• دسته‌بندی نشده

پارتیان (اشکانیان)





خشونت سیاسی
ناصر فکوهی

دسترسی

خشونت سیاسی
ناصر فکوهی

اشکانیان (۲۵۶ پیش از میلاد تا ۲۲۴ میلادی)

بیشتر

اشکانیان یا پارت‌ها از قبایل نیمه‌کوچنده و جنگجویی بودند که در ساتراپی پارت در شمال شرقی ایران (بخشی از افغانستان و خراسان امروزی) صاحب قدرت بودند(۹). این ساتراپی از لحاظ کشاورزی فقیر بود و منابع آن بیشتر حاصل درآمدی بود که به دلیل عبور «جاده ابریشم» از آن منطقه به دست می‌آورد. اشکانیان با تضعیف قدرت سلوکی در شرق که به علت قیام‌های متعدد در این مناطق از جمله در شمال هند و یورش‌های قبایل جنگجو به مرزهای شرقی سلوکی‌ها و عدم توانایی آن‌ها به مقابله با این یورش‌ها، اتفاق افتاده بود، استفاده کردند و سلسله ایرانی خود را تأسیس کردند. پادشاهان اشکانی به زودی لقب «شاه شاهان» هخامنشیان را برای خود برگزیدند و با تمدن‌های رم و چین وارد تماس شدند. در دوره بسیار بلند سلطنت اشکانی که بیش از ۴ قرن طول کشید هرگز یک سازمان متمرکز دولتی قدرتمند پدیدار نشد. یکی از دلایل این امر، نبود خط ایدئولوژیکی ـ فرهنگی مشخصی بود که بتواند محور انسجام سیاسی قرار بگیرد. در طول این دوران دو دوره یونانی گری از اوایل قرن دوم پیش از میلاد تا سال اول میلاد، و یک دوره ضد یونانی‌گری از ابتدای میلاد تا نیمه دوم قرن دوم میلادی قابل مشاهده است که در آن دو دوره، دو سیاست فرهنگی ـ دینی کاملا متضاد به چشم می‌خورند. خشونت سیاسی در این دوران باز هم عمدتا درون چارچوب قدرت حاکم و به صورت قتل‌های خانوادگی گسترده دیده می‌شود. آرد پادشاه اشکانی به دست پسر خود فرهاد چهارم در سال ۳۷ پیش از میلاد به قتل رسید. فرهاد نه فقط تمام برادران و پسر ارشد خود را به قتل رساند کشتار را به بزرگان اشکانی نیز گسترش داد. اما خود او نیز به وسیله پسرش فرهاد پنجم کشته شد. پراکندگی و تشتت قدرت سیاسی که در نقاط گوناگون به شاهزادگان اشکانی واگذار شده بود به حدی می‌رسید که از اواخر قرن اول میلادی دیگر نمی‌توان اثری از یک دولت مرکزی حتی با اقتدار کم مشاهده کرد. در حالی که سال‌های آخر حکومت اشکانی در جنگ‌های بی‌پایان با رم می‌گذشت، آن شاهزادگان نیز دائما در حال جنگ با یکدیگر بودند. قدرت اشکانی در قرن اول میلادی به ۱۱ دولت در منطقه شمالی و ۷ دولت در منطقه جنوبی تجزیه شده بود. در چنین شرایطی مسلما بردباری مذهبی یا بهتر گفته باشیم نوعی بی‌تفاوتی دینی به دلیل نبود یک سیاست مذهبی عمومی وجود داشت اما این بردباری بیشتر ناشی از تشتت و هرج و مرج بود تا یک اراده سیاسی برنامه ریزی شده. بنابراین در دوران اشکانی نیز همچون دوران سلوکی نبود خط انسجام دهنده ایدئولوژیک مانع از شکل یافتن دولت متمرکز سیاسی گردید.

کمتر

ایران در عهد باستان در تاریخ اقوام و پادشاهان
محمد جواد مشکور

در کتاب حاضر بدون آنکه مانند محققان این بحث تنها نظر به تاریخ پنج دولت: ماد، هخامنشی، سلوکی، اشکانی و ساسانی داشته باشد، کوشیده است تمام وقایع مهمی را که قبل از اسلام در فلات ایران در اعصار مختلف روی داده است با شرح احوال پادشاهان و نامدارانی که قهرمانان این ماجراها در این صحنه پهناور بوده اند، به رشته تحریر در آمده است.
دوران ایران باستان دوران تشکیل دولت ماد تا پایان حکومت ساسانیان و حمله عرب به ایران است. (..۶ ق.م. تا ۶۵۲ م) پیش از مهاجرت آریایی‌ها به فلات ایران، اقوامی با تمدن‌های متفاوت در ایران می‌زیستند. سرزمین کنونی ایران بخش بزرگی از یک واحد جغرافیایی بنام فلات ایران است، این واحد طبیعی با تنوع اقلیمی و زیستی خود دارای ویژگیهای بارزی است که در نتیجه آن وحدت فرهنگی ایران را سبب شده‌است، بی‌گمان تمدن بشری مرهون نبوغ و خلاقیت مردمانی بوده‌است که سالیان دراز در این سرزمین زندگی کرده‌اند و در تعامل با جغرافیا و نظام طبیعی حاکم بر آن و در جریان روزگار، تاریخ فرهنگی و تمدن خود را آفریده‌اند.
سلسله های پادشاهان ایران در پیش از اسلام:
ایلامیان
مادها
هخامنشیان
سلوکیان
اشکانیان
ساسانیان

دسترسی

چند شهر را در دوره‌های مختلف پایتخت اشکانیان نوشته‌اند نخست نام شهر آساک را نام برده اند و آن را با قوچان یا بجنورد مطابقت میدهند. برخی پایتخت قدیم پارت راشهر نیسا می‌دانند این شهر را اخیراً در میان عشق آباد و فیروزه یافته‌اند. شاید خود عشق آباد تصحیف اشک آباد باشد. پس از آن شهر صد دروازه را که به یونانی هکاتوم پلیس می‌گفتند، پایتخت اشکانی می‌دانسته‌اند. محل این شهر را تاحال نیافته‌اند. جکسن آمریکائی عقیده دارد که محل آن باید ولایت سابق قومس باشد و باید آنرادر ۸ میلی جنوب دامغان جستجو کرد. پس از آن تیسفون را نوشته‌اند که یونانیان آنرا کنیسیفن Ctesiphon می‌نامند و نویسندگان ارمنی دیسپون نوشته‌اند. این شهر پایتخت زمستانی اشکانیان بود. پارت‌ها این شهر را ساختند تا سلوکیه را که سلوکوس نیکاتر بنا کرده بود تنزل دهند و چون مقصودشان حاصل نشد شهری دیگر به نام ولوگزوسرتا  volagesocerta (ولاش کرد) در نزدیکی تیسفون بنا کردند. استرابون گوید که باقیمانده سال یعنی ماه‌های غیر زمستانی را شاهان اشکانی در همدان و گرگان به سر می‌بردند. وی مقرشاه را در گرگان شهرتاپه Tape می‌نویسد. از این سخن چنین برمی‌آید که دربار اشکانی پس از گذشتن زمستان از تیسفون حرکت کرده به طرف گرگان می‌رفت و در شهرهایی مانند همدان و ری و صد دروازه توقف می‌کردند تا به گرگان می‌رسیدند.

ایرانیان دوره باستان تا دوره معاصر
محمد علی همایون کاتوزیان

این کتاب مروری بر تاریخ طولانی ایران نیست، بلکه تحلیلی تاریخی و جامعه شناختی درباره کل جامعه ایران است که شواهد آن ناگزیر به صورت شرح حوادث ذکر شده است. آنچه رسانه‌های غربی درباره ایران می‌گویند و می‌نویسند هم به دلیل بی‌اطلاعی یا کم اطلاعی هم به دلیل اختلافات سیاسی غالبا غلط است یا کامل نیست. و این کتاب می‌تواند پاره‌یی از آن اشتباهات و سوءتفاهمات را هم در میان عموم و هم در دوره‌های دانشگاهی رفع کند. اما من این کتاب را در وهله اول برای ایران و ایرانیان نوشتم تا آگاهی عمیق‌تر، وسیع‌تر و واقع‌بینانه‌تری از تاریخ و اجتماع خود به دست آورند، خاصه به این دلیل که اقدام درست بر آگاهی درست استوار است و این نکته را هم بیفزایم که خطاب آن فقط- یا حتی در درجه اول- به ایرانیان غیرمتخصص در تاریخ و علوم انسانی نیست زیرا که بسیاری از شرح و تحلیل‌های متخصصان نیز واقع‌بینانه نیست و بر مبنای الگوهایی است که برای شناخت جامعه و تاریخ غرب پدید آمده‌اند و به دلایلی که در کتاب آورده‌ام برای شناخت جامعه ایران مناسب نیستند.

دسترسی

نخستین حمله مهم رومیان در سال ۱۱۵ پس از میلاد به رهبری امپراتور تراژان رخ داد و به سقوط تیسفون انجامید. مدتی چنین به نظر می‌رسید که سرزمین پارت برای همیشه از دست رفته است، اما در مدتی کوتاه فشار نیروهای ایرانی از شمال شرق، رومیان را به عقب راند. پیش از آنکه ساسانیان جای پارتیان را بگیرند تیسفون دو بار دیگر به دست رومیان افتاد. در حکومت بلاش سوم (۱۴۷ – ۱۹۱ م) پارتیان دست به حمله زدند و تا حدی پیش رفتند، اما رومیان بر آنان چیره شدند و در سال ۱۶۵ میلادی دوباره تیسفون را گرفتند. این پیروزی کوتاه مدت بود، اما برخی از استانهای غربی ایران به رومیان واگذار شد، به ویژه آن که رهبران پارتیان در اثر مبارزهی دائمی بر سر تاج و تخت ناتوان و دچار تفرقه بودند. در نتیجه امپراتور سپتیموس سوروس توانست به ایران حمله کند و در سال ۱۹۷ میلادی تیسفون را دوباره بگیرد. از سوی دیگر، در سال ۲۱۷ میلادی اردوان پنجم رومیان را در هم کوبید و غرامت سنگینی از آنان گرفت. اما اکنون دیگر بخت برای همیشه از پارتیان برگشته بود. در سال ۲۲۴ میلادی، در حالی که اردوان پنجم و برادرش بلاش پنجم (حک ۲۲۲ – ۲۰۹م) بر سر تاج و تخت می‌جنگیدند، شورش در پارس به سرنگونی پارتیان انجامید.
اشکانیان، شاید از این رو که پس از قرن‌ها حکومت سلوکیان یونانی بر امپراتوری ایران جای آنان را گرفته بودند، در سکه های خود همچنان نوشته های یونانی به کار می‌بردند، که نشانه‌ای از دید مثبت آنان نسبت به فرهنگ یونان، و در حقیقت نسبت به ایرانیان یونان‌گرا، بود. برخی تاریخ پژوهان ایرانی در قرن بیستم میلادی این تصمیم پارتیان را نشانه غیاب حس ملی گرایی در آنان دانسته‌اند. اما به کار بردن ایدئولوژی های امروزی در تعبیر دوران باستان کاری غیر تاریخی و ناسنجیده است. در حقیقت احتمال دارد که پارتیان که چادرنشینانی ساده و پرورش نایافته بودند خود از ایرانیان یونان‌گرای سرزمین های مرکزی ایران تأثیر پذیرفته باشند. اما نخستین نشانه های برآمدن فرهنگ ایرانی نو در قرن اول میلادی، در دوران بلاش اول (حک ۵۱- ۷۷ م)، پدیدار شد. در پشت سکه بلاش اول تصویری از آتشکده و موبدی در حال قربانی نقش بسته است. نوشته روی سکه به زبان پهلوی اشکانی (یا پارتی) است که در دوره پارتیان از پارسی باستان به وجود آمد و بعدها به فارسی میانه ساسانی یا پهلوی تبدیل شد.

تاریخ ایران پژوهش آکسفورد
تورج دریایی

علت وجودی این کتاب آن است که کتاب‌های تألیف‌شده دربارۀ تاریخ ایران یا فقط بر دورۀ خاصی تأکید دارند یا به یک اندازه به همۀ دوره‌ها نپرداخته‌اند. از این رو نیاز به کتابی احساس می‌شد که تاریخ فلات ایران را بازنماید، از کسانی بگوید که در این سرزمین زیستند و مردند؛ خالقان فرهنگی که به طرق گوناگون در منطقه و قاره رسوخ کرده است. مؤلفان این کتاب تلاش می‌کنند نه‌فقط تاریخ ایران عصر جدید, بلکه تا حد امکان کل تاریخ ایران را بازگو کنند. این اولین و شاخص‌ترین تفاوت این کتاب با کتاب‌های دیگری است که دربارۀ تاریخ ایران نگاشته شده است. دوم آن‌که متخصصان هر دوره با مقالات تخصصی در حوزۀ مطالعاتشان اطلاعاتی قابل فهم در اختیار دانشجویان و علاقه‌مندان قرار می‌دهند. مؤلفان این کتاب مورخ، زبان‌شناس و متخصص در زمینۀ مطالعات ایرانی هستند. آن‌ها کوشیده‌اند چکیده‌ای از تاریخ و فرهنگ ایران را به شیوه‌ای روشن و قابل فهم در اختیار مخاطبان قرار دهند.

دسترسی

فرهنگ پارتیان
 
هر گونه تلاش برای تشخیص فرهنگ پارتی با مشکلات متعدد مواجه است که از متنوع بودن عناصر تشکیل‌دهنده آن و این واقعیت ناشی می‌شود که پدیده‌های فرهنگی در شاهنشاهی اشکانی به درجات متفاوت شناخته شده‌اند. سالیان متمادی مشکل اصلی که باعث مشاجره میان محققان می‌شد تعیین ویژگی‌های هنر پارتی بود. این مشکل ناشی از آن بود که تلاش‌های انجام گرفته برای این تعریف ابتدا بر مبنای بقایای کشف‌شده در خارج از حوزه‌های بومی پارتیان و در مراکزی قرار داشت که صرفا در حوزه نفوذ آن‌ها بود، مانند پالمیرا، دورا اوروپوس،‌ هاترا و آشور. بر اساس این یافته‌ها، هنرپارتی روح باور هیربدی، (۲۴۴) خطی، واقع گرا، وادر تصویرسازی تمام رخ نما بود. اکتشافات در نسای قدیم و نو و نیز در آناتولی، آسیای مرکزی، ایران و افغانستان محققان را در دریافت‌های قبلی خود به تجدیدنظر واداشت. مهم‌تر از معیار کاملا رسمی، تعریف مؤلفه‌های اصلی این هنر ضرورت یافت. با نگاه به آن از این زاویه، شناسایی حداقل سه مؤلفه اصلی ممکن شد: یونانی(هلنی)، ایرانی اقتباس شده از سنن هخامنشی، و ایرانی مرتبط با دنیای بدوی که نیاکان پارتیان، پرنی، از اعقاب آن‌ها بودند. با این همه، اختلافات مهم منطقه‌ای به تناسب در این مؤلفه‌ها دیده می‌شد. برحسب آن که کدام یک از آن‌ها در منطقه برتری داشت، در سبک و ویژگی آثار خلق شده بروز می‌یافت. برجسته‌ترین آثار هنری برجای مانده که امروز شناخته شده است نتیجه حفاری‌های نسای قدیم و نو است، جایی که باستان شناسان نه تنها آثار هنری با ارزش منحصربه فرد کشف کردند (ریتون‌های عاج، تندیس‌های مرمرین، مجسمه‌های گلی، ابزارهای فلزی تزیین شده)، بلکه بقایای کاخ‌ها و سکونتگاه‌های خیره‌کننده‌ای را نیز یافتند. بررسی‌های انجام گرفته در ترکمنستان، هیرکانیای باستان، و خوزستان بقایای متعددی را که به معماری مذهبی و مسکونی پارتیان مربوط می‌شد آشکار کرده است، به ویژه در شهرهای کوچک و متوسط و نیز سکونتگاه‌های روستایی. معابد‌ هاترا از جمله یادبودهای تاریخی پارتیان است. گمان می‌رود نقش‌برجسته‌های روی صخره‌ها که بیشتر در الیماییس (اکنون بخشی از خوزستان) یافت شده ویژگی هنرپارتی را دارد. این نقش برجسته‌ها که قدمت سنن آن‌ها به دوران هخامنشی می‌رسد منابع تاریخی گرانبهایی تلقی می‌شوند، چرا که پیکرها اغلب با نوشته‌هایی همراه هستند. نمونه‌هایی از مجسمه‌های پارتی از ‌هاترا به دست آمده و مجسمه فلزی یک فرمانروا در شمی یافت شده است.  همان طور که فرهنگ مادی بسیار متنوع بود، اشکال حیات فکری نیز تنوع زیادی داشت. منابع موجود حاکی از آن است که تساهل اشکانیان این امکان را به گروه‌های قومی می‌داد تا تحت حاکمیت آن‌ها فرهنگ خود را آزادانه توسعه دهند. یونانیان ساکن بابل در اواخر سده دوم ق.م مطابق با سنن اجتماعی، فرهنگی و مذهبی بومی خود زندگی می‌کردند، تئاتر و ورزشگاه خود را داشتند، در میدان عمومی دیدار می‌کردند و هیجانات رویدادهای ورزشی را تجربه می‌کردند. می‌توانستند به سخنرانی‌های فلسفی آرخدموس رواقی در مدرسه‌اش گوش دهند. یونانیان فرهیخته دوران اشکانی عبارت بودند از ایسیدور خاراکسی جغرافیدان، و آگاتوکلس بابلی و آپولودوروس آرتمیتایی که هر دو تاریخدان بودند. فرهنگ یونانی محدود به یونانیان نبود. ادبیات کلاسیک یونانی در دربار اشکانیان نیز شناخته شده بود و تشویق می‌شد. زبان یونانی از جمله زبان‌هایی بود که به صورت گسترده در شاهنشاهی اشکانی استفاده می‌شد، از جمله در دیوان سلطنتی. پدیده‌ای که به خوبی غنای فرهنگی شاهنشاهی اشکانی را نشان می‌دهد عملکرد مراکز مذهبی قدیمی بابل است. آن‌ها نه تنها در به جای آوردن اعمال عبادی برای ایزدان سرزمین خود شور و حرارت زیادی نشان می‌دادند، بلکه نوشته‌های مربوط به اخترشناسی که به خط میخی ثبت می‌شد از زمان به وجود آمدن دولت نوبابلی بی وقفه ادامه یافت. آخرین اسناد برجای مانده به سده اول ق.م مربوط است. طبقه بندی فرهنگ پارتی به سبب تفاوت‌های فرهنگی و تنوع شکل، محتوا و منابع الهام آن، هر گونه تلاشی را ناکام گذاشته است. این امر انعکاس صادقانه ماهیت شاهنشاهی اشکانیان است که اقوام بسیاری را تحت سلطه خود متحد کرد، اما هرگز یک سبک و مدل فرهنگی واحد را بر آن‌ها تحمیل نکرد یا نخواست تحمیل کند، همین امر موجب حفظ هویت گروه‌های قومی شد و به آن‌ها اجازه داد به سنن فرهنگی محلی خود ادامه دهند.