• دسته‌بندی نشده

زندان


معلوم نیست که در حقوق ایران حبس‌های با موعد معین وجود داشته است یا خیر. اما توقیف مقدماتی ممکن بود تا مدت غیر محدودی دوام پیدا کند. به موجب نکادوم نسک مقصران را در مکانی غیر مطبوع حبس می‌نمود و بر حسب مورد عده‌ای از جانوران موذی در آن مکان رها می‌کردند تئو دوره Theodoret اسقف صور، در تأیید این مطلب روایت می‌کند که عیسویان را گاهی در سیاه چال می‌انداختند و عده‌ای موش با آنها همراه می‌کردند و دست و پای محبوسان را می‌بستند، به قسمی که این جانوران حریص را نتوانند دفع کنند و آن جانوران گرسنه محکومان را پس از آزار و رنج متمادی پاره می‌کردند. به علاوه حبس وسیله از میان بردن بی سروصدای اشخاص بلند مرتبت بوده، که وجودشان برای کشور و شاه خطر داشت. قلعۀ مستحکمی واقع در خوزستان کخ گیل گَرد یا اَندمِشن نام داشت، یک نوع قلعۀ باستیل Bastille محسوب می‌شد و آن را اَنوشبَرد یا «دژ فراموشی» نیز می‌خواندند، زیرا که نام زندانیان و حتی نام آن مکان را کسی نبایستی بر زبان براند. فوستوس بیزانسی فاجعه فوت اَرشَک Arshak (سوم) پادشاه ارمنستان را حکایت کرده است که در «دژ فراموشی» جان داد. خواه سرایی به نام درستمت Drastamat، که امیر (ایشکَن Ishkan) یکی از ولایات ارمنستان شد، در یکی از جنگ‌ها با کوشانیان، شاپور دوم را از خطر مرگ نجات داد. شاپور به پاس خدمت او فرمود: «هرچه از من خواهی بخواه» و وعده داد که مطلوب او هرچه باشد، اجابت خواهد شد. آنگاه درستَمَت اجازه خواست که یک روز فقط به دژ فراموشی به دیدن اَرشَک برود، تا لوازم احترام نسبت به او به جای آورد و به وسیله موسیقی او را شاد گرداند. شاپور به او جواب داد که اجابت این درخواست بسیار دشوار است و تو خود چون نام اَنوشبَرد را بر زبان رانده‌ای، جان خود را به خطر انداخته‌ای، لکن با وجود این، شاپور به پاس خدمات بزرگ او این تقاضا را اجابت کرد. پس یکی از محافظان خود را همراه او فرستاد و به او نامه‌ای داد که به نقش نگین سلطنتی مهر شده بود، تا بتواند داخل قلعه شود. بدین طریق درستَمَت به همراهی آن شخص وارد آن جایگاه شد و زنجیر از دست و پا و گردن اَرشَک برداشت و سر و تن او را شسته جامه مجلل بر او راست کرد و او را بر کرسی نشاند و بر طبق تشریفات معمول دربار ارمنستان برای او غذا آورد و پیش او شراب نهاد. بدین ترتیب درستَمَت اَرشَک را از بهت و رخوت حبس بیرون کشید و با موسیقی نوازان وسائل تفریح او را فراهم آورد.