میل

دانستنی ها





تارنماها


ایرانشهرپدیا

دانشنامه اسلامی

دانشنامه ایرانزمین

دایره المعارف بزرگ اسلامی

نگارستان

ویکی پدیا

ویکی واند

کمتر



مقاله ها



بررسی پیرامون بازشناسی مناره های قرن پنجم و ششم درخراسان بزرگ 

بررسی تحولات میل و مناره در معماری ایرانی – اسلامی ( سبک رازی ) 

بررسی میل و منار های ایرانی در شیوه پارتی


بررسی میل، مناره های خراسان (با تکیه بر نقش سازه ای و محتوای کتیبه های آن ها)
علی فرخی / امیر اکبری

آثار تاریخی خراسان همچون سابقه دیرینه اشاز اهمیّت ویژه ای برخوردار می باشند که در ارائه خدمات به کاروانیان در همه دوره های تاریخی بخصوص در دوره قبل و پس از اسلام پیشتاز بوده است. معماری میل ها و مناره های خراسان هم مثل سایر بناها در رفع نیازها و بهره مندی جهت ارائه خدمات به مسافران و کاروانیان از تکامل و تزئینات خوبی برخوردار شدند. میل ها و مناره های تاریخی هم در کنار بناهای عام المنفعه جهت روشن نمودن جراغ یا آتش بر فراز بناها برای راهنمایی در شب ساخته شدند. معماری این بناها در دوره های اسلامی از نظر شکل، مصالح به شکوفایی قابل توجهی رسید. به گونه ای که در این بناها خط کوفی جلوه گر شد و با نوشتن جملات شهادتین«لااله الا الله» و «محمد ان رسول الله» بر دیواره میل ها و مناره ها پرچم اسلام را در جای جای خراسان برافراشته ساختند که هنوز هم مورد استفاده سرزمین اسلامی می باشند. میل ایاز، مناره خسروگرد، مناره پامنار، میل کرات، مناره فیروز آباد در خراسان از جمله بناهایی هستند که دراین مقاله از نظر معماری و تزئینات وابسته به معماری و محتوای و مضامین کتیبه های موجود مورد بررسی قرار می گیرند. با بررسی انجام شده می بینیم که همه بناهای یاد شده جدای از ارائه خدمات یک نکته را گوش زد می نمایند آن هم یکتا پرستی است.


جستاری در باب «منار»

سیر تحول مناره در معماری اسلامی ایران

سیرتحول مناره ها

سیرتحول میل یا مناره از ابتدای پیدایش تا کنون

منار؛ از نمادی مذهبی تا المانی شهری

نقش مناره در اسلام

کمتر



راه و رباط

مجمد کریم پیرنیا
کرامت الله افسر


راه و ساختمان‌های وابسته به آن از آغاز تاریخ تاکنون در این سرزمین اهمیت بسزایی داشته است. وجود تعداد بسیاری از واژه‌ها و اصطلاحات مربوط به راه و راهداری در زبان فارسی مانند کاروانسرا، خان، ساباط، آب‌انبار، پل و مانند آنها می‌نماید که زندگی مردم این کشور تا چه اندازه به راه وابسته بوده است. مطالب این کتاب از کتب مسالک یا سفرنامه‌ها و جغرافیاهای تاریخی برداشته شده و نگارندگان کوشیده‌اند چکیده آنچه را که مربوط به راه و تأسیسات آن بوده، در این دفتر گرد آورند.

دسترسی

در کنار راه‌های ایران به ویژه در دل کویر و در میان انبوه درختان جنگلی ساختمان‌های بلندی را می‌بینیم که از فرسنگ‌ها دورتر دیده می‌شوند. این‌گونه ساختمان‌ها چنان‌که از نامشان پیداست نخست برای راهنمایی رهگذران و راه ساخته شده هر چند که امروز بیشتر آن‌ها آرامگاه شده است. در مورد مناره‌های راهنما نیز چنین است. مثلاً مناره کج کاشان یا منار نزدیک آرامگاه ارسلان جاذب در سنگ بست خراسان بی آ‌ن‌که پیوندی با مسجد یا بنای مذهبی دیگری داشته باشد در جایی برپا شده که راه‌هایی چند بدانجا می‌رسیده و یا از کنار آن‌ها می‌گذشته است. منار پیش از این‌که با منطق ریاضی درست در جای خود یعنی بر دوش درگاه‌ها و تکیه‌های مسجد بنشیند و در برابر رانش تاق پاسنگی باشد در کنار ساختمان‌های مذهبی هم به منظور راهنمایی و به صورت نشان مسجد ساخته می‌شده و بیشتر به جای ماذنه وگلدسته به کار می‌رفته است. مناره دارالضیافه درست نشان دهنده و راهنمای میهمانخانه‌ای بوده است که درویشان وغریبان را به میهمانی شام و ناهار می‌خوانده است و منار مسجد ساوه (که بدلایل گوناگون فنی و به گواهی تاق‌ها و راق‌ها و طرح خاص خود نخست بنایی غیر مذهبی بوده) گویا ساوه با احتمالا باجگاه را نشان می‌داده است. در بعضی میل‌ها که هیچ‌گونه شکی در راهنما بودن آن‌ها نیست مانند میل نادری در سراسر ایران نظایر بسیاری داشته و بر خلاف آن‌چه معروف است این میل را نادر شاه افشار نساخته بلکه آن را تعمیر کرده است. سبک معماری میل نادری کاملاً رازی است و همان سبک شکوهمند و زیبایی است که در روزگار بوییان و سلجوقیان و اتابکان معمول بوده و تعمیرات نادر نیز بخوبی مشخص است و با توجه به ته‌رنگی ویرانه‌های پیرامون میل گمان می‌رود که در تعمیر از مصالح ساختمان‌های دیگر استفاده شده. حمل آجر به وسیله خورجین‌هایی که برگرده گوسفندان بار کرده بودند افسانه به نظر می‌آید.
بر فراز برخی از میل‌ها و مناره‌ها در شب و روزهای مه‌آلود وطوفانی و تاریک مانند برج‌های دریایی آتش نیز می‌افروختند و آثار آتش در میل‌های اخنجان و رادکان در جای مناسب یعنی میان دو گنبد مؤید این نظر است و برج نورآباد ممسنی فارس (که آن نیز در کنار شاهراه فارس بوده) با فروغ خود رهگذران را راهنمایی می‌کرده است و هنوز که هنوز است روشنی آن فراموش نشده تا آن‌جا که نام خودرا با بادی نورآباد داده است. اگر کسی یکی دو بار از دشت‌های پهناور ایران و به ویژه از کوره راه یزد به طبس گذشته باشد با دیدن تپه‌های بزرگ ریگ روان که هر روز جای خودرا عوض می‌کند در می‌یابد که وجود میل ومناره در کنارجاده حتی از رباط و کاروانسرا هم لازمتر بوده است. و در جنگل‌ها نیز بزودی رهگذر راه خود را گم می‌کند تاریکی و انبوه درختان مانع از آن است که مسافر موقعیت خودرا درک کند و راهی را که مقصود اوست بیابد. همین امروز هم تنها نشانه و راهنما در جنگل‌های شمال شرقی ایران برج رادکان کردکوی است که در جای مناسبی بر روی تپه بنا شده ورهگذر را از راه دور به سوی خود راه می‌نماید. در محور جاده گرگان (گنبد قابوس کنونی) بر روی تپه‌ای برجی است که امروز به نام آق امام معروف است. موقعیت این برج و بسیاری از برج‌های مانند آن که همه نام امامزاده دارند می‌نماید که نخست به منظور راهنمایی ساخته شده وهیچ بعید نیست که بعداً به آرامگاه بزرگی تبدیل شده باشد. چنان‌که مقبره آل رسول یکی از همین برج‌ها) اصولا معماری پارتی دارد و پیش از اسلام یا در آغاز اسلام ساخته شده و پس از آ‌ن‌که به صورت مقبره هم در آمده خوشبختانه در معماری آن دخل وتحصر فی نشده است. گاهی پیش آمد خوب یا بد (مانند جنگ و صلح و مانند آن سبب می‌شده که موقعیت خاصی به بعضی از میل‌ها داده و آن را از صورت یک راهنمای ساده بیرون آورد مانند قدمگاه نشابور که به مناسبت گذشتن امام هشتم (ع) از آن‌جا و گردآمدن دوستداران خاندان پیامبر (ص) در پیرامون آن به صورت مکان مقدس و بنای یادبود در آمده و رباط‌ها و ساباط‌های چندی گرداگرد آن ساخته شده و گرنه بقعه اصلی با معماری ویژه‌ای که دارد تنها یک میل راهنماست و با برج‌های همانند خود ( به ویژه در خراسان مانند برج رادکان خراسان و میل اخنجان و میل کشمار (یا کاشمر) هم‌طرح می‌باشد. پیرامون میل‌ها هرجا که مناسب بوده رباط‌ها و ساباط‌ها و آب انبارهایی نیز می‌ساخته‌اند و گاهی میل خود نشانی از وجود چنین تأسیساتی بوده که برای آسایش مسافران ساخته می‌شده چنان‌که سنگ بست خود رباط بزرگی و آبادی بوده و ساختمان میل و آرامگاه ارسلان جاذب نزدیک آن بوده است. اختصاص قسمتی از رباط‌ها و یا اصل بنای میل به آرامگاه در ایران موارد بسیاری دارد مانند آرامگاهی که در رباط شرف سرخس هست و معلوم است که مدت‌ها پس از ساختمان رباط یکی از حجرات آن را با دخل و تصرف به آرامگاهی تبدیل کرد‌ه‌اند و اغلب بانیان میل علاوه بر اقدام بر این کار نیک می‌سپردند که پس از درگذشت در میان همان بقعه‌ای که ساخته‌اند به خاک سپرده شوند. چنان‌که میل‌های رسکت و لاجیم (که از نامشان پیداست با راه پیوندی دارند) آرامگاه نیز هستند. در میان نام میل‌ها بیش از همه به نام رادکان بر میخوریم که دو تا از معروف‌ترین آن‌ها یکی در خراسان و دیگری در گروگان هنوز به پای هستند و جزو آثار بسیار زیبای معماری رازی (سبک معمول زمان دیلمیان و سلجوقیان و پیش از حمله مغول) به شمار می‌روند. راد و رد در پهلوی به معنای نظم و ترتیب و رده آمده رادکان درست در جاده‌ها همان کار را می‌کند که از نامش بر می‌آید. شاخص است که مسافر را راهنمایی می‌کند. و به راهپیمایی او نظم و ترتیب می‌دهد هر چند که این واژه با راه همبستگی بسیار دارد و در بعضی از کتب مسالک به صورت رایگان هم آورده شده است. با وجود این وجود این برج‌ها در دشت‌ها وجنگل‌هایی که بیشتر جایگاه پرورش اسب بوده و منطقه نسا که به خاطر داشتن اسب‌های خوش اندام و نیرومند نامبردار شده است، این گمان را پیش می‌آورد که باید با واژه دنیک و ریذک (کره اسب) نیز بی ارتباط نباشد و ممکن است رادکان‌ها گذشته از راهنمایی جایگاه دیده بانی ستور سالاران نیز باشند. وجود تعداد بی‌شماری از آرامگاه‌ها درست در کنار شاهراه‌ها و بر فراز تپه‌هایی که به خوبی از دور نمایان هستند و همچنین قبلی نبودن جهت بیشتر آن‌ها خود نشان دهنده این است که اگر روزگاری این بناها به آرامگاه اختصاص یافته و یا بانی در آن‌ها به خاک سپرده شده در آغاز به منظور راهنمایی رهگذران ساخته شده‌اند. راه‌های پر پیچ و خم کوهستانی و جاده‌هایی که از میان ریگزارهای روان ودشت‌های فراخ پر نشیب و فراز و جنگل‌های انبوه و تاریک می‌گذرد بنای تعداد بی‌شماری میل را اجتناب ناپذیر می‌کرده است هر چند که بعضی از آن‌ها علاوه بر خاصیت اصلی در موارد دیگر هم مورد استفاده قرار گرفته باشند. در آثار پیش از اسلام نیز به تعداد زیادی چهارتاق یا کپه بر می‌خوریم که در کنار آبادی‌ها و بیشتر بر فراز تپه‌های مجاور بنا شده‌اند. به تازگی معمول شده است تا چهارتاق کهنه‌ای را در جایی دورافتاده می‌بینند بی آ‌ن‌که دودلی به خود راه دهند. نام آتشکده بر آن می‌گذارند در صورتی که موقعیت اغلب آن‌ها و همچنین طرح و نقشه آن‌ها خود نشان می‌دهند که آتشکده نبوده‌اند. اگر به نقشه یکی از شهرهای کهن مثلاً شهر یزد بنگریم چند کپه وچهار تاق را می‌بینیم که اکنون به نام‌های گوناگون مانند امامزاده ومصلی وهشتی مانند آن خوانده می‌شوند ولی ردیف آن‌ها درست مسیر راه‌های کهن را نشان می‌دهند.
 در پای چهارتاق مصلای یزد هنوز پادیا و بزرگی هست و در پیش آتشکده تل خاکستر نیز آثار پادیاو به چشم می‌خورد. ضمناً بد نیست بدانیم که به بقعه‌های آرامگاهی کپه (بر وزن همه و پایای یک نقطه می‌گفت (تاریخ مستوفی بافتی) که به معنای جای کپیدن (بر روی زمین پهن شدن باصطلاح نعش شد) باشد. و چهارتاق‌های دیگر را در یزد گمبه (گنبه) یا کلمبوک (کلمبه) می‌گویند. ایرانیان پس از اسلام برای نگهداری آتشکده‌ها و یادگارهای نیاکان خود بسیار کوشید‌ه‌اند و هر جا که نمی‌توانستند چون در شهرها و آبادی‌های فارس و آتشکده‌ها و بغستان‌های ناهید و بهرام را به صورت اصلی خود حفظ کنند ناچار آن‌ها را به رنگی مسلمانی در می‌آورند. بسیاری از امامزاده‌ها را می‌بینیم که اصولا برای آرامگاه مسلمان ساخته نشد‌ه‌اند و با قبله به هیچ وجه مواجه نیستند و گاهی انحراف ضریح نسبت باضلاع آن‌ها نزدیک نیم قائمه است و همین چند مسجد معروف مانند مسجد گناباد و نیریز و یزدخواست و شهرستانک و بیداخوید که محراب آن‌ها کاملا مایل در دیوار مواجه قبله تعبیه شده و با کمال وضوح پیداست که این‌گونه بناها دراصل اسلامی نبود‌ه‌اند و ایرانیان پس از مسلمانی معبدها و مکان‌های مقدس نیاکان خودرا با جزیی تغییر و تعمیر و یا بازپیرایی به صورت مسجد و آرامگاه بزرگان دین و مقدسان درآورده‌اند. دسکره ماسپدان در ایلام را به آرامگاه محمد مهدی خلیفه عباسی اختصاص دادند و هارون الرشید را در بقعه باغ سناباد به خاک سپردند (ولی نه موازی با اضلاع آن و ناچار رو به قبله) و سپس برای استوار کردن موقعیت بقعه آن را به بارگاه پیشوای هشتم شیعیان تبدیل کردند که به اتکاء ارادت ایرانیان به خاندان پاک پیامبر همیشه آراسته و بر پای بماند و اگر ویران‌کارانی چون سبکتکین وتر کان غز و مانند آن‌ها آن همه گستاخی داشتند که گنبد آن را فرو ریزند فرزندان ایشان ناچار شدند بار دیگر بارگاه را آراسته‌تر بازپیرایی کنند و چنین است چند بقعه معروف دیگر چون آستانه سهل ابن علی در اراک و بسیاری از بقاع نزدیک کاشان و یزد و کرمان و خراسان و آذربایجان و دیگر استان‌های ایران که در این جا محل ذکر همه آن‌ها نیست، کوشش می‌شود تنها از بناهایی یاد شود که به گمان ما و به گواهی طرح و موقعیت خود با راه و راهداری پیوندی داشته‌اند. ساوه که یکی از سر خانه‌ها و منزلگاه‌های نامدار شاهراه خراسان ومیان همدان و ری بوده از لحاظ راهداری موقعیت خاصی داشته است و گویا باجگاه و گمرک‌خانه بوده، می‌گویند نام آن نیز از ساو (باژ) گرفته شده. طرح مسجد بزرگی این شهر تا حد زیادی این مطلب را تأیید می‌کند و آقای سیر و گردآورنده کتاب کاروانسراهای ایران شرح کافی در این مورد داده است. از این که بگذریم وجود چند برج آرامگاهی که درست در امتداد جاده قدیم همدان ری قرار گرفته (و ردیف آن‌ها مسیر راه را نشان می‌دهد)، بیننده را با این اندیشه می‌اندازد که آرامگاه‌های همانند آن‌ها در کنار جاده کرانه دریای خزر و راه‌های کویری که استان‌های پیرامون کویر را به هم می‌پیوسته نیز روز گاری میل راهنما بوده‌اند. و نزدیک ساوه (و امروز پیوسته به شهر) امامزاده اسحق قرار گرفته که ساختمان آن مربوط به چند دوره و چند سبک معماری است و شالوده آن به معماری پارتی (سبک معمول زمان اشکانیان و ساسانیان) بیشتر می‌ماند. درست در مسیر راه و نزدیک آوه یک برج دیگر بر فراز تپه‌ای ساخته شده که از لحاظ طرح و نقشه مانند آن است که از روی امامزاده اسحق گرده برداری شده است. و همچنین اگر راه قدیم را به سوی همدان دنبال کنیم نظیر این برج‌هارا باز خواهیم دید. و در کنار جاده ری ـ آمل (تقریباً جاده هراز امروز بسیاری از این‌گونه میل‌ها را می‌بینیم که بیشتر آن‌ها مسلما برای آرامگاه ساخته نشده است و نسبت به قبله انحراف کلی دارد. به همچنین از لاهیجان تاگرگان (گنبد قابوس) در کنار شاهراه کرانه مرتباً برج‌ها و میل‌هایی را می‌بینیم که امروز همه آن‌ها به امامزاده معروفند و هویت هیچ‌یک از آنان (به جز یحیی ابن زید) دقیقاً معلوم نیست هر چند که ممکن است در هر یک از آن‌ها یکی از سادات حسنی آسوده باشند. در میان این برج‌هاامامزاده هاشم رشت (که بعداً تغییر کلی یافته و بناهایی اخیرا بر آن افزوده شده) درست در جایی است که باید میل راهنما باشد. بر فراز تپه در کنار پیچ جاده ودرجایی که مسیر راه عوض می‌شود.
و در جای دیگر در باره میل‌های دریایی سخن رفت و برج‌هایی را که به نام خشابه وخشبات معروف بوده (و گمان کرد‌ه‌اند از خشب تازی به معنای چوب گرفته شده با این‌که هردو واژه گویش‌های ایرانی و به معنای مانور دهنده و گنبد و بنای رخشنده است). نظیر این برج‌هادر کنار پارگین‌ها (پارچین و دریاچه‌های دو ون نجد ایران نیز هست و از آن جمله برج پارچین ورامین است که روزگاری در کنار پارگین متصل به دریاچه ساوه بر پای شده است. و در پایان ناگزیر به یادآوری است که راهنما بودن برخی از این میل‌ها در آغاز مانع از این نیست که امامزاده و آرامگاه نیز باشد. چون در طول تاریخ مورداستفاده بسیاری از بناها به مقتضای زمان تغییر می‌کند چنان‌که در مورد مسجد نیریز و گناباد و بنای اصلی مسجد جامع اصفهان و مسجد ساوه و بارگاه حضرت رضا چنین شده است ومدرک تاریخی دارد. (اخبار الرضا) این دگرگونی تنها در بناهای پیش از اسلام ایران نیست بلکه در میان بناهای اسلامی و حتی آن‌ها که برای آرامگاه شخص معروفی ساخته شده نیز به چشم می‌خورد.




برجی بسیار معتبر از قدیم مثل برج طغرل بیگ ری و میل رادکان در جنوب مهماندوست و مغرب مایل به شمال امام آباد دیده می‌شود که دور دایره آن از خارج 34 ذرع و قطر آن از داخل 20/7 متر است این برج دوازده ترک دارد که یکی از ترک‌ها مدخل است و عرض هر ترکی 23/1 متر و بعد از ده ذرع و نیم ارتفاع سه فقره مقرنس از آجر به وضع‌های بسیار خوب انیق ساخته شده و پس از آن کتبیه‌ای است به عرض سه چهار یک به خط کوفی و بالای آن کتیبه دیگری است به خط بنایی و از آن به بعد گنبد مخروطی شروع می‌شود اما فعلاً گنبد آن خراب و آنچه باقی است به ارتفاع چهارده ذرع می‌باشد، در برج رو به جنوب و یک قبر آجری در وسط و دو قبر دیگر سنگ چین در داخل برج دیده می‌شود، گویند این برج مزار امامزاده قاسم از اولاد حضرت موسی بن جعفر(ع) می‌باشد ولی ساختمان آن به مقبره شباهت ندارد. دیگر از بناهای قابل ذکر دامغان رباط شاه عباسی است که در نزدیکی بقعه امامزاده جعفر قرار گرفته، رباط شاه عباسی دامغان مطابق کتیبه ان در سال 1091 هجری زمان شاه سلیمان صفوی ساخته شده است.



اقلیم مرطوب و استعمال چوب در ساختمان‌های کرانه دریای خزر با هم در تباهی آثار آتشگاه‌ها یا ساختمان‌های دیگر پیش از اسلام هم‌داستانی کرده‌اند. ولی پایداری در آیین زرتشت نه تنها در منابع تأیید شده است بلکه آداب و رسوم کهن تا دوران‌های اسلامی گواه این نظر است. گذشته از این‌ها وجود دست کم دو برج محتوی کتیبه‌های عربی و پهلوی که هر دو بسیار متکلف هستند، از بازپسین آثار تاریخی پهلوی است که در ایران بازمانده است. این‌ها عبارت‌اند از میل اردکان در مغرب گرگان و برج لاجیم در شرق طبرستان. این دو برج تقریباً همزمان ساخته شده‌اند. رادکان در 411/1020 و لاجیم در 413/1022 به پایان رسیده است و هر دو از ساخته‌های خاندان باوندند که در کوهستان حکومت می‌کردند. این برج‌ها با کتیبه‌های پهلوی گواهند بر پایداری دین و زبان کهن کرانه‌های خزر تا مدت‌ها پس از آن‌که پهلوی از نجد ایران برافتاده بود و به آتشگاه‌ها پناه جسته بود که قلمرو خاص موبدان باشد. چون اسلام بر کرانه‌های دریای خزر گسترده شد، بسیاری بدین آیین گرویدند. مانند معمول، تازه مسلمان‌ها گو این‌که راه تعصب پیش گرفتند ولی از حفظ آثار و آداب کهن نیز غفلت نکردند. بعدها هنگامی که شور شیعه با صفات پیکارگری دیلم درآمیخت سراسر نجد گشوده شد.