تزئینات زیر قوس گنبد از نمونه های نادر و بی نظیر در جهان است، که منحصر به فرد بودن این تزئینات همانطور که نظر مرمتگران را به خود جلب نموده است، متأسفانه جرأت اقدام را نیز آنان گرفته است. وسعت بنا و هجوم عوامل مخرب، موقعیت جغرافیایی، شرایط نامناسب حفاظتی و بسیاری عوامل دیگر دست به دست هم داده اند و صدمات بسیار و بعضاً جبران ناپذیر به این گنجینه کهن وارد نموده اند. اما با توجه به کثرت بازدیدها و رفت و آمدهای قابل توجه افراد و گروه های تخصصی و تحقیقاتی هنوز طرح مرمتی خاصی برای تزئینات زیر قوس گنبد تهیه و ارائه نشده است. از این بابت در این پایان نامه تحت عنوان « ارائه طرح حفاظت، مرمت و موزون سازی نقوش و تزئینات زیر قوس گنبد سلطانیه » به موضوعات مرتبط با تزئینات زیر قوس گنبد با عناوین تاریخچه، فن شناسی، آسیب شناسی، حفاظت و ارائه طرح پیشنهادی مرمت و موزون سازی تزئینات زیر قوس گنبد پرداخته شده است، که عمده ترین کارهای انجام شده شامل موارد ذیل می باشند: – مطالعه و بررسی تطبیقی بین مطالب تاریخی و توجه به کتیبه ها و آثار بجا مانده در بنای سلطانیه به منظور روشن شدن برخی حقایق در مقوله علت یا علل تخریب تزئینات بکار رفته در این بنا قبل از افتتاح آن و اجرای لایه ی تزئینات دیگری روی تزئینات لایه اول با طرح و تکنیکی متفاوت و جدید – بررسی و مطالعه در خصوص تزئینات متنوع بکار گرفته شده در بنا با هدف شناسایی روش و تکنیک اجرایی آنها تحت عنوان فن شناسی نقوش و تزئینات بنای سلطانیه – بررسی آسیب های وارد شده به تزئینات و شناسایی عوامل آسیب رسان و موثر در شکل گیری آسیب ها – بررسی شاکله تزئینات زیر قوس گنبد و مطالعه ویژگی های هنری و تجزیه و تحلیل این تزئینات – ارائه سیستم های رطوبت زدایی در گنبد دوپوسته بنای سلطانیه با توجه به فرم گنبد و بکار گیری نیرو و پتانسیل ناشی از وزش بادهای موسمی در منطقه سلطانیه برای خروج رطوبت از مصالح گنبد و کنترل رطوبت در فضای خالی بین پوسته های گنبد – ارائه طرح پیشنهادی مرمت و موزون سازی بستر گچی زیر قوس گنبد و تزئینات روی آن

چکیده گنبد سلطانیه یادآور شکوه و رونقی است که در حدود هفتصد سال پیش در این شهر جریان داشته است. سلطان محمد اولجایتو در سال 702 هجری قمری تصمیم گرفت بنایی بر اساس طرح آرامگاه غازان خان در سلطانیه ساخته شود ، گنبد سلطانیه اگر چه تا حد زیادی متاثر از معماری آرامگاه سلطان سنجر در مرو بود ولی خلاقیت و ابتکار در بنای اخیر به حدی است که آن را بصورت یکی از شاهکارهای هنر و معماری ایران در آورده است. این گنبد عظیم الگوئی برای احداث تعداد زیادی از بناهای بعد از خودش در طول دوره های بعد شد. معماری گنبد سلطانیه را شخصی به نام سید علی شاه انجام داده است. بنای گنبد که یکی از شاخص ترین بناهای معماری دوران اسلامی به شمار می آید ؛ علاوه بر شاخصه های منحصر به فرد در معماری و ساختمان سازی ، از لحاظ تزئینات نیز حائز اهمیت و بی نظیر است. این تزئینات که در دو دوره مشخص اجرا شده ، از ویژگیهای مهمی مانند : استفاده گسترده از کاشیکاری معرق و گچبریهای زیبا و نفیس ، نقوش و تزئینات رنگی ، وجود کتیبه های زیبا که با ظرافت و دقت فراوان اجرا شده اند برخوردار است. بررسی نقوش ایوانهای بیرونی و درونی و تزئینات بیرونی و داخلی گنبد سلطانیه که در خور توجه ویژه ای است موضوع این پژوهش می باشد. بازسازی گرافیکی نقوش بسیار زیاد و پیچیده این بنا ، مجموعه قابل ملاحظه ای را به وجود آورده است. این مجموعه نقوش می تواند همچون گنجینه ای با ارزش برای طراحان گرافیک امروز درخلق آثار جدید گرافیکی و هویت بخشیدن به آنها بسیار مفید باشد. از آنجایی که بسیاری از عناصر تزئینی این بنا ممکن است دستخوش تغییرات شود این پایان نامه توانسته است با بازسازی و جمع آوری تصاویری از نقوش این بنای عظیم در حفظ و نگهداری آنها سهمی داشته باشد. علاوه بر طراحان گرافیک ، دیگر رشته های هنرهای تجسمی هم از به کارگیری آن بی نصیب نخواهند بود. در واقع این بنا و تزئینات آن می تواند الهام بخش بناهای معاصر باشد. واژگان کلیدی : گنبد سلطانیه ، آرایه های تزئینی ، نقوش ، کتیبه ها ، گچبری ، آجرکاری ، کاشی کاری



مطالعات امکان سنجي سعي در بهينه نمودن شرايط موجود دارد. مطالعات امکان سنجي براي برنامه ريزي هاي مربوطه کاملا ضرورت دارد. مطالعات امکان سنجي روش بسيار مناسبي است که مي تواند شرايط مورد نظر رابيشتر براي ما آشکار سازد و اقتصادي بودن و يا غير اقتصادي بودن سرمايه گذاري ها را شفاف مي سازد. به بياني ديگر با اتکا به مطالعات امکان سنجي پي برده مي شود که آيا بازده مورد نظر از يک فعاليت براي توجيه سرمايه گذاري مقدماتي کافي است و يا خير. هدف از اين تحقيق برآورد و امکان سنجي قابليت هاي توسعه گردشگري به منظور نيازسنجي توسعه امکانات و خدمات و زيرساخت هاي مورد نياز درگردشگري مي باشد. اين تحقيق از نظر ماهيت وروش توصيفي – تحليلي و از نظر هدف کاربردي مي باشد. در حوزه متدولوژيک، مهمترين روش هاي گرد آوري اطلاعات مورد نياز مبتني بر روش هاي اسنادي و ميداني، اخذ ديدگاه ها و ملاحظات کارشناسان در سطح استان و شهرستان، مشاهدات ميداني در منطقه، تکميل پرسش نامه بهره گرفته شده است. نتايج مطالعات صورت گرفته نشان مي دهد که منطقه سلطانيه به دليل قدمت تاريخي سرزمين و دارا بودن اثر جهاني گنبد سلطانيه و ديگر جاذبه ها از يک سو و موقعيت ويژه سرزمين و قرارگيري بر گذرگاه جاده تاريخي ابريشم از سوي ديگر، قابليت تبديل به يک منطقه بين المللي با درآمد زايي بالا را داراست و برنامه ريزي و مديريت فرصت ها وسرمايه گذاري گردشگري در آن منطقه، توجيه و بازده اقتصادي بالايي به دنبال خواهد داشت. اما براي تبديل شدن اين منطقه به يک قطب گردشگري بين المللي بايد طرح ها وپروژه هاي رفاهي خدماتي، مراکز اقامتي، مراکز پذيرايي، مراکز تفريحي – ورزشي، مراکز فرهنگي، مراکز تجاري، فضاي باز و محوطه آرايي، تاسيسات زيربنايي، مراکز خدماتي و پشتيباني درمنطقه مورد مطالعه اجرا شود.

شهر سلطانيه داراي بناها، تپه ها و، آثار طبيعي زيادي از دوره هاي مختلف تاريخي، قبل و بعد از اسلام است. برخي از اين آثار با گذشت ساليان هنوز پا برجا مانده اند و برخي نيز بر اثر عوامل مختلف سياسي و طبيعي تخريب و بعضا تبديل به تپه هاي تاريخي شده اند، لذا طبق شواهد و متون تاريخي مي توان اينگونه بيان کرد که اين شهر براي حاکمان و فرمانروايان وقت، حائز اهميت بوده است. براي شهرهاي تاريخي مانند سلطانيه، با توجه به قرار گرفتن در نقطه سوق الجيشي، مسير ارتباطي بين شمال غرب به ديگر نقاط کشور و شرايط آب و هوايي مطلوب، محل مورد علاقه بيشتر پادشاهان بوده است و همچنين اينکه سلطانيه زماني پايتخت ايلخانان مغول بوده است، اتفاقات سياسي زيادي رخ داده و بناهاي مهم مختلفي اعم از عام المنفعه و خصوصي در شهر قديم سلطانيه احداث گرديده است. اين اتفاقات سياسي و محل و کاربري بناهاي قديمي که در عصر حاضر با توجه به تخريب چند باره شهر، برخي از اين بناها ديگر وجود ندارند، سينه به سينه نقل شده تا به امروز برسد. لذا اهميت اين چنين پژوهش ها در اين است که اين خاطرات و اطلاعات از زبان سالخوردگان و شخصيت هايي که در گذشته در شهر سلطانيه فعاليت هاي علمي داشته اند به صورت مکتوب درآيد. چرا که در بعضي موارد منابع مکتوب با توجه به دستکاري هاي مصلحتي در تاريخ شهر بخاطر مسائل سياسي و غيره نمي تواند پاسخگوي نياز پژوهشگران باشد. سوالاتي که در اين پژوهش مطرح مي شود اين است که بناها و آثاري که در عصر معاصر موجود بوده و بر اثر گذشت زمان تخريب و يا به فراموشي سپرده شده اند کدامند؟ تاريخچه و ساخت اينگونه بناها به چه دوره اي بر مي گردد؟ لذا سعي شده در نتيجه بررسي ها با کمک افراد سالخورده ي بومي شهر و پژوهشگران به موقعيت چندين بناي از بين رفته و موجود اشاره کرد.


در معماری دوران اسلامی ایران، معمار، همیشه سعی کرده است که به نحوی فضای داخلی و خارجی را به طرق مختلف تزئین نماید. تزیین معماری اسلامی از نظر محققین غربی هنر اسلامی و سنت گرایان با بینش اسلامی دو مفهوم جداگانه است. از نظر اسلامی تزیین در هنر و معماری اسلامی امری قدسی است و برای بیان مفاهیم رمزی و قدسی طراحی و ارئه شده است. بررسی نقوش گیاهی (اسلیمی و ختائی) و علل وجودی آن در هنر اسلامی، کاربرد وسیع هندسه و خط در هنر اسلامی و عدم استفاده از نقوش جانداران در فضاهای مذهبی نظر سنت­گرایان را بیشتر مقبول می­کند. شاید بتوان غایت هنر ایرانی را در ساخت و تزیین مساجد دانست. در دوره ایلخانیان مسئله عمده تلفیق و ترکیب اشکال ساختمانی و تزئینی موجود بود. این مقاله تزیینات و نقوش به­کار رفته بناهای دوره ایلخانی را به صورت تطبیقی و با روش کیفی مورد بررسی قرار داده است. اهمیت موضوع تحقیق در آن است که شناخت اصول هندسی و ارتباط آن با زیربنای فلسفی موجب بالارفتن کیفت نقوش و الگوهای به گرفته شده در طرح­ها می­شود. جامعه آماری انتخاب شده در این تحقیق شامل دو بنای شاخص دورۀ ایلخانی است که عبارتند از: 1. گنبد سلطانیه و 2. مسجد کبود تبریز. در دوره ایلخانی نقوش هندسی حالت منظم تری پیدا می­کند و به عنوان یک الگوی تزئینی مهم به شمار می­رود و حتی می­توان گفت که حالت تقدسی بناها با توجه به اسماء متبرکه بناها نسبت به دوره­های پیشین بیشتر می شود. در بررسی طرح های تزئینی به نکات جالب توجهی می رسیم بناها با نقوش متبرک الله، علی، محمد تزیین شده و به کارگیری آنها نیز در نقاط مختلف بنا متناسب با عظمت و اهمیت آنها متفاوت بوده است.

ساختمان هاي سنتي ايران، مدرسه هايي از علوم متفاوت معماري و معرفت شناسي در خود دارند كه توجه، استدلال درست و آموزش از آنها مي تواند چراغ راه معماري آينده باشد. در اين پژوهش گنبد خانه سلطانيه از لحاظ اقليمي مطالعه مي گردد. در اين مقاله بيشتر عنصر گنبد مورد بررسي قرار مي گيرد و به وسيله نرم افزار ECOTECH كه يكي از نرم افزارهاي تحليل انرژي در ساختمان مي باشد، رفتار حرارتي گنبد تجزيه و تحليل مي گردد. هدف از اين پژوهش بدست آوردن ميزان تفاوت رفتار اين دو فرم و بدست آوردن نمودارهايي است كه به صورت كاملا دقيق، ميزان تفاوت را نشان دهد. براي انجام اين پژوهش، ابتدا گنبد خانه سلطانيه در محيط كار ECOTECH مدل سازي شد. بر اساس نمودارهاي بدست آمده اينچنين استنباط گرديد كه: -1 در سقف گنبدي تغييرات حرارتي بيرون بنا تاثير چنداني بر دماي داخل نمي گذارد در حالي كه در سقف مستوي اينگونه نيست. -2 ميزان انرژي تابشي كه از سقف صاف جذب مي شود حدود دو برابر انرژي است كه از سقف گنبدي دريافت مي شود. -3 محل بازشوها در گنبد سلطانيه به گونه ايست كه در تابستان از 10 صبح به بعد، نور خورشيد مستقيم وارد فضا نمي شود.

هنر در ساحت عرفان، نوعي سير و سلوک است که در طي آن هنرمند با الهامي آسماني و معنوي به کشف و شهود مي رسد. در حقيقت هنر و معماري اسلامي پرتو و بازتابي از وحي الهي در جهان خاکي است که لطائف و ظرائف آن، اهل معرفت را به مکاشفه و شهود مي رساند. بناهاي سنتي در معماري اسلامي – ايراني مصاديقي از عالم قدس و مظاهري از سنت الهي به شمار مي روند که فنون و ظرافت هاي به کار رفته در آن با اصول روحاني و معنوي مرتبط است. کثرت آيات قرآني در کتيبه ها و تزئينات مساجد و بقاع و امامزاده ها و گنبدها از جمله گنبد سلطانيه را که جاي جاي آنها را متيمن و متبرک ساخته، مي توان مرتبط با مساله «ذکر» و «تسبيح» دانست که يکي از مسائل اصلي تصوف و عرفان اسلامي است. هم چنين نقش يا تصوير «ستاره» به عنوان نماد روشنايي و زيبايي که در مرکز آن کلمه «الله» و در اضلاع آن کلمه محمد (ص) يا علي (ع) قرار گرفته، از نظر عرفاني نشانه اي از ولايت معنوي خدا و اولياء الهي در هدايت باطني و ظاهري اهل طريقت است که به وفور در نقش و نگاره ها و تزئينات گنبدها به ويژه گنبد سلطانيه ديده مي شود. اتحاد ميان شريعت، طريقت و حقيقت يکي از مسائل مهم عرفاني است که در قسمت هايي از کتيبه ها و نگاره هاي بناهاي اسلامي از جمله گنبد سلطانيه در قالب نام «الله، محمد (ص)، علي (ع)» در کنار يکديگر به -چشم مي خورد.

هدف از اين تحقيق بررسي موانع توسعه گردشگري روستايي در بخش سلطانيه استان زنجان بود. اين تحقيق از نظر ماهيت، از نوع پژوهش هاي تلفيقي کمي-کيفي، از نظر ميزان کنترل متغيرها از نوع غير آزمايشي و از نظر هدف از نوع تحقيقات کاربردي محسوب مي شود. جامعه آماري اين تحقيق را سه گروه مردم محلي، کارکنان ادارات دولتي و گردشگران تشکيل دادند. ابزار اصلي تحقيق پرسشنامه بود که توسط محقق طراحي شد. روايي ظاهري و محتوايي ابزار تحقيق با استفاده از نظرات کارشناسان صاحب نظر توسعه روستايي در استان و پس از انجام اصلاحات لازم به دست آمد. براي تعيين پايايي ابزار تحقيق پايلوت تست انجام گرديد و جهت تعيين پايايي ابزار تحقيق از ضريب آلفاي کرونباخ استفاده شد. داده هاي جمع آوري شده با استفاده از نرم افزار Excel و SPSS نسخه 16 پردازش و تحليل گرديد. نتايج نشان داد منطقه داراي قابليت بالايي در زمينه توسعه گردشگري روستايي در ابعاد تاريخي، طبيعي و فرهنگي در راستاي توسعه پايدار مي باشد. نتايج تحليل عاملي موانع توسعه گردشگري روستايي در منطقه نشان داد اين موانع به ترتيب اهميت شامل ضعف مديريت و برنامه ريزي، کمبود تسهيلات رفاهي و بهداشتي، موانع فرهنگي و آموزشي و سرمايه گذاري ناکافي مي باشد.

سلطانيه جزو مناطق بي نظير ايران و حتي جهان است كه آميختگي ارزش هاي تاريخي، فرهنگي و محيط طبيعي را يك جا به نمايش مي گذارد. محوطه تاريخي سلطانيه به عنوان يكي از معدود آثار باقي مانده از تمدن ايلخانان شامل اثر ميراث جهاني گنبد سلطانيه و ساير عناصر تاريخي و طبيعي ارزش مند مجاور آن بويژه چمن تاريخي سلطانيه مي شود. در دهه هاي اخير، گسترش نامناسب شهري سبب بروز برخي مسايل و ناهنجاري هاي بصري و محيطي در منظر شهري تاريخي سلطانيه شده كه در مواردي نيز بعضي قابليت هاي تاريخي، طبيعي و فرهنگي آثار و مناظر را با تهديد مواجه كرده است. در اين مقاله تلاش شده ضمن ارائه نتايج پژوهش انجام گرفته در زمينه بهبود كيفيت منظر شهري تاريخي سلطانيه، به اهميت نقش منظر پيرامون آثار ثبت جهاني به عنوان موضوعي موثر در بهبود كيفيت منظر شهري تاريخي توجه شود. بر اين اساس، روش كار بر مطالعه ميداني و اسنادي بويژه بهره گيري از توصيه نامه 2011 يونسكو در بررسي توصيفي- تحليلي بخشي از منظر محوطه تاريخي سلطانيه است. در اين مورد، نخست مفهوم رويكرد منظر شهري تاريخي و لايه هاي سازنده آن بررسي شده است. سپس با بسط و تطابق آن به منظر شهري تاريخي سلطانيه، فعاليت هاي انساني ـ اجتماعي، جلوه هاي بصري محيط، كيفيت و قدمت شبكه راه هاي موجود، مزارع و شبكه كرت بندي آن، شبكه آبي، كانون هاي تاريخي، محدوده هاي حفاظت حريمي و هم چنين مواضع داراي قابليت فضاسازي و استقرار فعاليت به عنوان اصلي ترين عناصر سازنده منظر شهري تاريخي و قابليت هاي اين شهر مورد شناسايي قرار گرفته است. نتيجه نهايي پژوهش تاكيد دارد اين عناصر در ارتباط با هم منظر شهري تاريخي را، به طور يك پارچه و به عنوان نوعي هويت و ارزش معرفي مي كند و در برگيرنده جداول و نقشه هاي تفكيكي از لايه هاي سازنده منظر شهري تاريخي در حوزه جنوبي گنبد سلطانيه و محور حدفاصل گنبد تا مقبره ملاحسن كاشي است كه با تكيه بر تحليل داده ها و بررسي هاي ميداني استخراج شده اند.



در اين مقاله مقايسه فضاهاي شهري و يافته هاي باستان شناسي شهر اوجان و شهر تاريخي سلطانيه و جزييات داده هاي اين دو شهر مورد مطالعه قرار گرفته است. ساختار اوليه شهر اوجان متعلق به سده هاي5 تا 6 هجري و مصادف با دوره حکومت سلجوقيان در ايران بوده است و انتخاب اين شهر به عنوان شهري حکومتي ايلخانان در سده هاي 7 و 8 هجري موجب آباداني و رونق آن را تا اواخر دوران صفوي فراهم آورد. شهر سلطانيه نيز که پايه هاي اوليه آن توسط ارغون (690-683 ه ق) نهاده شده بود به طور جد در زمان سلطان محمد خدابنده (716- 703 ه. ق) ساخته شده و به عنوان پايتخت ايلخانان انتخاب شده است. در اين تحقيق مقايسه فضاهاي شهري اوجان و سلطانيه بر اساس يافته هاي باستان شناسي اين دو شهر مساله اصلي اين مقاله است و علت ساخت سلطانيه بر اساس نقشه از پيش طراحي شده مورد بررسي قرار گرفته است و هدف از آن مستند نگاري شهرسازي آن دو شهر ايلخاني است. روش تحقيق در اين مقاله بر پايه مطالعات کتابخانه اي و نتايج پژوهش هاي ميداني اين دو شهر ايلخاني انجام شده و آگاهي ما را نسبت به تاريخ سياسي- اجتماعي بافت فضاهاي شهري و معماري و المان هاي فرهنگي شهرهاي اوجان و سلطانيه مي افزايد.

چکیده: آثار باقي مانده از دوران حکومت ايلخانان مغول در ايران داراي ويژگي هاي معماري جالبي بوده و گنبد سلطانيه زنجان يکي از بناهاي مهم اين دوران است که آرايه هاي معماري گوناگوني را در خود جاي داده است. يکي از اين نمونه ها، آرايه هاي گچي است که در لايه نازکي بر روي پوشش هاي آجري در ايوان هاي بيروني اين گنبد با لايه هاي رنگي مزين گرديده است. اين تزيينات شامل ترکيبات گوناگون رنگي است که تاکنون مطالعات علمي براي شناسايي آن ها و بسترهاي مورداستفاده شان صورت نپذيرفته است. سؤال مطرح شده اين است که اين آثار با چه ترکيبات رنگي کارشده و آيا داراي ويژگي هاي خاصي هستند که تا به امروز باقي مانده و در اثر عوامل محيطي تخريب نگرديده اند. با نيل به اين منظور در اين پژوهش هدف شناسايي ترکيبات رنگي آرايه هاي گچي بود که با استفاده از روش لايه نگاري و آناليزهاي دستگاهي FT-IR و XRF براي شناسايي عنصري و ترکيبي مواد تشکيل دهنده رنگ ها استفاده شده است. بر اساس يافته هاي حاصل شده ترکيبات رنگدانه ها شامل اخراي قرمز، اخراي زرد، سياه استخوان و کربنات کلسيم بود که بر روي بستر گچي مورداستفاده قرارگرفته است. رنگدانه ها داراي ساختار معدني بوده و به همين علت ماندگاري بيشتري نسبت به رنگدانه هاي آلي در برابر عوامل مخرب محيطي دارند و اين امر سبب ماندگاري طولاني مدت آن ها در محيط بيروني بوده است و ساختار مقاوم آن ها دليل اصلي باقي ماندن تا به امروز اين آثار است.


چکیده: براي سنجش ظرفيت هاي گردشگري تاريخي و براي بهبود عملکرد آن، واکاوي ظرفيت هاي موجود و بالقوه گردشگري تاريخي در توسعه پايدار سکونتگاه هاي روستايي ضروري است. زيرا متناسب با ظرفيت گردشگري تاريخي و با توجه به فراهم بودن زيرساخت ها و خدمات رفاهي و پشتيبان گردشگري، اثرات فضايي و پيامدهاي محيطي اکولوژيک، اجتماعي اقتصادي و کالبدي آن به شکل مثبت يا منفي نمود پيدا مي کند که در ميزان توسعه يافتگي سکونتگاه هاي روستايي مقصد گردشگري نيز اثرگذار است. بر اين مبنا، اين تحقيق با هدف سنجش تأثيرات ظرفيت هاي گردشگري تاريخي در توسعه روستايي به روش توصيفي تحليلي بر روي 319 خانوار نمونه تصادفي در 12 سکونتگاه روستايي در ناحيه سلطانيه انجام شد. براي سنجش شاخص هاي سطح توسعه يافتگي سکونتگاه هاي روستايي تعداد 79 گويه و در قالب ابعاد محيطي اکولوژيک، منابع گردشگري، اجتماعي-اقتصادي و کالبدي سنجيده شد. هم چنين، مؤلفه اثرگذار نيز در قالب 14 شاخص بررسي شد. نتايج دلالت بر وجود رابطه مثبت و معنادار بين شاخص هاي ظرفيت پذيرش گردشگر، ظرفيت ايجاد واحدهاي پذيرايي، و ظرفيت ايجاد خدمات رفاهي با شاخص هاي ابعاد توسعه پايدار روستايي در ناحيه سلطانيه دارد. در مقابل، شاخص ظرفيت اجراي تور گروهي، ظرفيت ايجاد واحدهاي اقامتي و خدمات پشتيباني در تبيين توسعه پايدار روستايي در روستاهاي ناحيه سلطانيه جايگاه خود را نيافته است. بنابراين، ارتقاء شاخص هاي ظرفيت هاي گردشگري تاريخي براي دستيابي به توسعه پايدار روستايي به مثابه يکي از راهبردهاي اثرگذار ضرورت دارد که مورد توجه سياستگذاران و متوليان امر گردشگري قرار گيرد تا زمينه و زيرساخت هاي لازم براي تحقق آن ها فراهم شود.

موضوع حفاظت از ميراث فرهنگي در شهر سلطانيه زنجان به لحاظ قرارگيري مجموعه ميراث جهاني گنبد و ارگ سلطانيه در اين شهر از اهميت و جايگاه ويژهاي برخوردار است. اين مقاله در صدد شناخت تعارض هاي اجتماعي در حفاظت از گنبد و ارگ سلطانيه است كه با بهره گيري از روش پيمايش هاي ميداني مرتبط با موضوع انجام يافته است. چارچوب نظري تحقيق مبتني بر تعميم مباحث روان شناسي اجتماعي به موضوع حفاظت مردمي از ميراث فرهنگي معماري است. بررسي هاي صورت گرفته نشان مي دهد كه مجموعه اي از عوامل در بروز تنش و تعارض هاي اجتماعي در حوزه حفاظت از ميراث فرهنگي معماري در اين شهر موثر بوده است. از جمله مهمترين عوامل عبارتند از: كمبود هم پيوندي ميان اصول و مباني ميراث فرهنگي با نيازها و تقاضاي مردمي، تملك يك باره حدود 10 هكتار از شهر كوچك سلطانيه به عنوان عرصه گنبد و ارگ پيرامون آن، برخوردهاي ناهماهنگ و مقطعي در فرآيند اجرايي تملكات، اختلال در ساماندهي محوطه پيرامون گنبد و ديگر محدوده هاي تاريخي- فرهنگي شهر، تعارض گروه هاي اجتماعي شاغل در محدوده عرصه گنبد و ارگ با نظام اداري مربوط به حفاظت.


چکیده: بيان مسأله: ظرافت ازجمله مفاهيم پردامنه و جهان شمول است که در هنر و معماري اهميت فراواني دارد؛ بااين حال به لحاظ نظري، ماهيت و جنبه هاي وجودي آن چندان مورد واکاوي قرارنگرفته است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بازشناسي جايگاه ظرافت و مطالعه ي نحوه ي کاربست آن در طراحي آثار معماري، به عنوان يک دستمايه هنري صورت پذيرفته است. در اين راستا با بهره گيري از روش توصيفي-تحليلي تلاش مي کند ضمن بازشناسي مفهوم، به رديابي و احصاي انواع ظرافت به کاررفته در معماري ايراني-اسلامي اقدام کند. روش تحقيق: در گام نخست نظرات انديشمندان درباره ي چيستي ظرافت از دو منظر فلسفه ي هنر و طراحي مهندسي بررسي شده است. آنگاه به تدوين مدلي از ظرافت ادراکي با استفاده از مفهوم ماده (توده/ جرم) و مطالعه ي ويژگي هاي کالبدي و ادراکي پرداخته و در گام بعد با کاوش در امکان هاي مختلف اطلاق صفت ظرافت به معماري در متون مختلف و تطبيق با مدل تهيه شده، انواع آن شناسايي و در دو نمونه گنبد سلطانيه و مسجد شيخ لطف الله مورد تحليل قرار گرفته است. نتيجه گيري: زمينه هاي مختلف نموديابي ظرافت دست کم در سه سطح، قابل طبقه بندي است: در سطح کلان شامل ظرافت در شاکله هندسي بنا به معني فرايند و نظام شکل گيري، آرايش فضايي، چيدمان و نحوه استقرار عناصر است؛ در سطح نيمه کلان شامل ظرافت سازه؛ و ظرافت شکل عناصر و ارگان ها؛ و در سطح خرد، شامل ظرافت مصالح پوسته ازنظر رنگ، جنس و بافت؛ و ظرافت جزئيات ازنظر اتصالات و مرزها مي شود. لذا با توجه به گستردگي و تنوع کاربرد، مي توان گفت جايگاه کيفيت ظرافت در معماري فراتر از بيانِ وابسته به يک سبک خاص است. شيوه ي کار معماران ايراني براي دستيابي به ظرافتِ کالبدي در انواع معرفي شده، مي تواند الگوي مناسبي براي فرايندهاي طراحي و ساخت در معماري امروز ايران باشد.

در اين پژوهش، به منظور تعيين مدل دولوميتي شدن سازند سلطانيه، از يک رخنمون مناسب در 35 کيلومتري جنوب باختر شهر زنجان استفاده شده است. سازند سلطانيه در برش مورد مطالعه، 985 متر ستبرا دارد که به طور همشيب و مشخص روي شيل ها و ماسه سنگ هاي سازند بايندر قرار گرفته است و در بالا نيز توسط شيل ها و ماسه سنگ هاي سرخ رنگ سازند باروت پوشيده شده است. توزيع و گسترش دولوميت هاي سازند سلطانيه، موازي با رده بندي و لايه هاي رسوبي و داراي گسترش جانبي قابل ملاحظه اي است. درون لايه هاي دولوميتي آثار جلبک هاي سبز- آبي (استروماتوليت ها) و همچنين گرهک و نوارهاي چرت به فراواني شناسايي شده است. بر پايه شواهد صحرايي، سنگ نگاري و ژئوشيميايي (XRD و ICP-OES)، چهار نوع دولوميت، در سازند سلطانيه تشخيص داده شده است، که عبارتند از دولوميت هاي ريزبلور يا دولوميکرايت، دولوميت هاي متوسط بلور متراکم و نيمه شکل دار، دولوميت هاي درشت بلور نيمه شکل دار تا بي شکل و در پايان سيمان دولوميتي پر کننده حفرات سنگ. در اين دولوميت ها، شواهدي از وجود بلورهاي دولوميت زين اسبي يا سدل ديده نشده است. نتايج اين پژوهش بيانگر تشکيل اين دولوميت ها در يک محيط دياژنزي دفني کم ژرفا تا به نسبت ژرف توسط سيال هاي دريايي با شوري متوسط (ميانگين سديم 325 پي پي ام)، در اثر تراوش آب درياي تبخير شده به درون سکوي کربناته سازند سلطانيه در منطقه مورد مطالعه است. مقادير پايين استرانسيم (ميانگين 47 پي پي ام) و به نسبت بالاتر آهن (ميانگين 3088 پي پي ام) و منگنز (ميانگين 453 پي پي ام) در دولوميت هاي درشت بلورتر، احتمالا بيانگر افزايش اندازه بلورهاي دولوميت و تبلور دوباره بلورهاي دولوميت در طي تدفين است. مقادير ناچيز باريم (ميانگين 12 پي پي ام) و نبود دولوميت هاي زين اسبي درون توالي دولوميتي سازند سلطانيه نيز احتمالا بيانگر دخالت نداشتن محلول ها و سيال هاي گرمابي در طي فرايند دولوميتي شدن کربنات هاي سازند سلطانيه در منطقه مورد مطالعه است.

مطالب مرتبط