برج رادکان غربی








پایان نامه های وابسته

بررسی سیر تحول منطقه‌ای خطوط کوفی تزئینی در معماری دوران آل بویه
فرحناز حسینی / رضا افهمی / مهدی کشاورز افشار

دوران آل بویه از جمله دوره ای مهم و تأثیرگذار در هنر ایران محسوب می‌شود و یکی از ویژگی-های این دوره کتیبه‌‌های بناهای مذهبی و غیر مذهبی برجای مانده از این دوره است که اولین شواهد بجای مانده از کتیبه نگاری دوره اسلامی ایران محسوب می‌شوند و تا کنون مطالعات صورت گرفته بر وی این کتیبه‌ها، نحوه شکل گیری و تحولات آنهارا مد نظر قرار نداده‌اند . از اینرو تحقیق حاضر با هدف شناسایی مناطق رشد و تاثیرات مناطق مختلف جغرافیایی و حکومتی آل بویه، تحولات تاریخی کتیبه نگاری این دوران در پاسخ به این پرسش است که آیا اصولا این خطوط تأثیر گذاری متقابلی بر همدیگر داشته اند و نیز آیا می توان شواهدی بر وجود عامل التقاط و تأثیر و تأثر خطوط مناطق گوناگون را یافت؟ این تحقیق به روش توصیفی- تحلیلی و تطبیقی و با اتکا به منابع کتابخانه‌ای و میدانی به بررسی حروف و ترکیب بندی سیزده کتیبه این دوره، بررسی شباهت‌ها و تفاوت های آنها به منظور کشف ویژگی‌های هر منطقه، روابط میان آنها، تاثیر مناطق مختلف بر یکدیگر و نحوه رابطه آنها در سیر زمانی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهند که توسعه برگچه های سه لبی در خطوط کوفی به لحاظ جغرافیایی از ایران مرکزی شروع شده است و شیوه کامل تر آن درخطوط کتیبه برج رسکت واقع در شمال کشور به چشم می خورد. تغییرشکل کوفی برگدار به گلدار در ناحیه مرکزی قابل ردیابی است. همچنین وجود تأثیر و تاثرات متقابل هنرمندان طراح و خوشنویس در نمونه ها به خوبی نمایان گردید.


بررسی فرم و تکنینک ساخت تزیینات معماری برج های آرامگاهی استان مازندران (مطالعه ی موردی برج های آرامگاهی رسکت، امام زاده یحیی و امام زاده قاسم)
ثمره رضایی / مصطفی کیانی / رحیم موسوی ساروی

مازندران به عنوان اولین پایگاه رسمی سیاسی شیعیان در جهان اسلام شناخته می شود که امنیت و آسایش مناسب را برای سادات و مهاجرانی که در گریز از خلفای عباسی، دیار خود را ترک گفتند، فراهم کرده بود .دوره ی حکومت مرعشیان که با فرمان روایی تیمور و اسلافش بر ایران همراه شده بود، دومین دوره ازجنبش مقبره سازی در مازندران به شمار می آید. اولین دوره،گنبدهای قابوس و لاجیم و رسکت را در خود دارد که با همین نمونه ها نیز به انتها می رسد. این آثار آغازگر سبک رازی در معماری ایران است. معماران ایران در دوره ی اسلامی از اواخر سده ی سوم رفته رفته وارد عرصه ی طراحی و ساخت بناهای آرامگاهی شدند و تلاش کردند تا با در نظر گرفتن نمادین آرامگاه به عنوان خانه ی آخرت و رویکردی آیینی و مذهبی، این دسته از کاربری در معماری را جایگاهی بزرگ دهند . روش تحقیق در این پژوهش کیفی است. عدم شناخت دقیق جامعه نسبت به برج های آرامگاهی و بی توجهی متخصصان در سالیان اخیر باعث از بین رفتن بخشی از این بناها شده است. با توجه به رونق گردشگری در استان مازندران، این پژوهش با بررسی ویژگی های برج های آرامگاهی این منطقه سعی بر فهم قابلیت های تاریخی این بناها دارد تا با شناخت دقیق از این برج ها و احیای فنی، علمی و تخصصی شان به جامعه با رویکرد گردشگری بتوان این فضاها را به مکان های فرهنگی تبدیل کرد تا ضمن توسعه ی گردشگری استان از انهدام این بناها نیز جلوگیری شود .


بررسی نقوش و کتیبه‌های برجهای آرامگاهی مازندران (رسکت، لاجیم، رادکان)- پروژه عملی: کاربری نقوش و کتیبه‌های این برجها در گرافیک محیطی
نازیلا قائمی / محمد خزایی / سید نظام الدین امامی فر
مازندران نامی است که از آن در اساطیر و افسانه ها بسیار سخن به میان آمده است. این مکان اسطوره ای مهد هنر پیش از تاریخ و هنر قرون مختلف اسلامی است که در شناخت اصالت سرزمین متمدن ایران نقشی اساسی ایفا می کند. وجود برجهای آرامگاهی متعدد در جای جای این مکان پر رمز و راز، دلیلی قاطع بر وجود عوامل شناخت اصالت و هویت هنر اسلامی در آن است. برجهای آرامگاهی مازندران در سرتاسر آن پراکنده اند و بررسی هر یک از آنها برگی از اسرار هنر اولیه اسلامی را ورق می زند. بررسی منشأ و دلیل استفاده از نقوش گیاهی در سه برج آرامگاهی رسکت، لاجیم و رادکان و کشف علت کاربرد کتیبه های پهلوی و کوفی در کنار یکدیگر در این سه برج مورد مطالعه، راه را برای شناخت هر چه بیشتر هنر اصیل اسلامی هموار می کند. مطالعه تزئینات این سه برج نشان می دهد که هنرمند ایرانی پس از ورود اسلام به ایران، اصالت هنر ایرانی را فراموش نکرده، بلکه آثار هنری اسلامی را در راستای دین اسلام و با الهام از هنر با هویت ایرانی خلق کرده است. حضور کتیبه های پهلوی در کنار آیات قرآنی با تزئینات مشترک، از مهمترین شاخصه های هنری هنرمندان این دوره است که در کمتر جایی ظاهر شده اند.



پژوهشی بر ابنیه تدفینی ولایت رویان و علل رواج مقبره سازی در منطقه
زهرا میراضی / کریم حاجی زاده / بهروز افخمی

سنت ساخت بنای آرامگاهی در ایران به دوره حکومت عیلام باز می گردد و تا دوره ساسانی کمابیش در حوزه قلمرو حکومت های ایران تداوم داشت، در این دوره با توجه به باورهای مذهبی این سنت تا حدودی متروک شد و از استودان ها و برج های خاموشی استفاده می شد. با سقوط سلسله ساسانی و ظهور اسلام با وجود منع صریح احادیث و روایات، پس از چندی مردم مسلمان بویژه شیعیان با استناد به برخی روایات دیگر و همچنین از سر شوق و ارادت به انبیا و ائمه اطهار، اقدام به ساخت بناهایی جهت مشخص ومتمایز نمودن قبور آن بزرگوران نمودند و بعدها توسط خیرین و حکام به سبب تقرب جستن و استمداد از ارواح این بزرگواران در صدد گسترش و بهبود و بازسازی این ابنیه برآمدند. در نواحی سواحلی جنوب دریای مازندران تا پیش از ظهور اسلام بنای آرامگاهی ثبت و شناسایی نشده است. در نواحی شرقی این ناحیه، یعنی در استان های گلستان و نواحی شرقی و مرکزی استان مازندران در قرون ابتدایی اسلام چنین ابنیه هایی ساخته شدند(مانند برجهای لاجیم، رسکت و گنبد قابوس). اما در نواحی غربی استان مازندران که به نام ولایت رویان نیز خوانده می شده این ابنیه بسیار متاخرتر می باشد و براساس کتیبه ها، فرم ها و مقایسه با نواحی پیرامون متعلق به قرن 9 می باشد. با پژوهش پیش رو مشخص شد علت اصلی تغییر مذهب از تسنن به تشیع از سوی ملک کیومرث، و همچنین اقدامات وی در احداث این ابنیه موجب شد این بناها بسرعت احداث شوند. اغلب این بناها به فرم چهار ضلعی و 8 ضلعی با مصالح آجر و گنبدهای رک می باشد.

میراث اسپهبدان در حوزه فرهنگی جغرافیایی تبرستان (پهنه فرهنگی پریم)
سجاد زلیکانی / حامد مظاهریان / هایده لاله / ناصر نوروز زاده چگینی

با هدفِ شناسایی و درنهایت، شناختِ منطقی‌ترِ تاریخ اجتماعی و فرهنگی، به ویژه تاریخ معماریِ ایران در معنای عام و تاریخ معماریِ تبرستان در معنای خاص، اقدام به پژوهش در بابِ نام‌جایی تاریخی به نامِ پَریم (فَریم)، در باز? زمانیِ مهمِ اسپهبدان تبرستاننمودیم.دهستان فعلیِ فریم (پریم) در بخش دودانگ? شهرستان ساری، به صورت ضمنی،یادآورِ این نام‌‌جایِ کهن در تاریخ تبرستان است.بنابر کتبِ تاریخ محلی تبرستان و کتبِ تواریخ کلی و کتبِ جغرافیایی، پریمِ تاریخی، جزئی از کوهستانِ تبرستان بوده است و اسپهبدانِ باوندی (باوندیان) و اسپهبدانِ قارنی (قارنیان)، آن را به عنوان تختگاه و پایتخت و مقرِّ حکومتیِ خود برگزیدند.در خصوصِ این‌که ساختارِ پریمِ تاریخی چه بوده، در کجا قرار داشته و چه وسعتی را شامل می‌شده، از جانبِ پژوهشگران، نظرات و دیدگاه‌های مختلفی بیان گردیده و همواره کشفِ موقعیت یا حدودِ تقریبیِ پریمِ تاریخی، چالشی پرابهام بوده است. پژوهش پیش‌رو، اولین پژوهش در نوعِ خود به شمار می‌آید که در آن، به سنجیدن و تحلیلِ مولفه‌‌های جغرافیایی و شواهدِ مکتوب و غیر مکتوبِ فرهنگی به صورت یکجا، برای تشخیصِ منطقیِ حدود و ساختارِ پریمِ تاریخی پرداختیم که به آن پهن? فرهنگیِ پریم (منظر فرهنگی) نام نهادیم. در نهایت، با چنین رویکردی، پریمِ تاریخی را به صورت احتمالیجانمایی نمودیم. این جانماییِ پیشنهادی و احتمالی، به نظر می‌آید منطقی‌ترین پیشنهادی است که می‌توان برای حدود و ساختارِ پریمِ تاریخی ارائه کرد. حدودِ جغرافیاییِ کلیِ پژوهش، از کوهستان شهرستان سوادکوه در استان مازندران تا کوهستان شهرستان کردکوی در استان گلستان را شامل می‌شود. اصلی‌ترین و تأثیرگذارترین شواهدِ معماری، ‌مقبره‌های رادکانِ غربی و لاجیم و رِسکِت هستند که علاوه بر آن‌ها، شهر و دیوارِ باستانیِ تمیشه، طاق‌دژِ منسوب به اسپهبد خورشید و بنای منسوب به قلعه کنگلو را نیز در بررسی‌ها گنجاندیم. در این بین، مقبر? رسکت، به دلیلِ مخدوش شدنِ بخشِ تاریخ‌دارِ کتیبه و گمانه‌های متفاوت توسط محققان درخصوص تاریخِ احداثِ آن، از جایگاهِ ویژه‌تری برخوردار است.بدین علت، برای اولین بار در این پژوهش، از آزمایش سالیابیِ ترمولومینسانس برای درکِ درست‌ترِ تاریخِ احداثِ مقبر? رسکت بهره بُردیم که نتایجی بسیار متفاوت از آن‌چه تاکنون مطرح شد، به دست آمد.


کمتر


مقاله های وابسته

از رادکان تا رادکان/ قره سو، آبشار زیبایی در کلات نادری 
….

از لورا به لاجیم و رسکت
ایرج افشار

بررسی تطبیقی میان نقشمایه های آثار فلزی دوره ی سلجوقی تبرستان با نقوش برج لاجیم، رسکت

منیرالسادات حسینی

منطقه ی شمالی ایران به ویژه تبرستان(مازندران و گلستان) از دیرباز محل تجلی آثار هنری بوده است. در بین آثار هنری متعدد، هنر فلزکاریاین خطه خصوصاً در دوران اسلامی به دلیل کمبود موزه های استانی و نگهداری اشیاء در گنجینه ها کمتر مورد پژوهش و بررسی قرار گرفته است. بیشترین آثار برجای مانده از فلزکاری دوره اسلامی تبرستان، متعلق به دوره سلجوقی است که مهمترین نقش مایه های به کار رفته بر روی آنها در غالب نقوش هندسی، گیاهی و تزیینات نوشتاری تبلور یافته است.طبق بررسی های اولیه، مشابهت بسیاری بین نگاره های به کار رفته بر روی این آثار با نقوش برج رسکت و لاجیم مشاهده شده است که ارتباط و همبستگی میان نقوش دو هنر فلزکاری و معماری را می نمایاند.مهمترین فرضیه تحقیق، این مطلب است که به نظر می رسد اساسی ترین این نقوش با الهام از نگاره های ساسانی پدید آمده اند.هدفاصلی این پژوهش را شناسایی و معرفی نقش مایه های آثار فلزی دوره سلجوقی منطقه و مطابقت آنها با نقوش به کار رفته در دو برج تاریخیمنطقه(لاجیم و رسکت) در بر دارد. اطلاعات اولیه در این پژوهش به صورت میدانی و کتابخانه ای است و در تدوین آن از شیوه تطبیقی بهرهگرفته شده است.

بررسی ساختار ملات اوایل دوره اسلامی بر اساس نمونه‌های برج‌های آرامگاهی و قلعه های شرق مازندران با روش XRD
شاهین ماهیار / بهمن فیروزمندی شیره جینی / هایده خمسه

با توجه به شواهد آزمایشگاهی به دست آمده در این پژوهش، دو ترکیب «ژیپس و کلسیت» یا «ژیپس و دولومیت» در فاز غالب، به همراه «کوارتز» در اشکال مختلف بلورین و سولفیدهای چندگانه فلزی و ترکیبات سیلیکاته در فازهای کم اهمیت‌تر، ساختار کلی ملات در نمونه‌های مختلف جغرافیایی مربوط به دوره ساسانی را تشکیل می‌دهند. در این بررسی، آنالیز ملات قلعه‌های شاخص شرق مازندران و برج مقبره‌های سه‌گانه «لاجیم»، «رسکت» و «رادکان» غربی با روش XRD مد نظر قرار گرفتند. هر سه این برج‌ها در قرن چهارم هجری ساخته شده‌اند اما در مورد تاریخ ساخت غالب قلعه‌ها اطلاعات دقیقی در میان نیست. با توجه به زمان ساخت دقیق برج مقبره‌ها و مشابهت ترکیب ملات آن‌ها با قلعه‌های ورازان، حمام و کنگلو از یکسو و تشابه این ساختار با نمونه ملات‌های شاخص دوره ساسانی از سوی دیگر، می‌توان فرآیند تهیه ملات از سنگ گچ خام از دوره ساسانی تا اوایل دوران اسلامی در مازندران را بدون تغییر دانست و این نمونه‌ها را به دوران گذار به سوی استفاده از ملات‌های جدیدتر منتسب کرد. آنالیز نمونه‌های بسیاری از قلعه‌های مورد بررسی، حاکی از استفاده از ملات‌های آهکی است که در دورانی جدیدتر به کار گرفته شده‌اند.



بررسی و مطالعه تطبیقی نقوش به کار رفته در گچبری های برج رسکت

ابوالفضل نیکوییان صرمی


بررسی نقش بوم آوردی مصالح و طراحی اکولوژیک در راستای حفظ محیط زیست روستایی(نمونه موردی: بررسی مساکن سنتی روستای رسکت)

ماثده امیری رسکتی / روح الله عشریه

در چند دهه اخیر، شاهد تغییر و تحولاتی در نوع و نحوه ساخت و ساز در روستاها می باشیم. گسترش مدرنیسم و تغییرات اجتماعی، فرهنگی، زیستی و نهایتاً تغییر سبک زندگی ناشی از آن، علاوه بر شهرها به روستاها نیز انتقال یافت، از طرفی گسترش فناوری و تولید مصالح ساختمانی گوناگون و نیز فراهم شدن امکان جابجایی آن ها به روستا، موجب بکارگیری هرچه بیشتر و راحت تر، آن ها در ساخت و ساز روستایی گردید. این درحالیست که در گذشته های دور و شاید در پیش از دوران مدرن، بوم آوردی و استفاده از مصالح سازگار با محیط ناشی از فرهنگ خودبسندگی، و نیز به عنوان یک اصل در انتخاب و بکارگیری مصالح در مساکن روستایی بود. در پژوهش حاضر سعی بر آن است، با انجام مطالعات کتابخانه ای، و روش توصیفی تحلیلی، به بررسی نقش مصالح بومی در حفظ محیط زیست روستای رسکت – پرداخته، و با متذکر شدن بازگشت مجدد و بی زیان اینگونه مصالح به چرخه محیط زیست، موجب استخراج اصول بهینه و تلفیق آن ها با دانش روز، در جهت حل مسائل زیست محیطی در معماری و شهرسازی معاصر گردد.

پژوهشی بر میل و مناره های خراسان باتاکید بر(مسجد آدینه سبزوار، میل یا برج رادکان، برج علی آباد) 
سمانه صادقی / سامان فرزین / حسین کوهستانی اندرزی


ریخت شناسی معماری آرامگاهی مازندران (از سده 4 تا 9 ق)
جواد نیستانی


جایگاه هنر بومی در معماری سلسله‌ی باوندیان (466-606 ه.. ق)
زمانه حسن نژاد
به بیان برخی از فلاسفه، هنر ناب ترین بیان زندگی مردم هر عصر است. هنر و معماری در هر زیست بوم فرهنگی و جغرافیایی، انعکاس اندیشه ی مردمان و قدرت مندان آن ناحیه می باشد. از این روی، حاکمان و صاحبان قدرت از گذشته ی دور تا به امروز ابنیه و آثار هنری از خود به جای می گذاشته اند.
خاندان محلی باوندیان از جمله ی این صاحبان قدرت بودند که در پناه جغرافیای تبرستان، از دوران باستان تا قرون میانه به حیات خود ادامه دادند. این خاندان محلی در جریانی مداوم و پیوسته به حکومتی محلی تغییرماهیت داد. در روند این تحولات، باوندیان بسیاری از شاخصه های کهن خویش را در زمینه ی فرهنگ و هنر حفظ نمودند.
دستاورد ها و آثار هنر معماری باوندیان، در دو عرصه قابل بررسی می باشد: نخست بناهای آرامگاهی و دوم ساختار شهری فریم؛ تختگاه باوندیان. در این نوشتار سعی شده غلبه ی اندیشه ی بومی در هنر و معماری سلسله ی محلی باوندیان تبرستان، مورد بررسی قرار گیرد.


جلوه های هنر های تزئینی وابسته به معماری در بقاع متبرکه مازندران
احمد پیرزاد

در این جستارکوشش برآن است که بقاع متبرکه در منطقه مازندران بررسی شود قدمت بالایی دارند و از لحاظ کمی، بسیار زیادند و از لحاظ کیفی خصوصیات معماری متنوعی مانند پلان های چند ضلعی و مدور، گنبد رک به صورت هرمی و چند وجهی همراه با چیدمان آجری خاص هستند. تزئینات آجرکاری بصورت قطاربندی و تزئینات کاشی کاری به صورت نگینی، به همراه تزئینات آجرکاری به کار می رود تزئینات آجرکاری و کاشی کاری در ناحیه اتصال گنبد با بشن بقاع متبرکه در برج های آرامگاهی، در نمای خارجی جلوه خاصی به این اماکن داده است. تزئینات گچبری همراه با کتیبه و خوشنویسی فضای داخلی نیز برزیبایی این بقاع افزوده است. دستاوردهای مقاله نشان می دهد که تزئینات وابسته به معماری در بقاع متبرکه ضمن ارائه زیبایی های کالبدی تجلی نگرش های مذهبی و آیینی تشیع بوده و زیبایی های کالبدی و فراکالبدی منجر به قداست مکان معماری در نزد مردم مسلمان منطقه در ادوار تاریخی تا عصر حاضر شده است.

کشف عجایب معماری برج رادکان توس 


گزارشی از خط کوفی در کتیبه های برج رادکان 
سید رحیم موسوی ساروی


گشتالت در معماری برج های ایرانی
حسین قره داغی / زهرا نیلفروشان

گشتالت، یعنی ماده بی فرمی را براساس منطقی اصولی و به وسیله ساختاری با قاعده به صورت یکپارچه درآوردن. این روند یک عمل خلاقانه است که در آن با ترکیب مختلف عناصر گشتالت مانند فرم، رنگ، رویه و جنس، واحدهای نو به وجود می آید طبق نظریه گشتالت ما دنیا را در کل های معنی دار تجربه می کنیم و محرک های جداگانه را نمی بینیم و کلا هر آنچه می بینیم محرک های ترکیب یافته در سازمان ها (گشالت ها)یی است که برای ما معنی دارند. کل چیزی بیش از اجزای آن است و این اصل است که در تمام پژوهش ها و قانون ها تعریف شده و توسط صاحب نظران مورد تاکید قرار گرفته است. ادراک ها فراتر از عناصر حسی و داده های فیزیکی اولیه که دستگاه های حسی دنبال می کنند می باشند و استفاده از آن در جهت به وجود آوردن فرم هایی است با شکل هایی قابل قبول و قابل شناخت به طوری که ارتباط کلی آن با بخش های دیگر به طور آشکار برقرار است. مفاهیم معماری منظر را مورد بررسی قرار می دهیم و سپس ظرفیت های آن در تحلیل برج های ایرانی را مورد مطالعه قرار خواهیم داد. چیستی نظریه گشتالت، مفاهیم آن و معیارهای حاصل از این مفاهیم در تحلیل برج های تاریخی پرسش های اصلی این مقاله هستند. برای پاسخگویی به پرسش ها در حوزه نظری، روش تحقیق استدلال منطقی و بررسی نمونه موردی به کار گرفته شده است.


مرور خط پهلوی در معماری آثار باستانی سه گانه برج لاجیم، میل رادکان، و برج رسکت

مروارید عابدیان کاسگری / علی اکبر عابدیان کاسگری

بانگاهی کوتاه به محیط اطراف میتوان دریافت معماری به عنوان یک هنر ارتباط پیچیده ای باسایر علوم و بخش اعظمی ازهنرهای دیگر دارد نخستین مدرک مکتوب معماری تالیف شده درقرن اول میلادی گواه معتبری بروسعت مرزمشترک معماری با دیگر عرصه های علوم و هنرهاست این گستره وسیع معماری را ازیک طرف باعلم و ازسوی دیگر باهنر هم مرز می سازد بدیهی است که دراین میان گذشتن ازمرزهای سایرعلوم و درک هنرهای دیگر همواره برای معماران منشا جاذبه و فایده بوده است خط و نوشته یکی ازانگاره هایی است که ازدوران باستان ازطریق نظام نوشتاری به درون بافت معماری وارد شده است دردوران باستان اززمان شکل گیری هیروگلیف مصری و خط میخی فنیقی و بعدها ورود به فلات ایران گذر ازفرایند درون زایی و تبدیل آن به خط پهلوی جلوه های هنری خط پهلوی به ساختارمعماری این کهن بوم راه یافت


مطالعه تطبیقی آرایه های برج لاجیم سوادکوه با دیگر برج – مقبره های معاصر خود در تبرستان
مصطفی رستمی

برج لاجیم سوادکوه، مقبره ی یکی از امیرانی است در عهد آل زیار که در اندیشه ی قدرت و تسلط امور در سطح منطقه بوده است. اینبنا یادگار گران سنگی است که ضمن برخورداری از قدمتی بیش از ده سده ی تاریخی, دارای ویژگی های ممتاز معماری و آرایه های آن، بهعنوان سند زنده ای از تاریخ تحولات معماری سبک رازی ایران در قرن پنجم هجری قمری می باشد. آجرکاری های چشم نواز آن که در قالبدو کتیبه ی کوفی و پهلوی و چند قطاربندی و گره های مقرنس سردر خودنمایی می کند، در نوع و زمان خود- که مراحل اولیه ی تحولاتآجرکاری را طی می نموده- بی بدیل و بدیع است. آرایه های این بنای زیبای قرن پنجم هجری تبرستان، نسبت به دیگر بناهای هم عصر خود در شمال ایران، نظیر: برج قابوس در گنبد، برج رادکان در کردکوی و برج رسکت در دودانگه ساری، از امتیازهای قابل توجهی برخوردار است که نشان می دهد، سازندگان در ساخت بنا واجرای آرایه های برج لاجیم، تمرکز خاصی از حیث فنون آجرکاری و تنوع نقش های به کار رفته، داشته اند. در این مقاله ضمن بررسی ویژگی های آرایه های منحصر به فرد معماری بنای برج لاجیم سوادکوه، از لحاظ فنون اجرا، مواد به کار رفته و نقش ها و طرح های تزئینی با سه برج- مقبره هم عصر خود، مطالعه تطبیقی گردید.


مطالعه تطبیقی نقوش گچ بری برج رسکت و نقوش نمادین

شکوفه جمالی / شهرزاد قصابیان


مطالعه ی موردی برج های آرامگاهی رسکت امام زاده یحیی و امام زاده قاسم

مصطفی کیانی / ثمره رضایی / رحیم موسوی

مازندران به عنوان اولین پایگاه رسمی سیاسی شیعیان در جهان اسلام شناخته می شود که امنیت و آسایش مناسب را برای سادات و مهاجرانی که در گریز از خلفای عباسی، دیار خود را ترک گفتند، فراهم کرده بود. دوره ی حکومت مرعشیان که با فرمان روایی تیمور و اسلافش بر ایران همراه شده بود، دومین دوره از جنبش مقبره سازی در مازندران به شمار می آید. اولین دوره،گنبدهای قابوس و لاجیم و رسکت را در خود دارد که با همین نمونه ها نیز به انتها می رسد. این آثار آغازگر سبک رازی در معماری ایران است. معماران ایران در دوره ی اسلامی از اواخر سده ی سوم رفته رفته وارد عرصه ی طراحی و ساخت بناهای آرامگاهی شدند و تلاش کردند تا با در نظر گرفتن نمادین آرامگاه به عنوان خانه ی آخرت و رویکردی آیینی و مذهبی، این دسته از کاربری در معماری را جایگاهی بزرگ دهند. روش تجزیه و تحلیل در این پژوهش کیفی است؛ علی رغم از بین رفتن تعداد انبوهی از نمونه های ارزنده که در کتب قدیمی به آن اشاره شده بررسی نمونه های موجود نشان می دهد که تفکر مذهبی نه فقط در تزیینات و الحاقات باقی مانده معماری تاثیرگذار بوده است، بلکه به عنوان عاملی نیروبخش سبب شکل گیری نوعی از معماری بنا شده است. عدم شناخت دقیق جامعه نسبت به برج های آرامگاهی و بی توجهی متخصصان در سالیان اخیر باعث از بین رفتن بخشی از این بناها شده است. با توجه به رونق گردشگری در استان مازندران، این پژوهش با بررسی ویژگی های برج های آرامگاهی این منطقه سعی بر فهم قابلیت های تاریخی این بناها دارد تا با شناخت دقیق از این برج ها و احیای فنی، علمی و تخصصی شان به جامعه با رویکرد گردشگری بتوان این فضاها را به مکان های فرهنگی تبدیل کرد تا ضمن توسعه ی گردشگری استان از انهدام این بناها نیز جلوگیری شود.


مقایسه تطبیقی برج طغرل تهران با برج مقابر سلجوقی خرقان قزوین شبلی دماوند بابا محمود شهریار رسکت مازندران
غلامحسین غلامی / مجتبی غلامی / بهاره قربانی / گلاب سادات سمایی

برج طغرل تهران، یکی از بناهای زیبای برجای مانده از دوره سلجوقی است که در شهر ری واقع است. این بنای ارزشمند در طول دوره های مختلف، دستخوش تحولات متعددی قرار گرفته است؛ لیکن کاربرد مصالح مرغوب و نظام هندسی دقیق بنا و مرمت هایی که به خصوص در دوره قاجاریه بر روی آن انجام شد، مانع از تخریب آن شده است. مقاله حاضر با هدف شناخت ویژگیهای معماری برج طغرل تهران و مقایسه آن با سایر برج مقابر سلجوقی، به روش توصیفی-تحلیلی به رشته تحریر در آمده است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که به طور معمول بیشتر برج مقابر سلجوقی دارای یک ورودی است، به لحاظ سلسله مراتب ورودی، اجزاء ورودی ساده و به صورت معمول مشتمل بر درگاهی برجسته تر از جداره خود است، مقیاس ورودی انسانی و دارای نسبتهای عرض به ارتفاع 1 به 2 یا 1 به 1/5 است. طرح پلان در برج های سلجوقی تنوع زیادی دارد که بناهای مورد مطالعه در این پژوهش بیشتر از پلانی دایره ای به صورت ساده یا در ترکیب پیلک های متعدد در پوسته خارجی و یا پلانی هشت ضلعی با پوسته داخلی دایره و هشت ضلعی استفاده شده است. آجر چینی مهمترین نوع تزیین اینگونه بناهاست که در برخی از برجها تنوع خیره کننده ای دارد.


کمتر



عکس های جدید









باید دانست که در رشته کوهستانی طبرستان از محل مهنه دماوند تا چمنزار ساور، بخش کردکوی استرآباد (گرگان) چهار گنبد پایدار است که اذهان اهل اطلاع را به حوادث چهارصد هجری مازندران توجه می‌دهد. این چهار برج آرامگاه اسپهبدان است که روزی خود و نیاکانشان قدرت و سلطنت داشتند ولی دست ستیزه‌کار روزگار آنان را قلعه‌نشین کرده کم‌کم از کار انداخت و در شکم خاکشان نهاد. مردم که در گرد و بر این گنبد‌ها می‌زیند از نادانی به آثار باستانی محل خود علاقه نشان نمی‌دهند و دزدان بی‌سروسامان هم در اندیشه یافتن گنج رایگان، بنیان این آثار باستانی را از پی درآورده یا زخمی کردند. شک نیست که آثار باستانی مازندران بیش از این‌ها بود که اکنون مجسم است ولی به دست حوادث روزگار و یا مردم بی‌بندوبار ویران شده است. برج لاجیم و رسکت تا شهر ساری نزدیک به 24 و 48 کیلومتر راه است و برج رادکان در دامنه کوه و محل چمنزار ساور و دهکده رادکان جای دارد و به بخش چهاردانگه شهریاری حوزه شهرستان بهشهر و دهستان چهارده کلاته تابع شهرستان دامغان نزدیک است وسرچشمه رود نکای مازندران از بستر آن دره می‌گذرد. برخی از مورخان ایرانی به ویژه بعضی از مستشرقین در کشف این اسرار نهانی به اندازه توانایی خود کوشیدند وآنچه دانستند در گنج‌خانه کتاب نهادند.


اقلیم مرطوب و استعمال چوب در ساختمان‌های کرانه دریای خزر با هم در تباهی آثار آتشگاه‌ها یا ساختمان‌های دیگر پیش از اسلام هم‌داستانی کرده‌اند. ولی پایداری در آیین زرتشت نه تنها در منابع تأیید شده است بلکه آداب و رسوم کهن تا دوران‌های اسلامی گواه این نظر است. گذشته از این‌ها وجود دست کم دو برج محتوی کتیبه‌های عربی و پهلوی که هر دو بسیار متکلف هستند، از بازپسین آثار تاریخی پهلوی است که در ایران بازمانده است. این‌ها عبارت‌اند از میل رادکان در مغرب گرگان و برج لاجیم در شرق طبرستان. این دو برج تقریباً همزمان ساخته شده‌اند. رادکان در 411/1020 و لاجیم در 413/1022 به پایان رسیده است و هر دو از ساخته‌های خاندان باوندند که در کوهستان حکومت می‌کردند. این برج‌ها با کتیبه‌های پهلوی گواه‌اند بر پایداری دین و زبان کهن کرانه‌های خزر تا مدت‌ها پس از آن‌که پهلوی از نجد ایران برافتاده بود و به آتشگاه‌ها پناه جسته بود که قلمرو خاص موبدان باشد. چون اسلام بر کرانه‌های دریای خزر گسترده شد، بسیاری بدین آیین گرویدند. مانند معمول، تازه مسلمان‌ها گو این‌که راه تعصب پیش گرفتند ولی از حفظ آثار و آداب کهن نیز غفلت نکردند. بعدها هنگامی که شور شیعه با صفات پیکارگری دیلم درآمیخت سراسر نجد گشوده شد.


اکنون هنگام آن رسیده است که هرچند مختصر هم باشد، تکامل معماری این دو نوع بنای عمده موصوف در فوق را مورد توجه قرار دهیم. پیشرفت آن‌ها تا حدی نابسامان است. ظاهراً روشن است که آرامگاه‌های نخستین واقع در سرزمین ایران چهارضلعی گنبددار بودند لیکن در طی اواخر قرن دهم محبوبیت برج‌های مقبره‌ای بر آن‌ها غلبه یافت. این همان شکلی است که در دوره سلجوقیان برتری دارد. ترجیح برج بر بنای چهارگوش به حدی قوت گرفت که در واقع همه انواع گوناگون مهم اشکال برج‌های مقبره‌‌ای را می‌توان در حدود سال‌های 1000ـ1200 میلادی یافت. قسمت عمده‌ای از این آرامگاه‌ها برای سلسله‌های کوچک مانند امیر اسفهسالاران و غیره ساخته شد. بر طبق روش اهل تسنن در سده‌های روزگار سلجوقیان، آرامگاه‌های امامان شیعه به ندرت در شمار این برج‌های مقبره‌ای قرار می‌گیرد. اگرچه چندتن از اعضا خاندان سلسله‌های شیعی مذهب سواحل دریای خزر برج‌های آرامگاهی برای خود ساختند، غالب این بناها از جنس عالی‌ترین نوع آجر پخته است که با آجر چینی‌های گوناگون تزیینی اغلب به صورت اسپرهای نصب شده و حاشیه‌های کتیبه‌ای در بالای تنها درب برج یا زیر گنبد جان یافته‌اند و گاهی دهلیزها یا گیلویی‌ها بر زیبایی آن‌ها می‌افزاید. بام‌های چندوجهی یا گلگیر مانند پوشش معمول این بناهاست. این نوع بام‌ها پوششی است برای گنبدهای بسیار کوتاه‌تر داخلی. از نقطه‌نظر معماری و ساختمانی صرف، ارتفاع آن‌ها در سادگیشان همانند اندازه بی‌تجمل هستند که در تزیینات به کار رفته اغلب اسراف گردیده است. این سادگی و این تاکید برروی یک میله منفرد لاغر اندام است که تأثیر عمده بصری برج را بوجود می‌آورد و خطای باصره اثر بلندی آن را شدت می‌بخشد. حتی گرچه بیشتر این برج‌ها اولیه فقط در حدود 15 تا 20 متر ارتفاع دارند ولی بلندتر از این حد به نظر میرسند. البته چندتا برج، مانند بنایی که در ری به برج طغرل شهرت دارد و مهم‌تر از همه گنبد قابوس بناهای کاملاً بلندی می‌باشند. در این‌جا نیز با به کار گرفتن پره‌هایی مرکب از یک دسته از خطوط ممتد تیغ مانند موازی که به خط مستقیم از سکوی پایه بنا تا گیلویی زیربام کشیده شده تصور یک نوع پیش راندگی را فراهم می‌سازد که باز ارتفاع را خیلی بیشتر از آنچه هست نمودار می‌نماید. در روزگار ایلخانیان چیز تازه زیادی به این تکامل افزوده نگردید هرچند که برج‌های مقبره‌ای شیوه‌های متداول آن عصر را منعکس می‌کنند مانند دوره پی همان‌طور که برج‌های پره‌داربسطام و رادکان شرقی و ورامین نشان می‌دهند تمایل عمومی متوجه نوع تناسب‌های لاغر اندام بوده لیکن در زمان‌های بعدی این شیوه کمتر رواج داشت بلکه سبک عمده‌ آرامگاه هشت‌گوش جسیم‌تر بود که گریو 16‌ضلعی گنبد آن بامی چندوجهی را برفراز خود داشت. این طرح عمودی سه بخشی خوب طراحی شده معیار معمول تعدادی از آرامگاه‌های شیعی قم گردید، مانند مقابر سه‌گانه در باغ سبز و از آن پس در سده‌های بعد، تعداد نسبتاً کمتری آرامگاه‌های شیعی قم گردید، مانند مقابر سه‌گانه در باغ سبز و از آن پس در سده‌های بعد، تعداد نسبتاً کمتری آرامگاه بدین شیوه در اکناف مملکت احداث گردید. در داخله این نوع آرامگاه همان سه‌بخشی مشخص بیرونی نیز منعکس بود و در بخش همکف فضای داخل برج‌ وسیعتر از فضای برج‌های سلجوقی بود در طول سده پانزدهم نوع ساده شده این قسم بنا در مازنداران قبول عام یافت لیکن این مرحله ؟؟؟ آخر این گونه ساختمان گردید. در روزگار تیموریان برج‌های مقبره‌ای فوق العاده کمیاب است و البته همان‌طور که در بالا گذشت آن‌ها هیچگاه مانند سابق مورد توجه قرار نگرفتند.
برخلاف آرامگاه‌های برج مانند آرامگاه مربع‌شکل گنبددار و مشتقات چندگانه‌اش در ایران گذشته‌ای پابرجا از مقبولیت عام داشت که اقلاً از اوایل سده دهم تا ایام جدید ادامه یافته مانند وضع برج‌های مقبره‌ای به طور کلی منحصر به مناطق شمالی ایران نبوده است. دقت شگفت‌انگیز و اطمینان بخش گور سامانی و شماره‌ای از انواع کمال یافته آن شوه در حوالی سده بعد بوجود آمدند اسلاف بسیار کهن را به بحث می‌گذارد. این بناها شامل دهلیزهای وسیع (مقابر واقع در مهنه و سرخس شوروی) تکامل بیشتر منطقه انتقالی (بقعه دوازده امام یزد) تکمیل پیش‌تاق است. از مطالب مذکور چنین استفاده می‌شود که در صورتیکه برج‌ آرامگاهی اغلب در مرحله اول به صورت گنجینه‌ای از تزیینات پرکار درمی‌آید و از نظر ساختمانی چیزی بن‌بست می‌شد، چهارضلعی گنبددار و اشکال پیوسته بدان، در حالی‌که همان اندازه میدان برای تزیین بدست می‌دهند نیز تجربه فضایی را مشوق میگردد لذا همین امر برای این نوع بنا نقش بسیار پرمعناتری را در معماری آرامگاهی فراهم می‌سازد، درابتدا چنین آزمایشی بر روی ناحیه معین متمرکز میشد تا این‌که در همه بنا بعمل آید. در هر صورت به تدریج یک ارتفاع منسجمی تعبیه شد. یک چهارضلعی چون سنگ‌بست یک مرحله بینابینی را در این تحول، آشکار می‌سازد. ارتفاع سه‌بخشی آن هم از درون و هم از بیون قویاً مشخص است. این فضای درون است که بخش عمده تزیین به خود اختصاص داده است. از بیرون قاعده و گنبد هر دو ساده هستند و تنها دهلیز که اکنون از میان رفته وضع مفصل‌داری را که بسیار مورد نیاز بوده فراهم می‌ساخته است.

کتیبه‌ها: به طور کلی خط همواره یک نقش اصلی و مهم را در هنر و معماری ایران ایفاء کرده است. پس از تغییراتی که در نتیجه استیلای مسلمانان عرب در ایران واقع شد، در صنعت و فرهنگ معماری این مملکت نیز تحولی پدید آمد که از اهم آن یکی ظهور زبان عربی بود و دیگری خط کوفی، در خصوص تأثیر و نفود زبان و خط جدید در صنعت ایران سی فلوزی در مقاله خود در کتاب صنایع ایران می‌گوید: «خط عربی در صنایع ایران تأثیر زیاد نموده و مقام مهمی را احراز کرده است… هیچ… صنعت خط را به این وسعت و عمومیت برای تزیین و آرایش ساختمان‌های مذهی و غیرآن به کار نبرده است، نه تنها در معماری بلکه در تمام اشیایی که تصور شود در زندگی مورد استعمال داشته هیچ خط مانند آن نوع خط عربی که کوفی نامیده می‌شود این اندازه برای تزیین و آرایش مناسب نمی‌باشد. تمام حروف کوفی دارای قاعده‌های اقفی هستند وقتی پهلوی هم قرار داده شوند تشکیل حاشیه و شیار میدهند و از این رو زمینه این خط را برای هر سطح که تزیین لازم داشته باشد به کار برند. صنعتگران ایران در استعمال این خط منتهای سلیقه و مهارت را ظاهر ساخته و سرآمد اقران بوده‌اند…


عکس های جدید


برج رادکان غربی

نما پلان مقطع



پرونده ثبتی برج رادکان غربی



توجه: برگه اول پرونده ثبتی به نام رادکان خراسان است!


مطالب مرتبط