• دسته‌بندی نشده

پس از اسلام

سبک شناسی معماری ایرانی

محمد کریم پیرنیا


شیوه ی خراسانی :
از 6 شیوه ی معماری ایرانی دو شیوه ی پارتی و پارسی از پیش از اسلام و چهار شیوه ی خراسانی ، رازی ، آذری و اصفهانی  از آن دوران اسلامی هستند و پس از ورود اسلام و دگرگونیهای بعد از آن در ایران پدیدار شدند . با وجود تأثیراتی که اسلام بر معماری ها گذاشت اما اصالت این شیوه ها ایرانی است . غریبها برای شیوه های پس از اسلام نامهایی غیر ایرانی را به کار می بردند . اما واقعیت این است که هیچ یک از کشورها و ملت های ترک ، عرب و غیره نمی توانستند در معماری کشوری که پیشینه معماری چند هزار ساله دارد کار ساز باشد . شیوه ی خراسانی پس از ورود اسلام به ایران آغاز شد و تا قرن دوم و سوم هجری ادامه داشت . ورود اسلام ، دگرگونی ها ی تاریخی و به دنبال آن فرهنگی بوجود آورد . روزگار تازه ای برای ایرانیان آغاز شد به این صورت که نمایندگان دستگاه اموی در ایران با نمایش برتری اعراب ایرانیان را تحقیر می کردند . همین دلیل جنبش ها و قیام های به راه افتاده که هدف اصلی آن ها بیرون آمدن از زیر سلطه ی اعراب بود .


معماری شیوه ی رازی :
در اواخر شیوه ی خراسانی ساختمان هایی ساخته شدند که به شیوه ی رازی نزدیک بودند . در این شیوه ساختمان ها با کارکردهای گوناگونی پدید آمدند . مانند آرامگاه های برجی و میل ها . آرامگاه های برجی بیش تر به شکل چهار ، پنج ، شش ، استوانه بودند . ( و هشت گوشه ) گرداگرد آن ها پر دار یا ساده بوده است .
میل ها برجهای راهنمایی بودند که در بیابانها برای جهت یابی مورد استفاده مسافران قرار نمی گرفتند و افزون بر آن مقبره ی سازنده خود نیز بوده اند . در این شیوه بعضی از مسجد های دارای شبستان ستوندار به چهار ایوانی تبدیل شدند . در شیوه ی رازی ساخت طاق و گنبد پیشرفت زیادی داشته و به جای طاق ساده آهنگ از طاق های چهار بخشی استفاده می شد . گنبد ها نیز به روش های گوناگونی ساخته می شدند مثل گنبد « رک » که در شمال ایران پرکاربرد بوده است . ویژگی های این گنبد شیب تند آن و شکل مخروطی آن است . نمونه های دیگر گنبد ناره بوده که به شکل قد بر می باشد .
در شیوه ی رازی ساختمان با ساختمایه ی مرغوبی برپا می شد . آجرهای کوچک و بزرگ نازک و ستبر نمای آن را می آراست . یکی از ساختمایه های مهم در این شیوه آجر پیش تر است . این آجر در شیوه ی آذری نیز مورد استفاده قرار می گیرد .  گره سازی با آجر و کاشی یا گره سازی در هم نیز از  این شیوه آغاز شده . در این روش تکه هایی از کاشی همانند نگین در میان آجر ها به کار رفته است که نمای زیبایی را پدید آورده است .
گونه های گچ بری در این شیوه شامل  : گچ بری شیر شکری با برجستگی کم
: گچبری برجسته با برجستگی بیشتر
: گچبری زبره با برجستگی بیشتر بدون ساییدگی گوشه ها
: گچبری برهشته با برجستگی زیاد می باشد .
گونه ی دیگری از گچکاری گچ تراش بوده که در شیوه های دیگر کمتر کجا رفته است . روش کار به این صورت بوده است که گچ را با رنگ های گوناگون بهم می آمیختند و سپس هنگامی که سفت می شد آن را ب تکه هایی با شکل های ویژه می بریدند و همچون کاشی نقرق کنار هم می چیدند .

معماری شیوه آذری:
شیوه آذری دارای دو دوره است . دوره ی نخست از زمان هولاکو و پایتخت شدن مراغه و دوره دوم آن اززمان تیمور و پایتختی سمرقند آغاز می شود .
1-در آن زمان نیاز به ساخت ساختمان های گوناگونی بود که هر چه زودتر باید آماده می شدند از این رو در روند ساختمان سازی شتاب می شده بنابر این به پیمون بندی و بهره گیری از عناصر یکسان روی آوردند تا بناها به اندام و سازوار باشند .
2-در دوره ی نخست آذری با از میان رفتن شماری از هنرمندان و معماران ساختمان هایی ساخته شد که در آن کاستی ها و نادرستی هایی پدید آمد .
3-یکی از ویژگی های معماری این شیوه بهره گیری بیشتر از هندسه بوده است گوناگونی طرح ها بسیار زیاد است و بهره گیری از هندسه و تنوع در طراحی در نهار ( بیرون زدگی ) و نخیر ( تورفتگی ) نمودار می شد .
4-همچنین در این شیوه ساختمان هایی با اندازه های بسیار بزرگ ساخته شده اند که در شیوه های پیشین مانند نداشتند همچون گنبد سلطانیه و مسجد علیشاه در تبریز انواع  نقشه با میانسرای چهار ایوانی برای مسجد ها و مدرسه ها به کار رفته است و آرامگاه ها همچون دوره های قبلی برون گرا بوده اند .
6-در شیوه ی آذری از چفد کلیل بهره گیری زیاد می شود . و در این شیوه چفد پنج اُهفت دگرگون شده و تصور بر این بود که  این نام از نسبت پنج به هفت گرفته شده است به همین سبب چفدی بوجود آور که پایداری چفد پنج اُهفت را نداشت . چفد چمانه نیز در این شیوه بسیار به کار رفت .
7-گنبد ها معمولا دو پوسته گسسته بودند بر روی آهیانه گنبد ( پوسته زیرین ) دیوراهایی بنام خشخاش ساخته می شود که خود گنبد یا پوسته ی بیرونی روی آن ها سوار می شد .
8-برای نماسازی در شیوه ی آذری ساختمان نخست با خشت یا آجر یا سنگ با شاب و به گونه ای زبره ( بدون نما ) ساخته می شد سپس نماسازی به آن افزوده می شد . که یا با پوسته ای از آجر گره سازی می شد یا با گچ اندود می شده و نقاشی روی آن ورت می گرفته گاه نیز گره سازی آجری با کاشی ( گره سازی در هم  ) انجام می شده و
9-در این دوره از کاربرد آجر کاسته شد و جای آن را کاشی و آجر مهری پرکرده است .
10-کاشی معرق نیز پیشرفت بسیار زیادی در این دوره داشته است .

معماری شیوه اصفهان:
ویژگی های این شیوه شامل موارد زیر می شود :
1-  ساده شدن طرح ها که در بیش تر ساختمان ها مربع یا مستطیل می باشند .
2-  در شیوه ی آذری با به کار گیری یک هندسه قوی طرح های پیچیده ای ساخته شده اند اما در شیوه ی اصفهانی هندسه ساده و شکل ها به پیچیدگی قبل نبوده اند .
3-  در ساختمان ها پیش آمدگی و پس رفتگی کم ترشده و گوشه های یخ در ساختمان رایج تر شد
4-  مانند شیوه ی آذری ابتدا سفت کاری انجام می شود و پس از پایان یافتن نازک کاری با نما سازی ورت می گرفت . در حالی که در شیوه ی رازی ( زبره یا نما ) سفت کاری با نازک کاری ) باا هم انجام می شود .
5-  در شیوه ی اصفهانی از همه ارایه های شیوه های قبلی بهره گیری می شد البته بیشتر از کاشی 7 رنگ به جای کاشی تراش یا دق استفاده می شود .
برای بدست آوردن کاشی 7 رنگ بر پایه یک طرح اصلی روی کاشی سفید نقاشی می کردند و رنگ می زدند سپس در کوره می پختند . آنگاه کاشی پخته شده را به ترتیب طرح روی کار می چیدند تا نگاره ی اصلی بدست آید .




تاریخ کمبریج جلد چهارم / از اسلام تا سلاجقه

ریچارد نیلسون فرای / حسن انوشه

 


این بررسی آثار معماری معلوم ایران پیش از میانۀ سدۀ پنجم میلادی یقیناً کامل نیست و لازم است برای یافتن نمونه‌های بیشتر تحقیقات بیشتری در منابع ادبی و سفرنامه‌ها صورت گیرد. از بررسی ما سه نتیجه می‌توان گرفت.
 یکی این است که ظاهراً شمال شرق عالم ایران بسیار فعال‌تر و خلاق‌تر از مغرب عالم ایران بوده است. این تا اندازه‌ای بدان خاطر بوده است که در افغانستان و آن قسمت از آسیای مرکزی که امروزه در کشور شوروی قرار دارد، تراکم فعالیت علمی بیش از دیگر مناطق ایران بوده است. اما این را نیز می‌توان گفت که مغرب ایران که تا عصر آل‌بویه پیشرفت چندانی نداشته است جبراً در تماس با هنر مجلل عراق مصر عباسی بوده و بنابراین هنر آن بیشتر تقلیدی و کمتر تازه و بدیع بوده است. اما حتی اگر حفاری‌های آینده کمابیش این تصویر را تغییر دهد، با این همه هنوز هم به نظر می‌آید که خراسان و ماوراءالنهر در عصر ساسانی و سلسله‌های نخستین ترک مرکز عمدۀ معماری ایران بوده است.
اما نتیجه‌ گیری دوم ما این است که حتی اگر خود را محدود بدان مناطق کنیم، باز هم تعیین یک سبک معماری واضح دشوار است. اگر اصلا سبکی وجود داشته، بناهایی نظیر گنبد قابوس، مزار تیم و بخارا، مساجد نایین و دامغان، قصرهای ترمذ و لشکری بازار، خصوصاً در سده‌های چهارم و پنجم هجری/ دهم و یازدهم میلادی روشنگر آزمایشی در اشکال و تزئین معماری (با نبودن آن) می‌باشد. این بناها دلالت بر فرهنگی می‌کنند که در جست و جوی یافتن راه‌ها و واژگان رسمی برای خود است.این واژگان را می‌بایست فرهنگ اسلامی ایران در سدۀ آینده و دقیقاً در مغرب عالم ایران، یعنی ناحیه‌ای که تا آن زمان عقب افتاده بود کشف کند. همروی میان معماری رومی در ولایات مختلف و معماری گوتیک که در ولایتی بسط یافت که کمترین تماس را با سبک رومی داشت کاملاً آشکار است.
 نتیجه گیری سوم این است که دورۀ موضوع بحث ما در معماری شاهد پیشرفت و تکامل تقریباً همۀ کاربردها و شیوه‌هایی بوده که بعدها پاره و جزء معماری سنتی ایران یعنی مساجد، مزارات، آجر، مقرنس‌ها، از یک تا چهار ایوان اطراف حیاط، پیش‌طاق و مانند آن گردید. اما تا آن زمان هیچ یک از خصایص به نظر نمی‌آمدند که شرایط خود به خودی و پذیرفتۀ معماری عصر بوده باشند. همچنین حکم کردن در این که کدام نوآوری‌های آشکار و کدام اقتباس از تمدن‌های پیشین ایران بوده است نیز دشوار است. بی‌گمان بنایی که مرکب از گنبدی تنهاست که بر چهار ستون استوار است مأخوذ از معماری پیش از اسلام ایران می‌باشد. همچنین مفصل‌بندی دیوارهای بیرونی از جرزهای بزرگ یا احتمالاً سبک آجرکاری و طرح چهار ایوانی که در یک مزار بودایی در آسیای میانه پیدا شده و طرح چهار ایوانی که در یک شکل ساده شده در کوه خواجۀ سیستان وجود دارد، اقتباس از معماری پیش از اسلام ایران است. با وجود این ترکیبات زمینه‎های قدیمی که مسلمانان نخستین در هنر معماری پدید آورده بودند ساختمان‌های آنها را از ابنیۀ ساسانی یا سغدی متمایز کرد، مگر احتمالاً در کوشک‌های روستایی آسیای میانه که به هر حال تاریخشان نامعلوم است. به نظر من نکته مهم این است که اشکال معماری تا سدۀ پنجم هجری/ یازدهم میلادی هنوز پیوستگی کارکردی معین و مختصات رسمی نگرفته بود. این تبدیل شمار زیادی از بر نهاده‌ها به سبکی دقیق و سنتی دست آورد بزرگ سده‌های آینده بوده است.