گنبد ناصرالحق






 

 


 

 


 

 


 

 

ناصرالحق پلاک 1


 

 

 

 

سمت شمالی گنبد

 

 

ناصرالحق صحن داخلی از شمال

 

 

ناصرالحق صحن داخلی از شرق

 

 

ناصرالحق صحن داخلی از جنوب

 

 

ناصرالحق صحن داخلی از غرب

 

 

مقبره

 

 

ناصرالحق داخل صحن دید از شمال شرق

 

 

ناصرالحق ضلع شمال در داخل

 

 

ناصرالحق ضلع شرق در داخل

 

 

ناصرالحق ضلع جنوب در داخل

 

 

ناصرالحق ضلع غرب در داخل


 

 


 

 

 

 

مازندران به عنوان اولین پایگاه رسمی سیاسی شیعیان در جهان اسلام شناخته می شود که امنیت و آسایش مناسب را برای سادات و مهاجرانی که در گریز از خلفای عباسی، دیار خود را ترک گفتند، فراهم کرده بود .دوره ی حکومت مرعشیان که با فرمان روایی تیمور و اسلافش بر ایران همراه شده بود، دومین دوره ازجنبش مقبره سازی در مازندران به شمار می آید. اولین دوره،گنبدهای قابوس و لاجیم و رسکت را در خود دارد که با همین نمونه ها نیز به انتها می رسد. این آثار آغازگر سبک رازی در معماری ایران است. معماران ایران در دوره ی اسلامی از اواخر سده ی سوم رفته رفته وارد عرصه ی طراحی و ساخت بناهای آرامگاهی شدند و تلاش کردند تا با در نظر گرفتن نمادین آرامگاه به عنوان خانه ی آخرت و رویکردی آیینی و مذهبی، این دسته از کاربری در معماری را جایگاهی بزرگ دهند . روش تحقیق در این پژوهش کیفی است. عدم شناخت دقیق جامعه نسبت به برج های آرامگاهی و بی توجهی متخصصان در سالیان اخیر باعث از بین رفتن بخشی از این بناها شده است. با توجه به رونق گردشگری در استان مازندران، این پژوهش با بررسی ویژگی های برج های آرامگاهی این منطقه سعی بر فهم قابلیت های تاریخی این بناها دارد تا با شناخت دقیق از این برج ها و احیای فنی، علمی و تخصصی شان به جامعه با رویکرد گردشگری بتوان این فضاها را به مکان های فرهنگی تبدیل کرد تا ضمن توسعه ی گردشگری استان از انهدام این بناها نیز جلوگیری شود .


 

 

 

 

منطقه مازندران تاریخ پر پیچ و خم و تحولات مذهبی زیادی در دوره های ما قبل اسلام و اسلامی پشت سر گذاشته است. تقریباً در قرن سوم هجری قمری و با مهاجرت علویان به منطقه تبرستان ، اسلام در این منطقه گسترش یافت. پذیرش دین اسلام توسط ساکنان طبرستان و حضور سادات علوی ومرعشی در این منطقه ، تحولات سیاسی ، مذهبی و اجتماعی زیادی را به همراه داشت . یکی از مهمترین تحولات انجام شده در منطقه ، بعد مذهبی و ساخت بنا های یادمانی مذهبی در این منطقه است . پس از مرگ سادات ، بزرگان ، سلاطین ، امیران و جنگجویان علوی آرامگاه هایی بر مزار آنان احداث شد که مطلعی بر ساخت بنا های آرامگاهی منطقه مازندران بودند . این آرامگاها در گستره ی جغرافیایی منطقه و در حوزه های اقلیمی کوهستانی ، جنگلی و یا جلگه ای به جای مانده اند . اگر چه این برج ها و آرامگاه ها از نظر شکل و ساختار ظاهری بسیار به هم شبیه هستند اما در جزئیات کالبدی و کاروری با هم متفاوت دارند . اغلب آنها دارای پلان دایره ای و چند ضلعی بوده و در نوع پوشش با هم متفاوت اند . گاهی گنبد تیزه دار ، گاهی مازه دار و در برخی موارد گنبد تخت بر فراز آنها ایجاد شده است . برخی نیز دارای گنبد رک به صورت هرمی و چند وجهی همراه با چیدمان آجری خاصی هستند . از نظر تزئینات نیزدارای تزیینات آجرکاری به صورت قطاربندی و تزیینات کاشی کاری به صورت نگینی بوده و تزیینات گچ بری همراه با کتیبه و خوشنوسی فضای داخلی بر آنها افزوده است . غالب مضامین به کار رفته در تزیینات این آرامگاها نقوش اسلیمی ، گیاهی و هندسی است . این تحقیق با روش تحلیلی ، توصیفی و مقایسه ای و با توجه به اسناد کتابخانه ای ضمن معرفی آرامگاهای شاخص این منطقه مثل مقبره ی درویش علم بازی ، برج سرست بابل ، مقبره درویش فخرالدین بابل ، برج کیا داوود یوش ، برج مقبره زکریا شکرکوه ، بقعه امیر سید کمال ساری و …به ارائه ویژگی های عمومی معماری آرامگاهی و بررسی تزیینات و مصالح به کار رفته در آنها می پردازد.


 

 

 

 

مازندران نامی است که از آن در اساطیر و افسانه ها بسیار سخن به میان آمده است. این مکان اسطوره ای مهد هنر پیش از تاریخ و هنر قرون مختلف اسلامی است که در شناخت اصالت سرزمین متمدن ایران نقشی اساسی ایفا می کند. وجود برجهای آرامگاهی متعدد در جای جای این مکان پر رمز و راز، دلیلی قاطع بر وجود عوامل شناخت اصالت و هویت هنر اسلامی در آن است. برجهای آرامگاهی مازندران در سرتاسر آن پراکنده اند و بررسی هر یک از آنها برگی از اسرار هنر اولیه اسلامی را ورق می زند. بررسی منشأ و دلیل استفاده از نقوش گیاهی در سه برج آرامگاهی رسگت، لاجیم و رادکان و کشف علت کاربرد کتیبه های پهلوی و کوفی در کنار یکدیگر در این سه برج مورد مطالعه، راه را برای شناخت هر چه بیشتر هنر اصیل اسلامی هموار می کند. مطالعه تزئینات این سه برج نشان می دهد که هنرمند ایرانی پس از ورود اسلام به ایران، اصالت هنر ایرانی را فراموش نکرده، بلکه آثار هنری اسلامی را در راستای دین اسلام و با الهام از هنر با هویت ایرانی خلق کرده است. حضور کتیبه های پهلوی در کنار آیات قرآنی با تزئینات مشترک، از مهمترین شاخصه های هنری هنرمندان این دوره است که در کمتر جایی ظاهر شده اند.


 

 


 

 

 

 

آرامگاهها را به عنوان بناهای یادبودی در معماری اسلامی ایران، میتوان در زمرهی مشهورترین بناهای مذهبی و تدفینی دانست. برج- مقبرهها یکی از گونههای اصلی آرامگاهی به شمار میروند که در سطح استان مازندران به تعداد زیاد و با اشکال گوناگون پراکنده شدهاند. شهر ساری به عنوان مرکز این استان دارای آثار و ابنیه تاریخی بسیاری است که از آن جمله میتوان به تعدادی برجمقبره اشاره نمود. برجمقبرهی امامزاده یحیی که در مرکز این شهر واقع شده است در این نوشتار مورد تحلیل قرار میگیرد. هدف از این مقاله، بررسی رفتار سازهای و میزان پایداری و آسیبپذیری این بنا با توجه به نتایج حاصل از آنالیز استاتیکی تحت بار وزن، آنالیز ارتعاش آزاد و آنالیز ارتعاش اجباری تحت بار زلزله است که جهت دستیابی به آن از روش شبیه سازی و مدلسازی رایانهای استفاده شده و روش تجزیه و تحلیل دادهها توصیفی و تحلیلی بوده است. به منظور بررسی رفتار بنا در شرایط گوناگون بارگذاری و آنالیز و تحلیل، ابتدا مدل سهبعدی آن در نرمافزار AutoCAD ساخته و سپس به محیط نرمافزار ANSYS منتقل شده است؛ در ساخت مدل از ساخت بنای الحاقی به برج مقبره در دورههای بعد از ساخت اولیه ی آن، صرفنظر شده است. پس از انتقال مدل بنا و تعیین المان و مش بندی، به ترتیب آنالیز استاتیکی خطی تحت بار وزن، آنالیز ارتعاش آزاد و آنالیز زلزله بر روی آن انجام شد. بهوسیلهی آنالیز استاتیکی تحت بار وزن، تغییرمکانها بررسی و تنشهای اصلی با تنشهای مجاز مقایسه گردید. سپس آنالیز ارتعاش آزاد صورت گرفته و نوع حرکت هر مود در فرکانسهای مختلف بررسی شده است. آنالیز زلزله بر روی بنا بر اساس زلزلهی ناغان انجام گرفته و تغییرمکانها، حداکثر و حداقل تنشها استخراج و مقایسه گردیده- اند. بر اساس نتایج حاصل، میزان پایداری و آسیب پذیری بنا ارزیابی شد و نقاط ضعف سازه شناسایی و راهکارهایی برای حفاظت اصولی از آن ارائه شده است


 

 

 

 

این پژوهش به بررسی چگونگی تاثیر اعتقادات شیعی بر هنر و معماری مازندران با تاکید بر برج های آرامگاهی این منطقه تا انتهای دوره قاجار می پردازد. روش گردآوری اطلاعات، تلفیقی از شیوه کتابخانه ای و میدانی بوده و از عکاسی و نویسه برداری برای این کار استفاده شده است. تعداد نمونه هایی که بصورت میدانی مورد بررسی قرار گرفته اند، 290 مورد بود که از میان آنها، 10 مورد بعنوان نمونه های دارای ارزش های فرهنگی و زیبایی شناسانه معرفی شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد اندیشه های مذهبی تشیع، تاثیری عمیق هم در صورت و هم در باطن آثار و بناهای مورد پژوهش داشته است. این تأثیر به دو صورت در آفریده های مردمی بومی منطقه تأثیر گذاشته است که عبارتند از نقش آفرینندگی در ایجاد و تغییر کاربری بنا ها و دیگری الهام بخشی در مضامین مورد استفاده به جهت آذین گری بنا ها و آثار مرتبط. بعلت فرسایش ناشی از شرایط آب و هوایی و نیز صدمات ناشی از سرقت های سودجویان، آثار باقی مانده اندک و مخدوش می باشند که می باید اقدامات علمی جهت نگهداری از این گنجینه ها صورت پذیرد. فصول مختلف این پژوهش، به بررسی مختصر تاریخ و جغرافیای مازندران، مختصر تاریخ سیاسی تشیع در تبرستان، نمادهای مذهبی تشیع، اعداد و اشکال مقدس، رنگ ها و نمودهای قرآنی آنها، ساختار فیزیکی برج ها، مواد و مصالح، پیشینه برج سازی، و در نهایت بررسی و ارائه اسناد بدست آمده در جریان پیگیری فرضیه های پژوهش در قالب تصاویر می پردازد.


 

 

 

 

معماری مذهبی در ایران دارای بیشترین و برجسته ترین سازه های شاخص می باشد. جهت گیری های حکومت های دوره ی اسلامی، به سبب اعتقادان عمیق مردمی، حمایت از ساخت و ساز این آثار بوده است. مقابر با دارا بودن دومین جایگاه کمی، دارایبیشترین تعداد آثار معماری بوده و در میان شیعیان دارای جایگاه ویژه ای می باشند. شیوه حمایت از مقبره سازی در دوره اسلامی با آرامگاه های قبل از اسلام دارای تفاوت های اساسی می باشد که اصلی ترین آن حضور شخصیت های مذهبی مورد احترام مردم در این اماکن می باشد. هدف پژوهش آن بوده است که بر اساس توجه حکومت به سازه های مقبره ای بر اساس موقعیت جغرافیایی و دوری آنها از مرکز سیاسی، به نقد صحت و سقم تظاهرات مذهبی حاکمان های بومی بپردازد.در این پژوهش در بستر مطالعات کیفی به روش توصیفی ـ تطبیقی سه برج مقبره مورد بررسی آسیب شناسانه قرار گرفته اند. نتایج بررسی ها نشانگر آن است که حمایت مستقیم حکومت ها در ساخت و ساز و نگهداری از بناهای آرامگاهی بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته است.


 

 

 

 

در زمان تثبیت حکومت اسلامی بر ایران، مجموعه بناهای آرامگاهی ارزشمندی ساخته شده که ساختار ویژه ای را در معماری تشکیل می دهند. هسته اولیه شکل گیری مجموعه های مزبور تدفین یک فرد شاخص مذهبی یا سیاسی بوده و سپس درهمان زمان یا در طول زمان های بعدی بناهای جانبی دیگری به به بنا افزوده شده است. نکته قابل تعامل در مورد این مجموعه ها بخصوص مجموعه های آرامگاهی مذهبی،تاثیر اساسی آنها بر روند گسترش بسیاری از شهرهای کوچک و بزرگ ایران در دوران اسلامی است،بدین معنا که در اغلب موارد مقابر و بناهای جانبی هسته مرکزی یک شهر شده اند. با توجه به اهمیت بنیادی این مجموعه ها در معماری ایران دوران اسلامی ، کنکاش و پژوهش در ابعاد مختلف مبدا و نحوه پیدایش و مبانی اعتقادی شکل گیری و توسعه آنها از اهمیت فراوانی برخوردار است. تحقیق حاضر برآن است تا با تعیین تاریخچه زمانی ظهور این فرم از معماری ،عوامل مؤثر بر تکوین و توسعه آن را دنبال می نماییم. تا بدین وسیله به شناختی دقیق تر و جامع تر از معماری مذهبی ایران دست یابد. با توجه به یافته های تحقیق،ابداع این شیوه در معماری ایران به احتمال قریب به یقین با جریانات تصوف ارتباط دارد که در این جهت قابل بررسی می باشد.


 

 

 

 

با ورود دين مبين اسلام به ايران، انقلاب عظيمي در زمينه هاي مختلف از جمله معماري و شهرسازي صورت گرفت. دستاوردهاي معماري وشهرسازي ايران پس از اسلام، با تفكرات معماران مسلمان ايراني پيوند خورد كه حاصل آن در معماري و شهرسازي ايراني دوره اسلامي دربيشتر شهرها و دوره هاي تاريخي خود نمايي مي كند. بنابراين بناهاي مذهبي) به عنوان مثال مساجد، آرامگاه ها، حسينيه ها، تكيه ها و بقاعمتبركه( از لحاظ تاريخي، مذهبي، اجتماعي، هنري همواره مورد توجه محققين قرار دارد. به علت تعدد بناهاي آرامگاهي در منطقه مازندران ونيز شباهت ظاهري از لحاظ شكل و ساختار آنها و تفاوت در جزئيات كالبدي و كاربري بناها، در اين مقاله سعي گرديده بررسي مختصري برروي ساختار معماري مقبره هاي آرامگاهي در استان مازندران بالاخص مقبره آرامگاهي ناصرالحق در شهرستان آمل صورت پذيرد.در گرد آوري داده هاي اين مقاله از ثبت اسناد و مدارك و منابع كتابخانه اي و عكس برداري و مشاهده و مطالعات ميداني استفاده شده است.


 

 

 

 

موضوع پيش رو در واقع عنوان پروهش ميداني بوده است که در حدود يک دهه گذشته، بيش از 30 مقبره در استان مازندران را مورد بررسي قرار داده و هدف اصلي آن، علاوه بر مطالعات تطبيقي، رسيدن به مباني نظري مناسب براي حفاظت و مرمت مقابر مازندران بوده است. نگارنده پس از بررسي، برداشت و مستندسازي اين آثار به نکات قابل توجهي رسيده است که مي تواند در حفاظت و مرمت اين آثار راهگشا بوده که به عنوان راهکار در اين گزارش آمده است. اين بناها در گستره جغرافيايي غرب تا شرق مازندران و در حوزه هاي اقليمي کوهستاني، جنگلي و جلگه اي قرار دارند و به بخشي از تاريخ سياسي و مذهبي منطقه به ويژه قرن 8 و 9 هجري قمري اشاره دارند که در اسناد مختلف به صورت کلي نام و نشاني از آنها برده شده است.بسياري از اين آرامگاه ها، مدفن و مشهد امامزادگان هستند. اهالي منطقه علاوه بر مقابر امامزادگان و سادات مرعشي، آرامگاه هاي بسياري براي نياکان خويش ساختند که برخي از آنها تاکنون برجاي مانده است. با آمدن صفويان و رشد مذهب تشيع، معماري تدفيني ايران به مقام هاي مذهبي اختصاص يافت و ساخت مقابر فرمانروايان جاي خود را به ساخت مقابر مذهبي و مقدس داد. قجرها در اين زمينه به بازسازي، مرمت و توسعه برخي مقابر و آرامگاه ها در مازندران پرداختند و الحاق معروف مستطيل شکل را به مقابر قرن 8 و 9 هجري قمري اضافه نمودند و در سال هاي پس از قاجار (دوران پهلوي) مرمت و توسعه مقابر و آرامگاه ها در اين منطقه بدون معماري خاصي ادامه يافت.بنايي مانند مقبره شمس آل رسول آمل نمونه برجسته اي از صدها مورد مقبره شناخته شده در اين مناطق است. اين بنا در اراضي گنبدبن آمل قرار گرفته و بسان ساير مقابر منطقه در اثر عوامل اقليمي و انساني دچار آسيب هاي فراواني شده و تحت حفاظت و مرمت قرار گرفته است. رسيدن به مباني نظري واحد براي رسيدن به تعادل پويا در اين نوع مقابر، بخشي از نتايج مورد اشاره در اين مقاله است


 

 


 

 

 

 

برج های آرامگاهی، شاخص ترین آثار معماری مازندران می باشند که دوره اول شکل گیری وساخت آنها از سده یازدهم/پنجم و با حمایت حاکمان سلسله بومی آل باوند شروع شده است.دوره دوم گسترش این آثار پس از هجوم تیمور و در حمایت های خاندان مرعشی بوده است.گرچه متغیرهای طبیعی و انسانی متفاوتی بر پایداری و یا تخریب این سازه ها موثر بوده، اماشواهد تاریخی همچون گزارش های موجود در تزیینات وابسته به معماری بیانگر گرایش هایسیاسی در ساخت وساز این آثار می باشد. هدف این مطالعه بررسی تاثیر جهت گیری حمایت هایسیاسی مذهبی حکومت های محلی مازندران بر ساخت و ماندگاری برج مقبره های مذهبیبوده است. سوال های پژوهش آن بوده که جهت گیری حکومت های محلی نسبت به برج مقبره های مازندران چه بوده و چه مولفه هایی بر حمایت از این آثار تاثیرگذار بوده است. برایاین، به روش توصیفی تطبیقی در بستر مطالعات کیفی به مطالعه سه نمونه با نام های اما مزادهعباس در ساری، درویش فخرالدین در بابل و شاهبالوی زاهد در چمستان نور پرداخته شده وضمن بررسی شرایط ساختاری آثار، مولفه بعد جغرافیایی از مرکزیت حکومتی به عنوان متغیرتعیین کننده بهره مندی از توجه مرکز سیاسی درنظر گرفته شده است. نمونه ها به روشغیرتصادفی هدفمند از جامعه آماری برج مقابر مازندران گزینش شده اند و داده ها به روشمیدانی با فرم، دوربین عکاسی و ابزارهای اندازه گیری گردآوری شده است. نتایج بررسی ها نشانمی دهد حکومت ها بیشتر با هدف تبلیغات مذهبی و به شکل نمادین به ساخت و حمایت از برج مقبره های مذهبی پرداخته اند و جغرافیای سیاسی (به معنای فاصله جغرافیایی اثر از مرکزحکومتی) ملاک اصلی گزینش آثار بوده است. ازاین رو باید گفت اهتمام به باورهای مذهبیبواسطه توجه به اشخاص تاثیرگذار، عامل ثانویه موثر بر جهت گیری حمایت های حکومتیبه شمار می آید.


 

 

 

 

آرامگاه های برجی از جمله بناهای تاریخی-مذهبی، مربوط به قرن هشتم و نهم هجری در زمان حکومت سادات مرعشی بر مازندران می باشند که در جای جای این دیار پراکنده گشته اند. این بناها از لحاظ ساختار و تزیینات و معماری کم و بیش از معماری بومی منطقه و هم چنین معماری مذهبی ایران بعد از اسلام تاثیر پذیرفته اند و الحاقاتی و تغییرات رغم علی که در تاریخ طول در آن ها به اصالت تاریخی اند توانسته است، آمده وجود خود راحفظ کنند . راز ماندگاری این بقعه ها را باید در سنت دیرینه ی وقف جستجو کرد. به دلیل قداست و احترام خاصی که مردم در طول تاریخ به امام زاده ها داشته اند، همواره الحاقاتی در این بناها ، برای رفاه مردم در نظر گرفته می شده است. پژوهش حاضر که از منظر ماهیتی توصیفی_تاریخی با رویکرد تحلیلی_ تطبیقی است به مقایسه تطبیقی تحولات کالبدی ( الحاقات) تعدادی از آرامگاه های برجی مازندران می پردازد. داده های این پژوهش از طریق مطالعات اسنادی، بررسی های میدانی و مشاهده ی مستقیم گردآوری شده است. نتایجی که از بررسی تفاوت ها و شباهت ها و تحولات کالبدی آرامگاه ها حاصل شده است، نقش عمده ی سازمان میراث فرهنگی و سازمان اوقاف را در این مداخلات نشان می دهد. از آنجایی که آرامگاه های برجی نمود فرهنگ و مذهب مازندران می باشند با انطباق تحولات صورت گرفته در آرامگاه ها و توافق های بین المللی راجع به امکان احداث ساختار های جدید در بستر بناهای تاریخی می توان به نتایج مطلوبی دست پیدا کرد.


 

 

 

 

در سده هاي ميانه اسلامي در بخش اعظمي از مناطق شمالي فلات ايران از آذربايجان تا خراسان، مقبره هايي برجي شكل با نقشه ها و گنبدهايي متنوع وتزئينات معماري گوناگون ساخته شدند. همچنين در اين دوران، ساخت اين بناهاي آجري در بخشه هاي جلگه اي، كوهپايه اي و كوهستاني مازندرانمتدا ل بوده است. در باره اين مقابر برجي شكل مطالعات زيادي صورت پذيرفته است ولي در خصوص تبارشناسي معماري آنها جاي پژوهش وجوددارد همچنان، بسترهاي مطلوبي براي جستجوي پاسخ برخي از پرس شها فراهم است؛ اين كه: اين مقابر چه ويژگي هاي مشترك متمايز معماريدر سطح فرامنطقه اي دارند؟ وجوه افتراق اشتراك معماري اين مقبره ها در سطح منطقه اي و محلي كدام است؟در اين مقاله با روشي كتابخانه اي مطالعات اسنادي گردآوي شده، به اين سؤالات پاسخ داده مي شود. مقبره هاي موصوف، داراي وجوه مشخصه يمشتركي در سطح فرامنطقه اي هستند كه بيانگر برخورداري آنها از يك ريشه ي واحد تاريخي، فني قوم شناختي است. از سوي ديگر، ويژگي هايمنطقه اي، محلي و بومي اين مقابر در هر يك از مناطق بخش هاي شمالي فلات ايران متفاو ت از يكديگر نشانگر سازگاري آنها با اقليم هاي خاصاست. پژوهش حاضر نشان مي دهد كه مختصات معماري اين مقابر برجي شكل در سطح فرامنطقه اي شباهت كلي ولي تمايزات زيادي دارد در بعد منطقه ايومحلي نيز از نظر معماري، نوع مصالح تزيينات وابسته به معماري علي رغم شباهت هاي فراوان، از همديگر متمايز مي شوند.


 

 

 

 

موضوع ما عنوان پژوهشی است که بر روی فرم شناسی معماری برج های مقبره ای در استان مازندران از اوایل قرن 8 ه.ق تا اواخر دوران حکومت صفویه و قاجار صورت گرفته است. این بناها در گستره جغرافیایی غرب تا شرق مازندران و درحوزه های اقلیمی کوهستانی، جنگلی و جلگه ای قراردارند و به بخشی از تاریخ سیاسی و مذهبی منطقه به ویژه قرن 8 و 9 ه.ق اشاره دارند که در اسناد مختلف به صورت کلی نام و نشانی از آنها برده شده است.طراحی معماری این برج ها با ساختار منفرد جنبه سمبلیک و نمادین پیدا کرده اند.برج های آرامگاهی شاهکارهای آجرکاری هستند که دارای ارزش های ویژه نهفته معماری می باشند.بسیاری از این آرامگاه ها، مدفن و مشهد امامزادگان هستند. اهالی منطقه علاوه بر مقابر امامزادگان وسادات مرعشی، آرامگاه های بسیاری برای نیاکان خویش ساختند که برخی از آنها تاکنون برجای مانده است. با آمدن صفویان و رشد مذهب تشیع، معماری تدفینی ایران به مقام های مذهبی اختصاص یافت و ساخت مقابرفرمانروایان جای خود را به ساخت مقابر مذهبی و مقدس داد. قجرها در این زمینه به بازسازی، مرمت و توسعه برخی مقابر و آرامگاه ها در مازندران پرداختند و الحاق معروف مستطیل شکل را به مقابر قرن 8 و 9 ه.ق اضافه نمودند و در سال های پس از قاجار ودوران پهلوی مرمت و توسعه مقابر و آرامگاه ها در این منطقه بدون معماری خاصی ادامه یافت. پژوهش حاضر نشان می دهد که مختصات معماری مقابر برجی شکل در سطح فرامنطقه ای شباهت کلی ولی تمایزات زیادی دارد و در بعد منطقه ای محلی نیز از نظر معماری، نوع مصالح و تزیینات وابسته به معماری علیرغم شباهت های فراوان، از همدیگر متمایز می شوند.


 

 

 

 

در بین بناھای معمارانه ساخته شده با مصالح سنتی، بر اساس مشاھدات و سوابق تاریخی، برجها و مناره ھا مقاومت بالایی را در برابر زلزله ھلی ثبت شده در آن مناطق از خود نشان داده اند.در طی قرون 3 تا 7 ه.ق که شامل بسیاری از برج مقبره ھای ساخته شده با مصالح سنتی می شود که تا حال حاضر و با وجود حدوث زمین لرزه ھای قابل توجه در آن مناطق ھمچنان پایدارند. در این پژوھش با گزینش و بررسی شماری از آنها که در معرض زلزله ھای شدید قرار گرفته و ھمچنان پایداری خود را حفظ کرده اند، به دنبال یافتن دلیلی علمی و منطقی در خصوص چگونگی پایداری آنها در برابر نیروھای زلزله خواھیم بود.بررسی گزارشهای تاریخی زمین لرزه ھا در آن مناطق و بررسی نحوه ساخت و اجرای برجها و نیز تاثیر شکل و فرم آنها در افزایش مقاومت آنان و گونه شناسی و استخراج 5 گونه برج مقبره و تجسم مدل ھای فرضی برای تحلیل فرمی برجها و آزمودن آنها در آن مدل، در ادامه این بحث خواھدبود.روش تحقیق تحلیل مقایسه ای و با ابزار اسناد مکتوب و تصاویر و نقشه ھای معماری می باشد.در این مقاله تلاش بر این است تا به استدلال منطقی و معمارانه ای از فن آوری ساخت برج مقبره ھای قرون 3تا 7 ه .ق دست پیدا شود.


 

 

 

 

معماری آرامگاهی یکی از مهم ترین تجلیات هنر معماری ایرانی و اسلامی است و شایسته تاکید است که پیش از ظهور اسلام در ایران بنای آرامگاهی مستقلی (به استثناء آرامگاه کورش)وجود ندارد می توان دریافت که این چنین بناها ریشه در بینش و فرهنگ جامعه ایرانی و اسلامی دارد. پس با این وجود آیا می توان پنداشت که سر مشق و منشاء گونه های بناهای آرامگاهی ریشه در معماری پیش از ظهور اسلام در ایران دارد؟سپس به نظر می رسد سر مشق و منشاء گونه های بناهای آرامگاهی متاثر ازنفوذ آثار بناهای خارج از ایران است.مطالعه و بررسی گونه های بناهای آرامگاهی می تواند در جهت اعتلای هنر ایرانی و اسلامی موثر واقع شود و به طراحان و معماران امروزی جهت مناسبی دهد. این پژوهش به روش توصیفی و تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه و با مراجعه به اسناد و مراجع مرتبط به گونه شناسی بناهای آرامگاهی دوران اسلامی در ایران می پردازد. یافته های پژوهش برآن است که بناهای آرامگاهی به دو گونه اساسی، بنای برج آرامگاهی و چهارگوش گنبد پوش عرضه می شود.


 

 


 

 

 

 

بر اساس آمارهاي موجود، در ايران به عنوان کانون اصلي تشيع بيش از چهارهزار امامزاده وجود دارد و در طول دوران اسلامي ايران، بناهاي آرامگاهي با شکوهي جهت اين امامزادگان ساخته شده که گونه ويژه اي را در معماري ايران پس از مساجد تشکيل مي دهند. نکته قابل توجه در مورد بسياري از بناهاي امامزادگان تأثير اساسي آنها بر روند شکل گيري، هويت بخشي و گسترش بسياري از شهرهاي ايران دوران اسلامي است. از اين رو با توجه به اهميت بنيادي و اعتقادي بناهاي آرامگاهي امامزادگان درايران، کنکاش و پژوهش در ابعاد مختلف منشأ و نحوة پيدايش و مباني شکل گيري و توسعه آنها از اهميت فراواني جهت شناخت بهتر و الگوگيري معماران حائز اهميت است. البته لازم به يادآوري است که علاوه بر مقابر امامزادگان شيعه بسياري از آرامگاه ها در نقاط مختلف سني نشين ايران با همين الگوها موجود است که منسوب به صحابه پيامبر، خلفاي راشدين و علماي اهل تسنن است. هدف تحقيق: واکاوي اين جستار و بررسي اهميت و جايگاه مباني معماري مقابر متبرکه مذهبي در مکتب شيعه مي تواند روزنه اي جديد در بحث معماري ايراني-اسلامي بگشايد. و در واقع هدف اصلي پژوهش حصول اصول و مباني معماري مقابر امامزادگان و چگونگي و شناخت اشتراکات آنها به صورت مفهومي و بصري و نهايتاً استفاده از اين اصول در معماري يادماني آرامگاهي دوران معاصر به عنوان مباني نظري است. روش تحقيق: اين پژوهش به روش تحليلي-توصيفي و با استفاده از روش تحقيق کيفي به تحليل محتوا و در نهايت با استفاده از استنتاج به بيان اصول کلي مي پردازد. جمع آوري اطلاعات از طريق مطالعه کتابخانه اي و اسناد معتبر تاريخي و تحقيقات ميداني صورت گرفته است. در اين راستا ابتدا پيشينه تاريخي و مباني نظري مبحث مورد بررسي قرار گرفته، در مرحله بعد پنج نمونه از گونه هاي شاخص دوره هاي مختلف انتخاب شده و مؤلفه هاي هندسه بنا، عناصرشکل دهنده، موقعيت مکاني، طبيعت گرايي و تزيينات در آنان مورد ارزيابي و تحليل قرار گرفته است. نتيجه گيري: نهايتاًَ اين يافته ها، نکات قابل توجهي را در ارتباط با اصول و مباني معماري مقابر امامزادگان نمايان ساخته و بيانگر اين مهم است که علي رغم وجود تفاوت زمينه اي در دوره هاي مختلف، فرم ها و حتي نقش متفاوت کارکردي گونه هاي معماري امامزادگان، همه داراي اصولي مشترک و يکسان نظير طبيعت گرايي، نمادگرايي، درون گرايي، مصالح مشترک بومي، هندسه چند ضلعي هاي منتظم، استفاده از نمادها و عناصر مقدس مذهبي نظير چهارتاقي وکارکرد فضاي جمعي هستند.


 

 

 

 

برج لاجیم سوادکوه، مقبره ی یکی از امیرانی است در عهد آل زیار که در اندیشه ی قدرت و تسلط امور در سطح منطقه بوده است. اینبنا یادگار گران سنگی است که ضمن برخورداری از قدمتی بیش از ده سده ی تاریخی, دارای ویژگی های ممتاز معماری و آرایه های آن، بهعنوان سند زنده ای از تاریخ تحولات معماری سبک رازی ایران در قرن پنجم هجری قمری می باشد. آجرکاری های چشم نواز آن که در قالبدو کتیبه ی کوفی و پهلوی و چند قطاربندی و گره های مقرنس سردر خودنمایی می کند، در نوع و زمان خود- که مراحل اولیه ی تحولاتآجرکاری را طی می نموده- بی بدیل و بدیع است. آرایه های این بنای زیبای قرن پنجم هجری تبرستان، نسبت به دیگر بناهای هم عصر خود در شمال ایران، نظیر: برج قابوس در گنبد، برج رادکان در کردکوی و برج رسکت در دودانگه ساری، از امتیازهای قابل توجهی برخوردار است که نشان می دهد، سازندگان در ساخت بنا واجرای آرایه های برج لاجیم، تمرکز خاصی از حیث فنون آجرکاری و تنوع نقش های به کار رفته، داشته اند. در این مقاله ضمن بررسی ویژگی های آرایه های منحصر به فرد معماری بنای برج لاجیم سوادکوه، از لحاظ فنون اجرا، مواد به کار رفته و نقش ها و طرح های تزئینی با سه برج- مقبره هم عصر خود، مطالعه تطبیقی گردید.


 

 

 

 

معماری چیزی را جاویدان و ستایش می کند از این رو جایی که چیزی برای ستایش شدن وجود ندارد، معماری هم نمی تواند وجود داشته باشد. «تشبیه و تنزیه از مفاهیم مهم عرفانی اند که تجلی آن ها در مزارها به طرق گوناگون صورت می گیرد. «تشبیه در اماکن مذهبی به معنای استفاده از نمودهایی است که درک خداوند را برای انسان، آسان تر می کند و موجب ایجاد رابطه ای صمیمانه تر با وی می گردد.» بدین جهت در مزارهای تشبیهی، از عناصری استفاده شده که موجب به حداکثر رسیدن میزان تشبیه، شده و صفاتی را متجلی ساخته است که درک حقیقت را تا منزله درک انسان ها، ساده و آسان می کند. در مقابل آن، مزار تنزیهی به دنبال عاری نمودن ویژگی های جسمانی و تشبیهی از ذات حق است و برخلاف مزار تشبیهی، سعی در به حداقل رساندن نمودهای کالبدی و توصیف ذات پروردگار با استفاده از این نمودها دارد. در این مزارها، سیر به تنزیه تمنای دل است و این مزار، نمود کاملی است از جلال خداوندی. به طورکلی، می توان اظهار نمود که تشبیه و تنزیه در حقیقت، درجه ادراک انسان هاست از ذات پروردگار. آنگاه که به ذات حق بنگریم، او را منزه از هر تعریف و توصیفی درمی یابیم، یعنی حقیقت مطلق که هنوز به تجلی نیامده است (تنزیه). اما آنگاه که به جلوه گر شدن وجود حقیقی خداوند در آفرینش بنگریم، می توانیم شناختی محدود از وی بیابیم و این محل تشبیه است. «پس چون به کثرت می نگریم، در دام تشبیه هستیم و چون به وحدت مطلق می نگریم و از اسماء و صفات او که مظاهرش در گیتی است صرف نظر می کنیم، به تنزیه دچار می شویم» . « جمال (زیبایی) و جلال (هیبت)، دو اصطلاح منحصربه فرد فلسفه و عرفان اسلامی اند، اما نقش آن ها در ساحت هنر، به ویژه معماری قدسی و مذهبی، آن چنان شگفت انگیز است که بدون بررسی کارکردشان، تبیین ویژگی و ماهیت مزارها چندان ممکن نیست.» در این مقاله با بررسی موردی از برخی مقابر و مزارها سعی شده است تا به شناخت بهتر و صحیح تری از مفاهیم مهم عرفانی در هنر معماری اسلامی پرداخته شود.


 

 

مطالب مرتبط