• دسته‌بندی نشده

سد











سد سازی در دوره‌های اولیه اسلامی
در اوایل اسلام و در زمانی که خلفای عباسی دارای قدرت زیادی بودند سدهای قدیمی تعمیر و از آنها استفاده به عمل می‌آید. از جمله سیستم‌های آبی که مسلمانان از پیشینیان به ارث بردند سیستم‌هایی بوده که در شوشتر، اهواز، بند قیر و دزفول قرار داشت. این ساختمان‌ها توسط ایرانیان پس از اسلام تعمیر شد و به سیستم آبیاری شوشتر نیز سد دیگری به نام سد بولیتی افزوده گشت. این سد که بر روی کانال گرگر ساخته شده بود برای استفاده‌های نیروی آب به کار می‌رفت و همراه با آن در روی رودخانه گرگر چرخ‌ها و آسیاب‌های آبی نصب شده بود. این آسیاب‌ها در تونل‌هایی که در طرفین کانال و در سنگ تعبیه شده بده قرار داده شده بودند و این خود یکی از نمونه‌های اولیه برقراری سیستم نیروی محرکه آبی در دنیا به شمار می‌رود، در دنیای اسلام نظائر دیگری نیز داشته است. از جمله مثال‌های دیگر یک دستگاه چرخ آبی بوده که در پل سدی دزفول نصب شده و آب را تا ارتفاع 50 (ال) (متجاوز از 60 متر) بالا برده و به خانه‌های شهر آبرسانی می‌کرده است. در نزدیکی سد اهواز نیز تعدادی آسیاب آبی نصب شده بوده است. مقدسی (قرن دهم میلادی) می‌گوید: “کانال‌هایی از بالا دست سد در بالاترین نقطه شهر جدا شده و در پایین دست در محلی به نام کارچنان به رودخانه می‌پیوندند از این کانال‌ها کشتی‌ها به بصره می‌روند و روی آب آسیاب‌های جالبی ساخته شده است.
با تقلیل قدرت خلفای عباسی سیستم‌های آبیاری نیز از استفاده و رونق افتاده و رسوبات پشت سدها را به تدریج فرا گرفت و بعضی از پل‌ها و سدها نیز در طول زمان دچار خرابی شد و تعمیراتی در آنها صورت نگرفت.


سدها و کانال‌ها
شماره و کیفیت سدهای عهد مغول در ایران و به ویژه خراسان بیانگر آن است که فنون پیچیدۀ مهندسی را می‌شد در امر آبیاری به کار برد. بابُر چهار سد را که ظاهراً سلطان محمود در نزدیکی غزنی ساخته است برمی‌شمارد که یکی از آنها در زمان گزارش خود بابُر دایر بود. تیمور نیز امر کرد طرح‎‌های آبیاری علاوه بر ماوراءالنّهر و خراسان در نقاط دوری چون کابل و مغان در نزدیکی دریای خزر به اجرا درآید. شاهرخ هم از اهمّیت آن نقاط آگاه بود: وی به تلافی مخالفت فرمانروای محلّی زره در جنوب فراح سیستان، سه سد معروف در همسایگی خود را که از زمان رستم برجای مانده بود ویران کرد.
ولی در سال بعد وی در کسوت عنصری آشناتر یعنی بنّا ظاهر می‌شود. مرو مدّت 194 سال از زمان ویرانی‌اش به دست پسر چنگیزخان، تولی بلا استفاده رها شده بود تا این که در 1409/812 – 1410 شاهرخ فرمان بازسازی آن را صادر کرد. نخستین گام عبارت بود از سد بندی مرغاب و بازسازی کانال اصلی که در دوازده فرسخی، به مدّت یک سال تمام و احتمالاً با استفاده از تمام منابع ارتش انجام پذیرفت.
احداث سه مورد از بندهایی را که در فهرست ذکر شده است را می‌توان به حکومت شاهرخ نسبت داد (کرات، اخلمد، گلستان). در عین حال که هیچ یک از آن بندها ممکن است با حمایت او بنا نشده باشد، ظاهراً در زمان حکومت وی وسیلۀ ثبت حقوق توزیع آب برای هرات فراهم شده است. این امر بعدها در حکومت ابوسعید تجدید نظر شد. به هر حال لازم بوده است که بعد از ساختن جوی سلطانی به همّت وزیر ابوسعید قطب‌الدّین تائوس سمنانی تجدید نظری شود. این بنا از شمال شرقی کوه زنجیرگاه در شمال شرقی گازرگاه تا چشمۀ ماهیان در فاصله یک فرسخی به سمت غرب امتداد یافته بود و در این طرح دویست نفر به مدّت دو سال استخدام شده بودند. گزارش اسفزاری از نتایج ساختمان آن به ویژه جالب است، چرا که بنا به گفتۀ وی بعد از ساختن آن بنا بود که ناحیۀ بین کانال انجیل و جوی سلطانی پر از باغ و ساختمان شد. ابوسعید در زمانی که آن بنا برپا می‌شد فوت کرد و بنابراین برخورداری از ثمرات بالقوۀ آن نصیب سلطان حسین گشت.
ابوسعید بند گلستان را نیز مرمّت کرد و به طور همزمان مالکیت زمین‌هایی را که با آن آبیاری می‌شد از آن خود کرد. در مقابل، سلطان حسین درآمدِ بندی در محل سلامه را که غیاث الدّین کرت بنا کرد برای حمایت از ساختمان‌های خیریه (بقاع خیرات) اختصاص داد.
جامع‌ترین گزارشی که از بناهای احداث شده توسط حامیان چنین سبکی از معماری در سدۀ پانزدهم در اختیار ماست، توصیفی است که خواندمیر در مکارم الاخلاق از بناهای میرعلیشیر ارائه داده است، ولی فقط دو بند از میان پل‌ها، آب انبارها و کاوانسراهای فراوان ذکر شده است. با وجود این دولتشاه نیز سهم خود را در بنای کانالی در فاصلۀ ده فرسخی چشمۀ گل در بخش توس به سمت شهر مشهد بیان می‌دارد.
بندهای اخلمد و کرات از ساده‌ترین نوع بندهایند و فقط با وزن سنگینی که دارند آب را در پشت خود نگه می‌دارند. بند امیر در نزدیکی پرسپولیس که احتمالاً در سدۀ دهم ساخته شده از همین نوع است. بند طرق و احتمالاً گلستان نیز طاقدار هستند، و با انحنای اندکی که در جهت جریان آب به سمت بالا دارند به استواری آنها افزوده شده است. این فن که به ویژه متناسب با درّه‌ای با پهلوهای مرتفع و نزدیک به هم بود در ایران حدّاقل در اوایل عهد مغول به کار رفت. دشوار است که از نوآوری‎‌های عهد تیموری در فنون سد سازی سختی به میان آورد ولی به قرار گرفتن چاه‌ها در بغل‌بندهای قوس بیرونی اشاره‌ای نکرد تا بدین ترتیب از قرار گرفتن چاه‌ها در بدنۀ اصلی بند و در نتیجه سست شدن ساختمان بند اجتناب می‌شود. تنها از نُه بغل‌بند، چهار بغل‌بندِ قوسِ بند اخلمد دارای چاه‌اند و پنج بغل‌بند دیگر احتمالاً برای استواری بند و نیز تقارن حیرت‌انگیز آن افزوده شده‌اند.
صِرف تعداد بندهایی که بتوان به سده‌های چهاردهم و پانزدهم نسبت داد، در کنار شواهدی دال بر این که حامی پرتلاشی در کار احداث بنا، مانند میرعلیشیر فقط دو بند ساخت، بیانگر آن است که منابع نیروی انسانی و پول لازم برای دایر ساختن آن بندها به چند حامی و کمک‌های آنان محدود می‌شد. افزایش رونق کشاورزی که با احداث این بندها میسر می‌شد باید با هزینه‌های ساختمان بندها توازن می‌داشت.

و زمین خوزستان‌هامون است. آب‌های روان دارد. بزرگ تر رودی در خوزستان رود شوشتر ست، و ملک سابور درین رود سدی کردست – آنرا شاذروان خوانند. به حکم آن کی شوشتر بر بلندی نهادست، سابور این شاذروان بفرمود تا آب بالا گیرد و به زمین شهر بر آید. این رود از لشکر به اهواز آید و به رود سدره افتد و به حصن مهدی به دریا رسد. و از ناحیت شوشتر رودی می‌رود آنرا نهر المسرقانه خوانند و چون به لشکر رسد جسری عظیم برو بسته‌اند. و درین آب از لشکر به اهواز روند و مسافت هشت فرسنگ باشد و چون شش فرسنگ بروند.آب همه بر کار گرفته باشند به نیشکر و کشتزارها، و دو فرسنگ رودخانه خشک ماند. و در همه خوزستان هیچ جایی آبادان تر از مسرتان نیست. و آبهای خوزستان از اهواز و دورق و شوشتر و هر چه درین حدود خیزد همه به حصن ۔ مهدی جمله شود و آنجا رودی عظیم گردد و به دریا افتند. و در خوزستان دریا نیست مگر‌اندك مایه از دریای پارس کی ازماهی رویان تا نزدیکی سلیمانان برابر عبادان باشد.
و اما دربند شهری است که بر دریا بنا کرده‌اند. برد و کناره خلیج دریا دو سد کشیده تاجای در آمدن کشتی تنگی شود. و برین دهانه زنجیری کشیده‌اند تا کشتی به فرمان ایشان در آید و بیرون شود و این درصد از سنگ و ارزیز بنا کرده‌اند. و این در بند بر کناره دریای طبرستان است، و بزرگتر از اردبیل باشد. و کشت و زراعت آنجا بسیار باشد و میوه ایشان‌اندك باشد، الا از نواحی آورند. و بر این شهر بارویی باشد از سنگ کشیده بر کوه بر طول تنگ. و بارویی دیگر از گل دارد تا از آن کوه کسی از کافران را درین شهر راه نباشد. و پاره ای از این دیوار بارو کی به سنگ کرده‌اند در دریا آمده است مقدارش برج تا کشتی نزدیک باروی شهر نیاید. و این بنائی محکم است از بناهای نوشروان عادل. و این شهر در بند شهری است بزرگ معروف. و این شهر را دشمنان باشند بسیار گرداگرد. و زبان‌های مختلف دارند. و در پهلوی این شهر کوهی بزرگی هست کی آن را ذئب خوانند و بر آن کوه هیمه بسیار جمع کنند هر سال. و آتش بسیار بر افروزند وقتی که تشویشی باشد ایشان را از دشمنان از طرف آذربیجان و ارمینیه و اران. و بسیار باشد که آب این دریا به باروی این شهر برسد. و گویند کی این شهر به کوه دربند پیوسته است. هفتاد و‌اند گروه بر آن کوه باشند و هریکی زبانی دیگر گویند، چنان که همسایه زبان همسایه نداند و پیوسته پادشاهان عجم محافظت این شهر را مهم داشته‌اند و این شهر را پیش ایشان خطری بوده است و از دشمنان بسیار رعایت کرده‌اند.