برج رسکت


مکان


فهرست مشکوتی







پایان نامه های وابسته

بررسی سیر تحول منطقه‌ای خطوط کوفی تزئینی در معماری دوران آل بویه
فرحناز حسینی / رضا افهمی / مهدی کشاورز افشار

دوران آل بویه از جمله دوره ای مهم و تأثیرگذار در هنر ایران محسوب می‌شود و یکی از ویژگی-های این دوره کتیبه‌‌های بناهای مذهبی و غیر مذهبی برجای مانده از این دوره است که اولین شواهد بجای مانده از کتیبه نگاری دوره اسلامی ایران محسوب می‌شوند و تا کنون مطالعات صورت گرفته بر وی این کتیبه‌ها، نحوه شکل گیری و تحولات آنهارا مد نظر قرار نداده‌اند . از اینرو تحقیق حاضر با هدف شناسایی مناطق رشد و تاثیرات مناطق مختلف جغرافیایی و حکومتی آل بویه، تحولات تاریخی کتیبه نگاری این دوران در پاسخ به این پرسش است که آیا اصولا این خطوط تأثیر گذاری متقابلی بر همدیگر داشته اند و نیز آیا می توان شواهدی بر وجود عامل التقاط و تأثیر و تأثر خطوط مناطق گوناگون را یافت؟ این تحقیق به روش توصیفی- تحلیلی و تطبیقی و با اتکا به منابع کتابخانه‌ای و میدانی به بررسی حروف و ترکیب بندی سیزده کتیبه این دوره، بررسی شباهت‌ها و تفاوت های آنها به منظور کشف ویژگی‌های هر منطقه، روابط میان آنها، تاثیر مناطق مختلف بر یکدیگر و نحوه رابطه آنها در سیر زمانی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهند که توسعه برگچه های سه لبی در خطوط کوفی به لحاظ جغرافیایی از ایران مرکزی شروع شده است و شیوه کامل تر آن درخطوط کتیبه برج رسکت واقع در شمال کشور به چشم می خورد. تغییرشکل کوفی برگدار به گلدار در ناحیه مرکزی قابل ردیابی است. همچنین وجود تأثیر و تاثرات متقابل هنرمندان طراح و خوشنویس در نمونه ها به خوبی نمایان گردید.


بررسی فرم و تکنینک ساخت تزیینات معماری برج های آرامگاهی استان مازندران (مطالعه ی موردی برج های آرامگاهی رسکت، امام زاده یحیی و امام زاده قاسم)
ثمره رضایی / مصطفی کیانی / رحیم موسوی ساروی

مازندران به عنوان اولین پایگاه رسمی سیاسی شیعیان در جهان اسلام شناخته می شود که امنیت و آسایش مناسب را برای سادات و مهاجرانی که در گریز از خلفای عباسی، دیار خود را ترک گفتند، فراهم کرده بود .دوره ی حکومت مرعشیان که با فرمان روایی تیمور و اسلافش بر ایران همراه شده بود، دومین دوره ازجنبش مقبره سازی در مازندران به شمار می آید. اولین دوره،گنبدهای قابوس و لاجیم و رسکت را در خود دارد که با همین نمونه ها نیز به انتها می رسد. این آثار آغازگر سبک رازی در معماری ایران است. معماران ایران در دوره ی اسلامی از اواخر سده ی سوم رفته رفته وارد عرصه ی طراحی و ساخت بناهای آرامگاهی شدند و تلاش کردند تا با در نظر گرفتن نمادین آرامگاه به عنوان خانه ی آخرت و رویکردی آیینی و مذهبی، این دسته از کاربری در معماری را جایگاهی بزرگ دهند . روش تحقیق در این پژوهش کیفی است. عدم شناخت دقیق جامعه نسبت به برج های آرامگاهی و بی توجهی متخصصان در سالیان اخیر باعث از بین رفتن بخشی از این بناها شده است. با توجه به رونق گردشگری در استان مازندران، این پژوهش با بررسی ویژگی های برج های آرامگاهی این منطقه سعی بر فهم قابلیت های تاریخی این بناها دارد تا با شناخت دقیق از این برج ها و احیای فنی، علمی و تخصصی شان به جامعه با رویکرد گردشگری بتوان این فضاها را به مکان های فرهنگی تبدیل کرد تا ضمن توسعه ی گردشگری استان از انهدام این بناها نیز جلوگیری شود .


بررسی نقوش و کتیبه‌های برجهای آرامگاهی مازندران (رسکت، لاجیم، رادکان)- پروژه عملی: کاربری نقوش و کتیبه‌های این برجها در گرافیک محیطی
نازیلا قائمی / محمد خزایی / سید نظام الدین امامی فر
مازندران نامی است که از آن در اساطیر و افسانه ها بسیار سخن به میان آمده است. این مکان اسطوره ای مهد هنر پیش از تاریخ و هنر قرون مختلف اسلامی است که در شناخت اصالت سرزمین متمدن ایران نقشی اساسی ایفا می کند. وجود برجهای آرامگاهی متعدد در جای جای این مکان پر رمز و راز، دلیلی قاطع بر وجود عوامل شناخت اصالت و هویت هنر اسلامی در آن است. برجهای آرامگاهی مازندران در سرتاسر آن پراکنده اند و بررسی هر یک از آنها برگی از اسرار هنر اولیه اسلامی را ورق می زند. بررسی منشأ و دلیل استفاده از نقوش گیاهی در سه برج آرامگاهی رسکت، لاجیم و رادکان و کشف علت کاربرد کتیبه های پهلوی و کوفی در کنار یکدیگر در این سه برج مورد مطالعه، راه را برای شناخت هر چه بیشتر هنر اصیل اسلامی هموار می کند. مطالعه تزئینات این سه برج نشان می دهد که هنرمند ایرانی پس از ورود اسلام به ایران، اصالت هنر ایرانی را فراموش نکرده، بلکه آثار هنری اسلامی را در راستای دین اسلام و با الهام از هنر با هویت ایرانی خلق کرده است. حضور کتیبه های پهلوی در کنار آیات قرآنی با تزئینات مشترک، از مهمترین شاخصه های هنری هنرمندان این دوره است که در کمتر جایی ظاهر شده اند.



پژوهشی بر ابنیه تدفینی ولایت رویان و علل رواج مقبره سازی در منطقه
زهرا میراضی / کریم حاجی زاده / بهروز افخمی

سنت ساخت بنای آرامگاهی در ایران به دوره حکومت عیلام باز می گردد و تا دوره ساسانی کمابیش در حوزه قلمرو حکومت های ایران تداوم داشت، در این دوره با توجه به باورهای مذهبی این سنت تا حدودی متروک شد و از استودان ها و برج های خاموشی استفاده می شد. با سقوط سلسله ساسانی و ظهور اسلام با وجود منع صریح احادیث و روایات، پس از چندی مردم مسلمان بویژه شیعیان با استناد به برخی روایات دیگر و همچنین از سر شوق و ارادت به انبیا و ائمه اطهار، اقدام به ساخت بناهایی جهت مشخص ومتمایز نمودن قبور آن بزرگوران نمودند و بعدها توسط خیرین و حکام به سبب تقرب جستن و استمداد از ارواح این بزرگواران در صدد گسترش و بهبود و بازسازی این ابنیه برآمدند. در نواحی سواحلی جنوب دریای مازندران تا پیش از ظهور اسلام بنای آرامگاهی ثبت و شناسایی نشده است. در نواحی شرقی این ناحیه، یعنی در استان های گلستان و نواحی شرقی و مرکزی استان مازندران در قرون ابتدایی اسلام چنین ابنیه هایی ساخته شدند(مانند برجهای لاجیم، رسکت و گنبد قابوس). اما در نواحی غربی استان مازندران که به نام ولایت رویان نیز خوانده می شده این ابنیه بسیار متاخرتر می باشد و براساس کتیبه ها، فرم ها و مقایسه با نواحی پیرامون متعلق به قرن 9 می باشد. با پژوهش پیش رو مشخص شد علت اصلی تغییر مذهب از تسنن به تشیع از سوی ملک کیومرث، و همچنین اقدامات وی در احداث این ابنیه موجب شد این بناها بسرعت احداث شوند. اغلب این بناها به فرم چهار ضلعی و 8 ضلعی با مصالح آجر و گنبدهای رک می باشد.

میراث اسپهبدان در حوزه فرهنگی جغرافیایی تبرستان (پهنه فرهنگی پریم)
سجاد زلیکانی / حامد مظاهریان / هایده لاله / ناصر نوروز زاده چگینی

با هدفِ شناسایی و درنهایت، شناختِ منطقی‌ترِ تاریخ اجتماعی و فرهنگی، به ویژه تاریخ معماریِ ایران در معنای عام و تاریخ معماریِ تبرستان در معنای خاص، اقدام به پژوهش در بابِ نام‌جایی تاریخی به نامِ پَریم (فَریم)، در باز? زمانیِ مهمِ اسپهبدان تبرستاننمودیم.دهستان فعلیِ فریم (پریم) در بخش دودانگ? شهرستان ساری، به صورت ضمنی،یادآورِ این نام‌‌جایِ کهن در تاریخ تبرستان است.بنابر کتبِ تاریخ محلی تبرستان و کتبِ تواریخ کلی و کتبِ جغرافیایی، پریمِ تاریخی، جزئی از کوهستانِ تبرستان بوده است و اسپهبدانِ باوندی (باوندیان) و اسپهبدانِ قارنی (قارنیان)، آن را به عنوان تختگاه و پایتخت و مقرِّ حکومتیِ خود برگزیدند.در خصوصِ این‌که ساختارِ پریمِ تاریخی چه بوده، در کجا قرار داشته و چه وسعتی را شامل می‌شده، از جانبِ پژوهشگران، نظرات و دیدگاه‌های مختلفی بیان گردیده و همواره کشفِ موقعیت یا حدودِ تقریبیِ پریمِ تاریخی، چالشی پرابهام بوده است. پژوهش پیش‌رو، اولین پژوهش در نوعِ خود به شمار می‌آید که در آن، به سنجیدن و تحلیلِ مولفه‌‌های جغرافیایی و شواهدِ مکتوب و غیر مکتوبِ فرهنگی به صورت یکجا، برای تشخیصِ منطقیِ حدود و ساختارِ پریمِ تاریخی پرداختیم که به آن پهن? فرهنگیِ پریم (منظر فرهنگی) نام نهادیم. در نهایت، با چنین رویکردی، پریمِ تاریخی را به صورت احتمالیجانمایی نمودیم. این جانماییِ پیشنهادی و احتمالی، به نظر می‌آید منطقی‌ترین پیشنهادی است که می‌توان برای حدود و ساختارِ پریمِ تاریخی ارائه کرد. حدودِ جغرافیاییِ کلیِ پژوهش، از کوهستان شهرستان سوادکوه در استان مازندران تا کوهستان شهرستان کردکوی در استان گلستان را شامل می‌شود. اصلی‌ترین و تأثیرگذارترین شواهدِ معماری، ‌مقبره‌های رادکانِ غربی و لاجیم و رِسکِت هستند که علاوه بر آن‌ها، شهر و دیوارِ باستانیِ تمیشه، طاق‌دژِ منسوب به اسپهبد خورشید و بنای منسوب به قلعه کنگلو را نیز در بررسی‌ها گنجاندیم. در این بین، مقبر? رسکت، به دلیلِ مخدوش شدنِ بخشِ تاریخ‌دارِ کتیبه و گمانه‌های متفاوت توسط محققان درخصوص تاریخِ احداثِ آن، از جایگاهِ ویژه‌تری برخوردار است.بدین علت، برای اولین بار در این پژوهش، از آزمایش سالیابیِ ترمولومینسانس برای درکِ درست‌ترِ تاریخِ احداثِ مقبر? رسکت بهره بُردیم که نتایجی بسیار متفاوت از آن‌چه تاکنون مطرح شد، به دست آمد.


کمتر


مقاله های وابسته

از لورا به لاجیم و رسکت
ایرج افشار

بررسی تطبیقی میان نقشمایه های آثار فلزی دوره ی سلجوقی تبرستان با نقوش برج لاجیم، رسکت

منیرالسادات حسینی

منطقه ی شمالی ایران به ویژه تبرستان(مازندران و گلستان) از دیرباز محل تجلی آثار هنری بوده است. در بین آثار هنری متعدد، هنر فلزکاریاین خطه خصوصاً در دوران اسلامی به دلیل کمبود موزه های استانی و نگهداری اشیاء در گنجینه ها کمتر مورد پژوهش و بررسی قرار گرفته است. بیشترین آثار برجای مانده از فلزکاری دوره اسلامی تبرستان، متعلق به دوره سلجوقی است که مهمترین نقش مایه های به کار رفته بر روی آنها در غالب نقوش هندسی، گیاهی و تزیینات نوشتاری تبلور یافته است.طبق بررسی های اولیه، مشابهت بسیاری بین نگاره های به کار رفته بر روی این آثار با نقوش برج رسکت و لاجیم مشاهده شده است که ارتباط و همبستگی میان نقوش دو هنر فلزکاری و معماری را می نمایاند.مهمترین فرضیه تحقیق، این مطلب است که به نظر می رسد اساسی ترین این نقوش با الهام از نگاره های ساسانی پدید آمده اند.هدفاصلی این پژوهش را شناسایی و معرفی نقش مایه های آثار فلزی دوره سلجوقی منطقه و مطابقت آنها با نقوش به کار رفته در دو برج تاریخیمنطقه(لاجیم و رسکت) در بر دارد. اطلاعات اولیه در این پژوهش به صورت میدانی و کتابخانه ای است و در تدوین آن از شیوه تطبیقی بهرهگرفته شده است.

بررسی ساختار ملات اوایل دوره اسلامی بر اساس نمونه‌های برج‌های آرامگاهی و قلعه های شرق مازندران با روش XRD
شاهین ماهیار / بهمن فیروزمندی شیره جینی / هایده خمسه

با توجه به شواهد آزمایشگاهی به دست آمده در این پژوهش، دو ترکیب «ژیپس و کلسیت» یا «ژیپس و دولومیت» در فاز غالب، به همراه «کوارتز» در اشکال مختلف بلورین و سولفیدهای چندگانه فلزی و ترکیبات سیلیکاته در فازهای کم اهمیت‌تر، ساختار کلی ملات در نمونه‌های مختلف جغرافیایی مربوط به دوره ساسانی را تشکیل می‌دهند. در این بررسی، آنالیز ملات قلعه‌های شاخص شرق مازندران و برج مقبره‌های سه‌گانه «لاجیم»، «رسکت» و «رادکان» غربی با روش XRD مد نظر قرار گرفتند. هر سه این برج‌ها در قرن چهارم هجری ساخته شده‌اند اما در مورد تاریخ ساخت غالب قلعه‌ها اطلاعات دقیقی در میان نیست. با توجه به زمان ساخت دقیق برج مقبره‌ها و مشابهت ترکیب ملات آن‌ها با قلعه‌های ورازان، حمام و کنگلو از یکسو و تشابه این ساختار با نمونه ملات‌های شاخص دوره ساسانی از سوی دیگر، می‌توان فرآیند تهیه ملات از سنگ گچ خام از دوره ساسانی تا اوایل دوران اسلامی در مازندران را بدون تغییر دانست و این نمونه‌ها را به دوران گذار به سوی استفاده از ملات‌های جدیدتر منتسب کرد. آنالیز نمونه‌های بسیاری از قلعه‌های مورد بررسی، حاکی از استفاده از ملات‌های آهکی است که در دورانی جدیدتر به کار گرفته شده‌اند.



بررسی و مطالعه تطبیقی نقوش به کار رفته در گچبری های برج رسکت

ابوالفضل نیکوییان صرمی


بررسی نقش بوم آوردی مصالح و طراحی اکولوژیک در راستای حفظ محیط زیست روستایی(نمونه موردی: بررسی مساکن سنتی روستای رسکت)

ماثده امیری رسکتی / روح الله عشریه

در چند دهه اخیر، شاهد تغییر و تحولاتی در نوع و نحوه ساخت و ساز در روستاها می باشیم. گسترش مدرنیسم و تغییرات اجتماعی، فرهنگی، زیستی و نهایتاً تغییر سبک زندگی ناشی از آن، علاوه بر شهرها به روستاها نیز انتقال یافت، از طرفی گسترش فناوری و تولید مصالح ساختمانی گوناگون و نیز فراهم شدن امکان جابجایی آن ها به روستا، موجب بکارگیری هرچه بیشتر و راحت تر، آن ها در ساخت و ساز روستایی گردید. این درحالیست که در گذشته های دور و شاید در پیش از دوران مدرن، بوم آوردی و استفاده از مصالح سازگار با محیط ناشی از فرهنگ خودبسندگی، و نیز به عنوان یک اصل در انتخاب و بکارگیری مصالح در مساکن روستایی بود. در پژوهش حاضر سعی بر آن است، با انجام مطالعات کتابخانه ای، و روش توصیفی تحلیلی، به بررسی نقش مصالح بومی در حفظ محیط زیست روستای رسکت – پرداخته، و با متذکر شدن بازگشت مجدد و بی زیان اینگونه مصالح به چرخه محیط زیست، موجب استخراج اصول بهینه و تلفیق آن ها با دانش روز، در جهت حل مسائل زیست محیطی در معماری و شهرسازی معاصر گردد.

ریخت شناسی معماری آرامگاهی مازندران (از سده 4 تا 9 ق)
جواد نیستانی


جایگاه هنر بومی در معماری سلسله‌ی باوندیان (466-606 ه.. ق)
زمانه حسن نژاد
به بیان برخی از فلاسفه، هنر ناب ترین بیان زندگی مردم هر عصر است. هنر و معماری در هر زیست بوم فرهنگی و جغرافیایی، انعکاس اندیشه ی مردمان و قدرت مندان آن ناحیه می باشد. از این روی، حاکمان و صاحبان قدرت از گذشته ی دور تا به امروز ابنیه و آثار هنری از خود به جای می گذاشته اند.
خاندان محلی باوندیان از جمله ی این صاحبان قدرت بودند که در پناه جغرافیای تبرستان، از دوران باستان تا قرون میانه به حیات خود ادامه دادند. این خاندان محلی در جریانی مداوم و پیوسته به حکومتی محلی تغییرماهیت داد. در روند این تحولات، باوندیان بسیاری از شاخصه های کهن خویش را در زمینه ی فرهنگ و هنر حفظ نمودند.
دستاورد ها و آثار هنر معماری باوندیان، در دو عرصه قابل بررسی می باشد: نخست بناهای آرامگاهی و دوم ساختار شهری فریم؛ تختگاه باوندیان. در این نوشتار سعی شده غلبه ی اندیشه ی بومی در هنر و معماری سلسله ی محلی باوندیان تبرستان، مورد بررسی قرار گیرد.


جلوه های هنر های تزئینی وابسته به معماری در بقاع متبرکه مازندران
احمد پیرزاد

در این جستارکوشش برآن است که بقاع متبرکه در منطقه مازندران بررسی شود قدمت بالایی دارند و از لحاظ کمی، بسیار زیادند و از لحاظ کیفی خصوصیات معماری متنوعی مانند پلان های چند ضلعی و مدور، گنبد رک به صورت هرمی و چند وجهی همراه با چیدمان آجری خاص هستند. تزئینات آجرکاری بصورت قطاربندی و تزئینات کاشی کاری به صورت نگینی، به همراه تزئینات آجرکاری به کار می رود تزئینات آجرکاری و کاشی کاری در ناحیه اتصال گنبد با بشن بقاع متبرکه در برج های آرامگاهی، در نمای خارجی جلوه خاصی به این اماکن داده است. تزئینات گچبری همراه با کتیبه و خوشنویسی فضای داخلی نیز برزیبایی این بقاع افزوده است. دستاوردهای مقاله نشان می دهد که تزئینات وابسته به معماری در بقاع متبرکه ضمن ارائه زیبایی های کالبدی تجلی نگرش های مذهبی و آیینی تشیع بوده و زیبایی های کالبدی و فراکالبدی منجر به قداست مکان معماری در نزد مردم مسلمان منطقه در ادوار تاریخی تا عصر حاضر شده است.

مرور خط پهلوی در معماری آثار باستانی سه گانه برج لاجیم، میل رادکان، و برج رسکت

مروارید عابدیان کاسگری / علی اکبر عابدیان کاسگری

بانگاهی کوتاه به محیط اطراف میتوان دریافت معماری به عنوان یک هنر ارتباط پیچیده ای باسایر علوم و بخش اعظمی ازهنرهای دیگر دارد نخستین مدرک مکتوب معماری تالیف شده درقرن اول میلادی گواه معتبری بروسعت مرزمشترک معماری با دیگر عرصه های علوم و هنرهاست این گستره وسیع معماری را ازیک طرف باعلم و ازسوی دیگر باهنر هم مرز می سازد بدیهی است که دراین میان گذشتن ازمرزهای سایرعلوم و درک هنرهای دیگر همواره برای معماران منشا جاذبه و فایده بوده است خط و نوشته یکی ازانگاره هایی است که ازدوران باستان ازطریق نظام نوشتاری به درون بافت معماری وارد شده است دردوران باستان اززمان شکل گیری هیروگلیف مصری و خط میخی فنیقی و بعدها ورود به فلات ایران گذر ازفرایند درون زایی و تبدیل آن به خط پهلوی جلوه های هنری خط پهلوی به ساختارمعماری این کهن بوم راه یافت


مطالعه تطبیقی نقوش گچ بری برج رسکت و نقوش نمادین

شکوفه جمالی / شهرزاد قصابیان


مطالعه ی موردی برج های آرامگاهی رسکت امام زاده یحیی و امام زاده قاسم

مصطفی کیانی / ثمره رضایی / رحیم موسوی

مازندران به عنوان اولین پایگاه رسمی سیاسی شیعیان در جهان اسلام شناخته می شود که امنیت و آسایش مناسب را برای سادات و مهاجرانی که در گریز از خلفای عباسی، دیار خود را ترک گفتند، فراهم کرده بود. دوره ی حکومت مرعشیان که با فرمان روایی تیمور و اسلافش بر ایران همراه شده بود، دومین دوره از جنبش مقبره سازی در مازندران به شمار می آید. اولین دوره،گنبدهای قابوس و لاجیم و رسکت را در خود دارد که با همین نمونه ها نیز به انتها می رسد. این آثار آغازگر سبک رازی در معماری ایران است. معماران ایران در دوره ی اسلامی از اواخر سده ی سوم رفته رفته وارد عرصه ی طراحی و ساخت بناهای آرامگاهی شدند و تلاش کردند تا با در نظر گرفتن نمادین آرامگاه به عنوان خانه ی آخرت و رویکردی آیینی و مذهبی، این دسته از کاربری در معماری را جایگاهی بزرگ دهند. روش تجزیه و تحلیل در این پژوهش کیفی است؛ علی رغم از بین رفتن تعداد انبوهی از نمونه های ارزنده که در کتب قدیمی به آن اشاره شده بررسی نمونه های موجود نشان می دهد که تفکر مذهبی نه فقط در تزیینات و الحاقات باقی مانده معماری تاثیرگذار بوده است، بلکه به عنوان عاملی نیروبخش سبب شکل گیری نوعی از معماری بنا شده است. عدم شناخت دقیق جامعه نسبت به برج های آرامگاهی و بی توجهی متخصصان در سالیان اخیر باعث از بین رفتن بخشی از این بناها شده است. با توجه به رونق گردشگری در استان مازندران، این پژوهش با بررسی ویژگی های برج های آرامگاهی این منطقه سعی بر فهم قابلیت های تاریخی این بناها دارد تا با شناخت دقیق از این برج ها و احیای فنی، علمی و تخصصی شان به جامعه با رویکرد گردشگری بتوان این فضاها را به مکان های فرهنگی تبدیل کرد تا ضمن توسعه ی گردشگری استان از انهدام این بناها نیز جلوگیری شود.


مقایسه تطبیقی برج طغرل تهران با برج مقابر سلجوقی خرقان قزوین شبلی دماوند بابا محمود شهریار رسکت مازندران
غلامحسین غلامی / مجتبی غلامی / بهاره قربانی / گلاب سادات سمایی

برج طغرل تهران، یکی از بناهای زیبای برجای مانده از دوره سلجوقی است که در شهر ری واقع است. این بنای ارزشمند در طول دوره های مختلف، دستخوش تحولات متعددی قرار گرفته است؛ لیکن کاربرد مصالح مرغوب و نظام هندسی دقیق بنا و مرمت هایی که به خصوص در دوره قاجاریه بر روی آن انجام شد، مانع از تخریب آن شده است. مقاله حاضر با هدف شناخت ویژگیهای معماری برج طغرل تهران و مقایسه آن با سایر برج مقابر سلجوقی، به روش توصیفی-تحلیلی به رشته تحریر در آمده است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که به طور معمول بیشتر برج مقابر سلجوقی دارای یک ورودی است، به لحاظ سلسله مراتب ورودی، اجزاء ورودی ساده و به صورت معمول مشتمل بر درگاهی برجسته تر از جداره خود است، مقیاس ورودی انسانی و دارای نسبتهای عرض به ارتفاع 1 به 2 یا 1 به 1/5 است. طرح پلان در برج های سلجوقی تنوع زیادی دارد که بناهای مورد مطالعه در این پژوهش بیشتر از پلانی دایره ای به صورت ساده یا در ترکیب پیلک های متعدد در پوسته خارجی و یا پلانی هشت ضلعی با پوسته داخلی دایره و هشت ضلعی استفاده شده است. آجر چینی مهمترین نوع تزیین اینگونه بناهاست که در برخی از برجها تنوع خیره کننده ای دارد.


کمتر


فیلم وابسته



پلان



عکس های جدید



گزیده کتاب



این برج نیز از آجر ساخته شده، مدور است با سقفی مخروطی (تصویر 81) قطر قسمت داخل آن 57/4 متر است. لبه‌ی برج با ردیف مضاعفی از مقرنس‌های آجری مزین به نقوش گچ‌بری آذین شده است. در پایین این مقرنس‌ها کتیبه‌ای با شکوه به‌خط کوفی گچ‌بری نقش شده است. دوسوم این کتیبه از میان رفته است. تصویر 82 بقایای این کتیبه را نشان می‌دهد. حروف کتیبه به‌رنگ سفید بر زمینه‌ای به‌رنگ آبی جلوه‌گری می‌کند مفاد کتیبه چنین است:«بسم الله الرحمن الرحیم. قل هو الله الاحد الله اصمد لم یرو لم یولد و لم یکن له کفوا احد (سوره 112) بسم الله الرحمن الرحیم کل نفس ذائقه الموت…» (سوره 21، آیه‌ی 36) {کذا فی‌الاصل}. بالای در کتیبه‌ی دیگری که آن هم از گچ ساخته‌شده و بسیار آسیب‌دیده به‌چشم می‌خورد. این کتیبه شامل چهار سطر است که سه سطر اول و نصف از سطر چهارم به‌خط کوفی ریحان مشابه خط کتیبه فوقانی است و نیم دیگر از سطر چهارم به‌ خط پهلوی است. متنی که به‌خط کوفی نوشته شده توسط خطی عمودی به دو بخش تقسیم شده که یکی آیات قرآنی و دیگری مطالب تاریخی است. خط عمودی دیگری نوشته‌های کوفی را از متن پهلوی جداساخته‌است. مفاد اولین بخش از کتیبه که به‌خط کوفی احتمالا چنین است: لااله الا الله مخلصا محمد رسول الله صداقا.این جملات نشانه ایمان به اسلام است که به آن کلمات مخلصا و صادقا اضافه شده ‌است. گرچه این دو کلمه در نوشته‌ها کاملا غیرمعمول است، ولی هنوز در ایران به‌هنگام بیان شفاهی شهادتین به‌منظور تحکیم و تایید بیشتر به‌کار می‌رود. معنای کلمه‌ی اول «با خلوص قلب» و معنای کلمه دوم «با صداقت قلبی» است.مفاد بخش تاریخی با این کلمات آغاز می‌شود: هذه القبه.. و به‌جز این چند کلمه چیزی برجای نمانده که بتوان خواند. به ما گفتند که کلمات بعدی لهرمزدیار… است، ولی قابل قبول نیست که نام کسی که این برج برای مزار او ساخته‌شده بدون ذکر القاب و عناوین و بلافاصله پس از کلمه قبه آورده‌ شود. علاوه‌براین اشکالات دیگری نیز وجود دارد. در خصوص تاریخ احداث بنا، به‌نظر می‌رسد که در انتهای متن کوفی آخرین حروف کلمه مائه به معنای صدها خوانده می‌شود، ولی چیز دیگری از تاریخ باقی‌نمانده. با این همه اگر در مورد نام ماه که خیلی صدمه دیده ولی ظاهرا شوال خوانده می‌شود یقین حاصل کنیم با توجه به فاصله کمی که میان کلمه شوال و مائه باقی می‌ماند می‌توان گفت که تاریخ سال دقیقا اربعمائه (400) است. در واقع از نظر شکل معماری بنا، این تاریخ نمی‌تواند 300 یا 500 باشد. می‌توان گفت برج رسکت، با توجه به نوع معماری و این که با برج‌های رادکان غربی و لاجیم در یک منطقه واقع شده، با آن‌ها هم‌عصر است و به همراه آن‌ها تشکیل گروه بناهای غیرقابل تفکیکی را می‌دهد که گرچه اسلامی هستند ولی با کتیبه‌هایی به‌زبان پهلوی آذین شده‌اند. این برج بدون‌شک نظیر آن دو دیگر، آرامگاه یکی از امیران خاندان باو می‌باشد، امیرانی که توسط قابوس‌بن‌وشمگیر به کوهستان‌ها رانده‌شده‌بودند و میان سال‌های 397 و 466 هجری در این منطقه می‌زیسته‌اند.



باید دانست که در رشته کوهستانی طبرستان از محل مهنه دماوند تا چمنزار ساور، بخش کردکوی استرآباد (گرگان) چهار گنبد پایدار است که اذهان اهل اطلاع را به حوادث چهارصد هجری مازندران توجه می‌دهد. این چهار برج آرامگاه اسپهبدان است که روزی خود و نیاکانشان قدرت و سلطنت داشتند ولی دست ستیزه‌کار روزگار آنان را قلعه‌نشین کرده کم‌کم از کار انداخت و در شکم خاکشان نهاد. مردم که در گرد و بر این گنبد‌ها می‌زیند از نادانی به آثار باستانی محل خود علاقه نشان نمی‌دهند و دزدان بی‌سروسامان هم در اندیشه یافتن گنج رایگان، بنیان این آثار باستانی را از پی درآورده یا زخمی کردند. شک نیست که آثار باستانی مازندران بیش از این‌ها بود که اکنون مجسم است ولی به دست حوادث روزگار و یا مردم بی‌بندوبار ویران شده است. برج لاجیم و رسکت تا شهر ساری نزدیک به 24 و 48 کیلومتر راه است و برج رادکان در دامنه کوه و محل چمنزار ساور و دهکده رادکان جای دارد و به بخش چهاردانگه شهریاری حوزه شهرستان بهشهر و دهستان چهارده کلاته تابع شهرستان دامغان نزدیک است وسرچشمه رود نکای مازندران از بستر آن دره می‌گذرد. برخی از مورخان ایرانی به ویژه بعضی از مستشرقین در کشف این اسرار نهانی به اندازه توانایی خود کوشیدند وآنچه دانستند در گنج‌خانه کتاب نهادند.

این ساختمان مسأله‌ای زیبایی شناختی در میان می‌گذارد و آن دانستن چگونگی تطبیق دادن بنای مزبور با سبک عمومی آن روزگار است و من در نتیجه‌ گیری این فصل بر سر این مسأله باز خواهم گشت. یک مسأله تاریخی نیز دربارۀ مقابر برجی شکل وجود دارد که همانا باز نمودن اصل و منشأ شکل آن می‌باشد. این شکل را می‌توان به برج‌های پیروزی دوره‌های اخیر ارتباط داد و بدین ترتیب تنها نمادی شاهانه است که احتمالاً اشاراتی ضمنی به نظام عالم نیز می‌کند. یا می‌توان آن را به آرامگاه‌های زردشتی که از میان رفته‌اند پیوند داد. شماری از ویژگی‌هایی که در کتیبۀ گنبد قابوس و دیگر بقاع برجی شکل دیده می‌شود، نظیر به کار بردن تقویم شمسی نه قمری و استفادۀ گه گاهی از زبان و خط پهلوی، نظیر اخیر را سخت تأیید می‌کند، اما تا وقتی که ما این همه از نمونه‌های اولیۀ چنین برج‌هایی بی اطلاع باشیم نباید این مطلب را واقعاً ثابت شده انگاشت. اما از دیدگاه نویسندۀ تاریخ هنر نکتۀ بسیار مهم این است که گنبد قابوس روشن کنندۀ تبدیل گونه‌ای معماری نسبتاً متداول به بنایی یادبود با مقاصد زیبایی شناختی و نمادی است.



اقلیم مرطوب و استعمال چوب در ساختمان‌های کرانۀ دریای خزر با هم در تباهی آثار آتشگاه‌ها یا ساختمان‌های دیگر پیش از اسلام هم داستانی کرده‌اند. ولی پایداری در آیین زرتشت نه تنها در منابع تأیید شده است بلکه آداب و رسوم کهن تا دوران‌های اسلامی گواه این نظر است. گذشته از اینها وجود دست کم دو برج محتوی کتیبه‌های عربی و پهلوی که هردو بسیار متکلف هستند، از بازپسین آثار تاریخی پهلوی است که در ایران بازمانده است. اینها عبارتند از میل اردکان در مغرب گرگان و برج لاجیم در شرق طبرستان. این دو برج تقریباً همزمان ساخته شده‌اند. رادکان در 411/1020 و لاجیم در 413/1022 به پایان رسیده است و هردو از ساخته‌های خاندان باوندند که در کوهستان حکومت می‌کردند. این برج‌ها با کتیبه‌های پهلوی گواه‌اند بر پایداری دین و زبان کهن کرانه‌های خزر تا مدت‌ها پس از آنکه پهلوی از نجد ایران برافتاده بود و به آتشگاه‌ها پناه جسته بود که قلمرو خاص موبدان باشد. چون اسلام بر کرانه‌های دریای خزر گسترده شد، بسیاری بدین آیین گرویدند. مانند معمول، تازه مسلمان‌ها گو اینکه راه تعصب پیش گرفتند ولی از حفظ آثار و آداب کهن نیز غفلت نکردند. بعدها هنگامی که شور شیعه با صفات پیکارگری دیلم درآمیخت سراسر نجد گشوده شد.


اکنون هنگام آن رسیده است که هرچند مختصر هم باشد، تکامل معماری این دو نوع بنای عمده موصوف در فوق را مورد توجه قرار دهیم. پیشرفت آنها تا حدی نابسامان است. ظاهراً روشن است که آرامگاه‌های نخستین واقع در سرزمین ایران چهارضلعی گنبددار بودند لیکن در طی اواخر قرن دهم محبوبیت برج‌های مقبره‌ای برآنها غلبه یافت این همان شکلی است که در دوره سلجوقیان برتری دارد. ترجیح برج بر بنای چهارگوش به‌حدی قوت گرفت که در واقع همه انواع گوناگون مهم اشکال برج‌های مقبره‌‌ای را می‌توان در حدود سال‌های 1000–1200 میلادی یافت. قسمت عمده‌ای از این آرامگاه‌ها برای سلسله‌های کوچک مانند امیر اسفهسالاران و غیره ساخته شد. بر طبق روش اهل تسنن در سده‌های روزگار سلجوقیان، آرامگاه‌های امامان شیعه به‌ندرت در شمار این برج‌های مقبره‌ای قرار میگیرد. اگرچه چندتن از اعضا خاندان سلسله‌های شیعی مذهب سواحل دریای خزر برج‌های آرامگاهی برای خود ساختند، غالب این بناها از جنس عالیترین نوع آجر پخته است که با آجر چینی‌های گوناگون تزئینی اغلب به‌صورت اسپرهای نصب شده–و حاشیه‌های کتیبه‌ای در بالای تنها درب برج یا زیر گنبد جان یافته‌اند و گاهی دهلیزها یا گیلوئی‍ها بر زیبایی آنها می‌افزاید. بام‌های چند وجهی یا گلگیر مانند پوشش معمول این بناهاست. این نوع بام‌ها پوششی است برای گنبدهای بسیار کوتاه‌تر داخلی. از نقطه‌نظر معماری و ساختمانی صرف، ارتفاع آنها در سادگیشان همانند اندازه بی‌تجمل هستند که در تزئینات به‌کار رفته اغلب اسراف گردیده است. این سادگی و این تاکید برروی یک میله منفرد لاغر اندام است که تاثیر عمده بصری برج را بوجود می‌آورد و خطای باصره اثر بلندی آن را شدت می‌بخشد. حتی گرچه بیشتر این برج‌ها اولیه فقط در حدود 15 تا 20 متر ارتفاع دارند ولی بلندتر از این حد بنظر میرسند. البته چندتا برج، مانند بنایی که در ری به برج طغرل شهرت دارد و مهمتر از همه گنبد قابوس بناهای کاملاً بلندی میباشند. در اینجا نیز با به‌کار گرفتن پره‌هایی مرکب از یک دسته از خطوط ممتد تیغ مانند موازی که به خط مستقیم از سکوی پایه بنا تا گیلویی زیربام کشیده شده تصور یک نوع پیش راندگی را فراهم می‌سازد که باز ارتفاع را خیلی بیشتر از آنچه هست نمودار می‌نماید–در روزگار ایلخانیان چیز تازه زیادی به این تکامل افزوده نگردید هرچند که برج‌های مقبره‌ای شیوه‌های متداول آن عصر را منعکس می‌کنند مانند دوره پی همانطور که برج‌های پره دار بسطام و رادکان شرقی و ورامین نشان می‌دهند تمایل عمومی متوجه نوع تناسب‌های لاغر اندام بوده لیکن در زمان‌های بعدی این شیوه کمتر رواج داشت بلکه سبک عمده‌ آرامگاه هشت گوش جسیم‌تر بود که گریو 16 ضلعی گنبد آن بامی چند وجهی را برفراز خود داشت. این طرح عمودی سه بخشی خوب طراحی شده معیار معمول تعدادی از آرامگاه‌های شیعی قم گردید، مانند مقابر سه‌گانه در باغ سبز و از آن پس در سده‌های بعد، تعداد نسبتاً کمتری آرامگاه‌های شیعی قم گردید، مانند مقابر سه‌گانه در باغ سبز و از آن پس در سده‌های بعد، تعداد نسبتاً کمتری آرامگاه بدین شیوه در اکناف مملکت احداث گردید. در داخله این نوع آرامگاه همان سه‌بخشی مشخص بیرونی نیز منعکس بود و در بخش هم کف فضای داخل برج‌ وسیعتر از فضای برج‌های سلجوقی بود در طول سده پانزدهم نوع ساده شده این قسم بنا در مازنداران قبول عام یافت لیکن این مرحله غزل آخر این گونه ساختمان گردید. در روزگار تیموریان برج‌های مقبره‌ای فوق‌العاده کمیاب است و البته همانطور که در بالا گذشت آنها هیچگاه مانند سابق مورد توجه قرار نگرفتند. برخلاف آرامگاه‌های برج مانند آرامگاه مربع شکل گنبددار و مشتقات چندگانه‌اش در ایران گذشته‌ای پا برجا از مقبولیت عام داشت که اقلاً از اوائل سده دهم تا ایام جدید ادامه یافته مانند وضع یرج‌های مقبره‌ای بطور کلی منحصر به مناطق شمالی ایران نبوده است. دقت شگفت‌انگیز و اطمینان بخش “گورسامانی” و شماره‌ای از انواع کمال یافته آن شوه در حوالی سده بعد بوجود آمدند اسلاف بسیار کهن را به بحث میگذارد. این بناها شامل دهلیزهای وسیع (مقابر واقع در مهنه و سرخس شوروی) تکامل بیشتر منطقه انتقالی (بقعه دوازده امام یزد) تکمیل پیش طاق است. از مطالب مذکور چنین استفاده می‌شود که در صورتیکه برج‌ آرامگاهی اغلب در مرحله اول به‌صورت گنجینه‌ای از تزئینات پرکار درمی‌آید و از نظر ساختمانی چیزی بن بست میشد، چهارضلعی گنبددار و اشکال پیوسته بدان، در حالی‌که همان اندازه میدان برای تزئین بدست می‌دهند نیز تجربه فضایی را مشوق میگردد لذا همین امر برای این نوع بنا نقش بسیار پر معناتری را در معماری آرامگاهی فراهم می‌سازد، درابتدا چنین آزمایشی بر روی ناحیه معین متمرکز میشد تا اینکه در همه بنا بعمل آید. در هر صورت بتدریج یک ارتفاع منسجمی تعبیه شد. یک چهار ضلعی چون سنگ‌بست یک مرحله بینابینی را در این تحول، آشکار می‌سازد. ارتفاع سه‌بخشی آن هم از درون و هم از بیون قویاً مشخص است. این فضای درون است که بخش عمده تزئین به خود اختصاص داده است. از بیرون قاعده و گنبد هردو ساده هستند و تنها دهلیز که اکنون از میان رفته وضع مفصل‌داری را که بسیار مورد نیاز بوده فراهم میساخته است.

• کتیبه ها : بطور کلی خط همواره یک نقش اصلی و مهم را در هنر و معماری ایران ایفا کرده است. پس از تغییراتی که در نتیجه استیلای مسلمانان عرب در ایران واقع شد، در صنعت و فرهنگ معماری این مملکت نیز تحولی پدید آمد که از اهم آن یکی ظهور زبان عربی بود و دیگری خط کوفی، در خصوص تاثیر و نفود زبان و خط جدید در صنعت ایران سی فلوزی در مقاله خود در کتاب صنایع ایرانمی‌گوید:
«خط عربی در صنایع ایران تاثیر زیاد نموده و مقام مهمی را احراز کرده است… هیچ… صنعت خط را به این وسعت و عمومیت برای تزئین و آرایش ساختمانهای مذهی و غیرآن بکار نبرده است، نه تنها در معماری بلکه در تمام اشیایی که تصور شود در زندگی مورد استعمال داشته هیچ خط مانند آن نوع خط عربی که کوفی نامیدهمی‌شود این اندازه برای تزئین و آرایش مناسب نمی باشد. تمام حروف کوفی دارای قاعده‌های اقفی هستند وقتی پهلوی هم قرار داده شوند تشکیل حاشیه و شیار میدهند و از این رو زمیه این خط را برای هر سطح که تزئین لازم داشته باشد بکار برند. صنعتگران ایران در استعمال این خط منتهای سلیقه و مهارت را ظاهر ساخته و سرآمد افران بوده‌اند…” (۴۷)
بطور کلی کتیبه نویسی بر روی منار محصول قرن چهارم است که در قرون پنجم و ششم هجری مقارن با دوره سلجوقی رواج و توسعه یافت تا جایی که برای اولین بار از کاشی و آجرهای لعابدار در کتیبه‌های منار نیز استفاده شد که نمونه آن منار مسجد جامع دامغان و منار مسجد سین اصفهان مشاهده میشود . گرچه خط کوفی و انواع آن در معماری تمام ممالک اسلامی بکار بردهمی‌شد ولی ایرانیان با اینکار جالب توجه و بکارگیری این خط برای تزئین و آرایش در بنا تغییر و تحولی بوجود آوردن اشكال مختلف و انواع گوناگون آن نقش بسیار ارزنده ای را ایفا کرده‌اند.
مهمترین اقسام خطوط کوفی بکار رفته در منارها را خط کوفی معقلی (گوشه دا)ر و خط کوفی معقد (برگدار)( گرده دار) تشکیل میدهد که به اختصار به آن اشارهمی‌شود:
خط کوفی گوشه دار: قطعات حروف این نوع خط به‌صورت تسمه با رشته‌های افقی و عمودی است و در آن معمولا ” انحنا ندارد . در این خط که مربع و مستطیل و نباتی نیز گفتهمی‌شود از اسامی و عبارات مقدس استفادهمی‌شده است . اگر در این کتیبه ها فقط آجر بکار می‌رفت کوشش بعمل می‌آمد تا نامها و عبارات بصورت برجسته نصب شود و اگر تزئینات معقلی بودند حروف کلمات را آجرهای کوچک لعابدار به‌رنگ سفید – لاجوردی – فیروزه ای تشکیلمی‌داد. این نوع خط که تقریبا تمامی سطح منار رامی‌پوشاند در منارهای قوشخانه – در دشت- مسجد جامع اصفهان و منار کار دیدهمی‌شود .
منار مسجد گار مورخ به سال ۵۱۵ هجری دارای دو کتیبه کوفی یکی در قسمت بالای پایه است که به صورت کتبیه ساده می‌باشد و دیگری خطوط کوفی گوشه‌دار است که تمام بدنه منار را مزین نموده است . خطوط کوفی بدنه منار بر زمینه شطرنجی با گذاردن آجر بطور افقی و با تکرار عبارت الملك الله صورت گرفته است.
• کتیبه کوفی معقد ( گره دار ) : به این خط که اصطلاحاً کوفی برگدار نیز می‌گویند مختص کتیبه‌های دوره‌های با نواری می‌باشد که به‌صورت نواری پهن در قسمت پایین منار و یا بالای آن نزدیک کلاهک یا تاج قرار می‌گرفت. دسته حروف این نوع خط بخصوص الف و ل در انتهای فوقانی بصورت برگچه‌ای ظاهر می‌گردید . کتیبه‌های حروف کوفی برگدار بیشتر در مناره‌های دوره سلجوقی متجلی شده و شاهکارهای آن را می‌توان در منارهای مسجد جامع سمنان- منار تاریخانه و مسجد جامع دامغان و منار ساربان اصفهان دید. متن کتیبه ها احتمالاً آیات قرآنی و گاهی حاوی نام بانی بنا و تاریخ احداث منار می‌باشد .
• کتیبه ‌های خط تدوبری: از قرن ششم به بعد برای نوشتن کتیبه از خطوط تدوبری بخصوص خط نسخ که سنگینی و ضخامت خط کوفی را نداشت به‌جای زوایای تیز و گوشه‌دار خط کوفی ، دوایری نرم و خوش‌ترکیب در آن دیده می‌شود استفاده شده است.
خطوط نستعلیق و ثلث ( خط ثلث برای اولین بار در منار چهل دختران اصفهان نوشته شد) در دوره تیموریان و صفویان جایگزین خطوط دیگرمی‌شود . منارهای این عصر اکثرا جلوه گاه ذوق و هنر خطاطان و کاشی تراشان چیره دستمی‌باشند .
لازم به یاد آوری ست که قدیمی ترین منار تاریخ دار مناره مسجد جامع ساوه است که از سال ۴۱۲ هجری بجای مانده است. منار مسجد پامنار زواره مورخ به سال ۴۶۱ است و منارهای بعدی به ترتیب قدمت عبارتند از : منار مسجد جمعه کاشان (۴۶۶) منار مسجد برسیان (۲۹۱) مناره چهل‌دختران (۵۰۱ ه) و منار خرگرد (505 ه).

عکس های جدید



عکس های قدیمی



اسناد وابسته


مطالب مرتبط