قلعه






معماری
آغاز خانه‌سازی انسان‌ها همواره با اندیشه برای یافتن راه‌های گوناگون دفاع در برابر دشمنان و حیوانات وحشی همگام و همراه بوده است. به همین دلیل مساکن اولیه که به‌صورت خانه‌های منفرد بدون دیوار ساخته می‌شد تدریجاً دارای دیوار شدند و رفته رفته هر چند خانه هم که در یک ناحیه به‌وجود می‌آمد در بین یک دیوار محاطی دفاعی محصور گردید.
این نوع حصارها در ابتدا دارای یک معبر ورودی بودند اما این معبر پس از سالیان دراز تبدیل به دروازه شد.
حصارهای اولیه که در اطراف مناطق مسکونی کشیده می‌شد فاقد برج‌های دفاعی در فواصل منظم یا غیر منظم بودند تا به‌وسیله آن‌ها بشود از دیوارها بهتر محافظت کرد.
در ایران، ایجاد مساکن گروهی حصاردار از سه هزار سال قبل از میلاد مسیح با طرح‌ها و نقشه‌های مختلف آغاز شده است. نمونه این‌گونه قلاع در بلورآباد واقع در حاشیه دشت شمالی روستای قره ضياء‌الدين آذربایجان به¬ دست آمده و نقشه‌برداری شده است. (۱)
روی یک بخش سنگی مسطح در دامنه کوهی مرتفع که به‌طرف دشت شیب دارد ، بقایای دیوارهای یک قلعه دیده می‌شود که قسمتی از سراشیبی دامنه و دشت را به خود اختصاص داده است. خانه‌های داخل این قلعه به‌طور یقین فاقد شیوه‌های استحکام‌بخشی و نقشه دقیق ساختمان بوده‌اند و به‌همین دلیل بیش‌تر آن‌ها منهدم شده‌اند.
این قلعه که طرح اصلی آن به شكل مثلث است در داخل حصاری مستطیل شکل به ابعاد ۶۵×۹۰ متر قرار گرفته است.
حصار اصلی قلعه به پهنای سه متر بنا شده است و مصالح آن عبارت از سنگ‌های بزرگ نتراشیده در جلو و قلو‌ه‌سنگ در قسمت‌های میانی و عقب آن می‌باشد که بدون ملاط آهکی روی هم قرار گرفته‌ا¬¬¬ند. حصار نه در داخل و نه در خارج دارای برج‌های دفاعی است.
در فضای داخلی حصار تعداد زیادی خانه که سقف و دیوارهای آن‌ها فرو ریخته‌اند هنوز هم قابل شناسائی هستند.
در مرحله دوم ساختمانی، قسمت‌های شمالی و شمال شرقی، شمال غربی دیوار دفاعی قلعه به خاطر حملاتی که ظاهراً از آن جهات به قلعه می‌شده مستحکم‌تر شده است.
تاریخ بنای هر دو مرحله ساختمانی دیوارها به دلایل سفالینه‌های کشف شده در آن‌ها به سه هزار سال قبل از میلاد می‌رسد.
در جلو دیوار اصلی به فاصله سه متر دیوار دیگری به ضخامت یک متر ایجاد شده که در فواصل مختلف بین این دو دیوار دیوارهای موربی عمود بر آن‌ها با عث استحکام‌بخشی در دو دیوار شده و سپس فاصله‌های حاصل که به شكل صندوقه درآمده با قلوه‌سنگ و خاک پر شده است.
هدف از ایجاد دیوار جدید و پر کردن فضای حاصله بین دو دیوار استحکام بخشیدن بیشتر به دیوار اصلی از نظر دفاعی بوده است و از آن گذشته از سنگ‌های انبار شده در فضای میانی برای ترمیم خرابی‌های دیوار اصلی هنگام حمله دشمنان استفاده می‌شده است.
در راوز (۲) واقع در جنوب غربی ماکو یک محل مسکونی که ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح ایجاد شده وجود دارد که در مکانی به شكل مثلث که از سنگ‌های بازالت به وجود آمده تا کنار رودخانه پیش رفته است. خانه‌ها در این منطقه برای زندگی مردم آن زمان و طبق عادات آن‌ها روی یک محور دایره شکل ساخته شده‌اند.
خانه‌های منفردی هم در امتداد دیوارها به‌طوری بنا شده‌اند که قطعات بزرگ سنگ‌های بازالت کوه به‌صورت سقف آن‌ها درآمده است.
خانه‌های قسمت شرقی که در دشت واقع شده‌اند دارای امکانات طبیعی دفاعی نیستند. به همین سبب در این بخش یک دیوار به عرض ۴ متر از سنگ‌های بزرگ و قلوه‌سنگ، بدون ملاط کشیده شده که به دروازه باریکی به ارتفاع ۱۵ متر منتهی می‌شود. این دیوار به¬ صورت خط مستقیم نیست بلکه در چند نقطه به شكل خط شکسته می‌باشد.
روی قسمت فوقانی سنگ‌ها به وسیله آجر دیوارکشی شده و این دیوار قسمت شرقی منطقه مسکونی را که ۲۵۸ متر طول و ۱۸۵ متر پهنا دارد حفاظت می‌کند.
بین سال‌ها¬ی ۳۰۰۰ تا ۲۰۰۰ قبل از میلاد برای استحکام‌بخشی بیشتر، در دیوارهای راون ، برج‌های نیم‌دایره¬ای پیش آمده ایجاد شده و کلیه زوایای دیوارها هم با تغییرانی مستحکم‌تر شده‌اند.
این تغییرات به دلیل لزوم دفاع از قلعه در مقابل حملات دشمنان بوده و در همه قسمت‌های دیوار انجام شده است و به همین دلیل پس از گذشت قرن‌ها هنوز بخش‌های مهمی از دیوار و برج‌های دفاعی آن باقی مانده است.
در قرن چهارم پیش از میلاد که برابر آغاز فرمانروائی هخامنشیان است به خاطر توسعه شهر و تغییر تکنیک‌های جنگی و دفاعی، برج‌های مستطیل شکل جانشین برج‌های نیم‌دایره شکل قدیمی شده‌اند.
در مورد برج‌های دفاعی باید به این نکته اشاره کنیم که هشت قرن قبل از میلاد در دوره‌ای که همزمان با طبقه استقراری خانه سوخته در قلعه حسنلو می‌باشد، دیوارهای قلعه حسنلو IV دارای کامل‌ترین برج‌های دفاعی مستطیل شکل پیش‌آمده بوده‌اند.
سهم اصلی در توسعه شهرسازی حصاردار در ایران به عهده معماران اوراتوئی در قرن‌های نهم و هشتم قبل از میلاد است که تحت نفوذ معماری بین‌النهرین شیوه‌ای در ایجاد استحکامات دفاعی به وجود آورند که در قرن‌های بعد پایه و اساس معماری کوهستانی ارامنه شده است!
در معماری اورتوئی تحول دیگری هم قابل توجه است. در قرن‌های نهم و هشتم قبل از میلاد شهرهای اورارتوئی با طرح‌های فشرده و خانه‌های نزدیک به هم و بدون تابعیت از عوارض سطح‌الارضي و روی سطح طبیعی زمین با دیوارهای بسیار محکم و بام‌های مرتفع ایجاد شدند و به این ترتیب استفاده از عوارض طبیعی زمین به ندرت صورت گرفته است.
جبهه بناها که به وسیله دیوارها و برج‌های مستحکم دفاعی احاطه شده‌اند پیش آمده و صاف می‌باشند، مانند قلعه سیاه¬ در ۲۶ کیلومتری شرق ماكو (۳) که روی یک توده مسطح از مواد مذاب منجمد بنا شده است.
در میان برج‌های مستطیل شکل که نیمی از آن‌ها جلوتر از دیوارها بنا شده‌اند ، دیوارها در فواصل مساوی پیش آمده یا عقب رفته‌اند. این پیش‌آمدگي‌ها به هیچ‌وجه از نظر دفاعی با استحکام‌بخشی به دیوارها ارزشی ندارند بلکه فقط از نظر تزئینی به این صورت ساخته شده‌اند و از لحاظ دفاعی طرح‌های معماری دیگری در دیوارها به کار رفته است.
آثار هنرمندانه‌ای که در بعضی از خانه‌های اورارتوئی از معماران ماهر به جا مانده است گواهی می‌دهند این خانه‌ها یک بنای سلطنتی می‌باشند. برای مثال قلعه سیاه را می‌توانیم نام ببریم که به وضوح نشان می‌دهد که یک کاخ پادشاهی بوده و در قرن‌های هشتم و هفتم قبل از میلاد به منظور توسعه آن با استفاده از عوارض طبیعی سطح‌الارضی به‌صورت یک قلعه درآمده است.
یک نمونه کامل از معماری پیشرفته اورارتوئی را در منطقه رورائی اورو واقع در محدوده بسطام می‌بینیم که در قرن هفتم قبل از میلاد به وجود آمده است. (۴)
طرح این قلعه که طی پنجاه سال در سه مرحله ساختمانی به وجود آمده است کاملاً تابع عوارض طبیعی زمین می‌باشد.
این قلعه به صورتی بنا شده که علاوه بر آن¬که دارای معبد بوده و یک بنای مذهبی به شمار می‌رفته مرکز داد و ستد بازرگانی حکومتی نیز محسوب می‌شده و مهم‌تر از همه آن¬که مقر حاکم یا پادشاه نیز بوده است.
نظر به این که قلعه در زمان خود دارای اهمیت زیادی بوده و در میان مجموعه‌ای از محکم‌ترین و متنوع‌ترین استحکامات دفاعی قرار گرفته است، برج2های بسیار مستحکم و در فواصل برج‌ها ، دیوارهای عریض و محکم قابل دفاع معماری کهن اورارتوئی به بهترین نحو ممکن به هم پیوند خورده و این قلعه مستحکم را در بسطام به وجود آورده است.
این قلعه که تنها اثر اورارتوئی است که تمام قسمت‌های آن از زیر خاک بیرون آورده شده است این امتیاز را بر سایر بناهای اورارتوئی دارد که کارکرد تمام قسمت‌های آن روشن شده است.
طبقه تحتانی آن که شامل دروازه جنوبی می‌باشد متعلق به سربازان مدافع قلعه بوده است. در این طبقه یک مهمانسرا و همچنین اصطبل برای بستن اسب‌ها وجود دارد.
طبقه میانی مربوط به معبد و اداره‌کنندگان معبد بوده و شامل تعداد زیادی اطاق می‌باشد.
طبقه فوقانی که نمایشگر اوج هنر معمار اورارتوئی است محل مسکونی و دارای راه‌های فرار به خارج قلعه در هنگام خطر می‌باشد.
بنای قلعه بسطام آخرین نمونه و تکامل یافته‌ترین تکنیک قلعه‌سازی اورارتوئی بوده است اما در قرن‌های ششم و پنجم قبل از میلاد یک تغییر دیگر برای دفاع بهتر در مقابل هجوم دشمنان به وجود می‌آید و آن هم ایجاد دیوارهای کنگره‌دار است بدون این¬که طرح برج‌ها تغییر پیدا کند.
قلعه گا وور( Gavur ) واقع در جنوب غربی خوی دارای نمونه‌های ارزنده‌ای از معماری کهن و دوره میانی اورارتوئی و نیز یک مرحله جدیدتر از آن در قرن‌های ششم و پنجم قبل از میلاد است که پیش از طلوع اقتدار هخامنشیان و در زمان مادها ایجاد شده است.
نمونه معماری قلعه‌سازی هخامنشی هنوز هم در تخت جمشید قابل شناسائی می‌باشد زیرا تخت جمشید علاوه بر آن¬ که کاخ مسکونی پادشاه بوده یک قلعه بسیار محکم نیز محسوب می‌شده است. (۶)
تخت جمشید یکی از دست نخورده‌ترين قلعه‌هاست که از زیر خاک بیرون آورده شده و نقشه تمام دیوارها و اجزای داخلی آن تهیه شده و در دست است.
دیوارهای دفاعی تخت جمشید در قسمتی که کوه رحمت (کوه مهر – مترجم ) واقع است با خاک رس و آجرهائی به ابعاد بزرگ روی سنگ‌های صخره‌ای با متابعت از وضع کوه و در بعضی قسمت‌ها جلوتر و در بعضی قسمت‌ها عقب‌تر ساخته شده‌اند و این روشی است که اوراتورها همیشه از آن در معماری صخره‌ای استفاده کرده‌اند.
برج‌های مستطیلی شکل بزرگ که هنوز هم در تخت جمشید دیده می‌شود و در فواصل مختلف و کمی پیش آمده از دیوار با ارتفاع بسیار وجود دارند و فقط به منظور جلب احترام و ستایش مشاهده‌کنندگان بنا شده‌اند نشانگر استقرار پادشاه در آن مکان می‌باشد.
از داخل این برج‌ها راهروهائی به طرف سطح فوقانی و نیز چند اطاق ساخته شده است.
علاوه بر این نوع قلاع که برای سکونت پادشاه ساخته می‌شد تعداد زیادی قلعه در زمین‌های مسطح کشور توسط هخامنشیان و بعداً توسط ملوکیدها ساخته شده است که طرح قلعه‌های دوران ملوكید متأثر از فرهنگ ملی می‌باشد و برج‌های دفاعی این گونه قلاع هم به صورت مستطیل و هم به صورت نیم‌دایره بوده است.
قلعه گاوور که در اواخر دوران اورارتو در قرن‌های ششم و پنجم قبل از میلاد بنا شده یک قلعه کامل محسوب می‌شود.
محل این قلعه که در کنار رود ارس در شرق شهر جلفا‌ست که برج‌های مستطیل شکل آن پس از مدت کوتاهی به صورت مدور در آمده که بهترین طرح برای مقابله با سنگ‌هائی است که به وسیله منجنیق با فلاخن‌های مهاجمین برای تخریب برج‌ها پرتاب می‌شده است.
قلاعی که در زمان ساسانیان ساخته شده‌اند معمولاً دارای برج‌های نیمه‌گرد جلوتر از دیوارهای دفاعی هستند و این برج‌ها خیلی به هم نزدیک ساخته شده‌اند. نزدیک بودن برج‌ها به یکدیگر علاوه بر آن که قدرت دفاعی ساکنین قلعه را افزایش می‌دهد بر زیبائی طرح بنا نیز می‌افزاید.
تخت سلیمان که یک قلعه مقدس در آذربایجان بوده مانند سایر قلاع دوران ساسانی با متابعت از عوارض طبیعی زمین ساخته شده و دارای دیوارهای دفاعی بسیار مستحکم می‌باشد.(8)
آنچه در این قلعه کاملاً چشمگیر است این است که قلعه از ابتدا روی یک نقشه دقیق ایجاد شده است.
محکم کردن و مسلح کردن قلعه به وسیله برج‌های دفاعی مدور در زمان ساسانیان توسعه و تکامل زیادی یافته است که نمونه بارز آن را در قلعه¬دختر (۹) فیروز¬آباد که در اوایل عهد ساسانی ساخته شده می‌بینیم. این قلعه دارای یک حصار دفاعی است که به طور منظم در بعضی قسمت‌ها جلوتر و در بعضی قسمت‌ها عقب‌تر بنا شده است.
هنر قلعه‌سازی ساسانیان با برج‌های مدور از ازمنه بعد مبدا تحول قلعه‌ساز ی ارامنه در آذربایجان شده است و نمونه این هنر ارامنه در قلعه حجستان Hadjestan واقع در شمال ماکو (۱۰) دیده می‌شود که در آن مخصوصاً نوع ساختمان دروازه با یک معبر تنگ و برج‌های دو طبقه طرفین دروازه می‌سازد جالب توجه می‌باشد و همین مسئله، طرح‌های پیشرفته‌سازی ساسانی را به خاطر تداعی می‌کند.
قلعه حجستان در قرن¬های ۱۰ و ۱۱ میلادی روی بقایای یک قلعه قديم‌تر که متعلق به قرن ششم قبل از میلاد بوده بنا شده است.
یک قلعه دیگر که در اواخر عهد ساسانی و یا در اوایل دوره اسلامی ساخته شده قلعه سیددوکان واقع در جنوب شرقی سرپل ذهاب است که هنوز هم نسبتاً سالم باقی مانده است.
در این مکان و در جایی که مقابر صخره‌ای دکان داود واقع شده ، جاده، قصر شیرین به کرمانشاه (باختران فعلی- مترجم) معروف به جاده ابریشم از جاده قصر شیرین به قلع یزدگرد در دره سیمره جدا می‌شود.
به‌طوری ¬که پل‌های بزرگ و مستحکم در دره سیمره، نشان می‌دهند معلوم می‌شود که این جاده در زمان ساسانیان از اهمیت زیادی برخوردار بوده است.
قلعه سیددوکان به ابعاد 152×۱۵۱ متر تقريباً مربع شکل و از لحاظ طرح شبیه رباط‌های اوایل دوره اسلامی است و این شباهت بیشتر در دروازه ورودی مشاهده می‌شود.
طرح قلعه سیددوکان ، یک طرح عادی و ساده دوران ساسانی محسوب می‌شود.
متأسفانه تاریخ دقیق ایجاد این بنا روشن نیست و سفال‌های مکشوفه در آن نمی‌تواند تاریخ بنا را روشن کند، بنابراین می‌توانیم تصور کنیم که این قلعه یا در اواخر عهد ساسانی بنا شده و یا در اوایل ظهور اسلام.
قلعه سیددوکان یک طرح جالب برای تلفيق نقشه کاروانسرا و رباط با یک قلعه نظامی است.
در تمام دوران اسلامی، در ایران قلعه‌های بسیاری در داخل شهرها به وجود آمدند و برای مثال می‌توانیم از ارگ کرمان و قلعه خرم‌آباد و ارگ شیراز نام ببریم.
قلعه‌های اوائل و اواسط دوره اسلامی در سرتاسر ایران پراکنده هستند و به‌طور کلی در کنار شاهرا‌ه‌های مواصلاتی ساخته شده‌اند. نمونه این قلعه‌ها یک شبکه وسیع قلعه مربوط به فرقه اسماعیلیه می‌باشد که در نقاط مختلف بنا شده‌اند و یا قلاعی که فقط برای محافظت از راه‌ها و ایجاد امنیت در مسیرهای کاروانرو ساخته شده‌اند و یا قلاعی که در نزدیک پل‌ها و رودخانه‌ها ایجاد شده‌اند مانند قلعه‌ای که در شمال رودبار در بستر سفید رود احداث شده است.
به‌طوری که گفتیم بزرگ‌ترین و مستحکم‌ترین قلاع ایران به دست فرقه اسمعیلیه که پیروان حسن صباح بوده‌اند ایجاد شده‌اند که به آن‌ها حشاشین (داروفروشان – مترجم) نیز می‌گفته‌اند.
مهم‌ترین مرکز نظامی این فرقه شیعی روی کوه الموت از رشته جبال البرز بنا شده است.
استحکامات این قلعه که در قرن ۱۱ تا ۱۳ میلادی ساخته شده با وجود این¬که در حال حاضر به شدت منهدم شده قابل رؤیت می‌باشد.
داخل قلعه سه مجموعه بنا وجود داشته که فقط از طریق حیاط‌ها به هم ارتباط داشته‌اند.
یکی دیگر از قلاع اسمعیلیه، قلعه لمبه‌سر (۱۲) واقع در شمال قزوین و کنار شاهرود می‌باشد.
طرح این قلعه به‌طور واضح نشان می‌دهد که بنا مقر پادشاه یا حاکم نبوده بلکه صرفاً به منظورهای نظامی بنا شده است و به همین دلیل تمام آنچه برای یک سرباز¬خانه لازم است در آن وجود داشته است.
در این قلعه حتى بناهگاه‌های مخفی برای ساکنین هنگام بروز خطر ایجاد شده است و از کلیه عوارض طبیعی کوه و صخره‌های آن برای ایجاد استحکامات دفاعی بیشتر استفاده شده است.
دروازه‌های قلعه مخصوصاً فوق‌العاده محکم ساخته شده‌اند و آب‌انبارها و انبارهای زیادی که در آن وجود دارد قلعه را به صورت دژی تسخیرناپذیر درآورده است.
محکم‌ترین قلاع اسمعيليه به استناد روایات تاریخی قلعه‌ای بر فراز گردکوه در مغرب دامغان بوده که در تمام دوران حکومت مغول تا اواسط قرن ۱۲ میلادی هم به حیات خود ادامه داده است.(۱۳)
این قلعه در سراشیبی کوه و بر روی سنگ‌های صخره‌ای مستحکم بنا شده و دارای امکانات دفاعی ویژه‌ای در معبر صعودی به قلعه می‌باشد. مثلاً در پائین و دامنه کوه با ایجاد دیوار دفاعی و انبارهای کوچک اسلحه به خوبی امکان جلوگیری از پیشرفت مهاجمین فراهم گردیده است.
اسمعیلیه برای دفاع بهتر در مقابل هجوم دشمنان علاوه بر دیوارهای جانبی به فواصل مختلف دیوارهای محکم دیگری می‌ساختند که عموماً به برج‌های بسیار مستحکم منتهی می‌شدند و نمونه این کار را در قلعه قاین واقع در خراسان می‌بینیم.(14)
شگفت‌آورترین موردی که در قلاع اسمعیلیه دیده می‌شود عبارت است از مجموعه سربازخانه‌های قلاع، متشکل از اطاق‌های کوچک در موجب شده که برج‌های مدور بزرگ‌تر و نزدیک به هم ساخته شوند و دیوارها مستحکم‌تر بنا شوند و تمام پیش‌بینی‌های لازم برای متوقف کردن یا لااقل کندتر کردن سرعت مهاجمین در خارج قلعه و حصار و داخل آن مورد توجه قرار گیرد و این تکامل در هیچ زمانی متوقف نشده است.
در قرن ۱۷ میلادی که مقارن با سلطنت پادشاهان صفوی است، در کنار بحر خزر یک قلعه با طرح هشت بر در شبه جزیره میانکاله (۲۱) واقع در استرآباد (گرگان امروز – مترجم ) ساخته شد که حتی برج‌های دفاعی آن نیز به شکل هشت بر می‌باشد.
طرح این قلعه در حقيقت طرح بزرگ شده قلعه‌ای بود که شاه عباس، پادشاه صفوی با پذیرش نفوذ معماری اروپائی در فرح آباد (۲۲) واقع در کنار دریای خزر به عنوان مقر سکونت خود ساخته بود.
یک قلعه دیگر که به صورت هشت ضلعی در قوشچی واقع در ساحل غربی دریاچه ارومیه و ۴۳ کیلومتری شمال شهرستان ارومیه مشاهده می‌شود که به دلیل سفال‌های مکشوفه در آن معلوم می‌شود که در زمان ایلخانان ساخته شده است.
طرح این قلعه به‌طوری که ذکر شد به صورت هشت ضلعی است ولی در تمام گوشه‌های آن برج‌های نیم‌دایره‌ای جلوتر از دیوارها ایجاد شده است.
بالأخره در اوایل قرن ۱۹ میلادی¬، توسط مشاورین نظامی اروپائی که برای قلعه‌سازی به ایران آمده بودند در اطراف شهرهای بزرگ مخصوصاً تهران و خوی حصارهائی ساخته می‌شود که این دو شهر را به صورت قلعه در می‌آورد ، این حصارها بدون استفاده از عوارض سطح‌الارضی بنا شدند.
در شمال غربی کرمانشاه (باختران فعلی – مترجم ) قلعه‌ای‌ست به نام قلعه کهنه (۲۳) که حصار آن ترکیبی است از دیوارهای داخلی و دیوارهای خاکی خارجی با انبارهایی برای اسلحه در گوشه‌ها یعنی طرح یک قلعه نظامی کاملاً اروپائی.
در جنوب اهر (۲۴) نیز یک قلعه به شکل قلاع نظامی اروپائی بنا شده است.
به جز قلاعی که نام بردیم می‌توانیم از قلعه هرمز که به وسیله پرتقالی‌ها در جزیره هرمز ساخته شده و قلعه هلندی‌ها که در جزیره خارک بنا شده ذکر به ميان آوریم که طرح هر دو قلعه شبیه قلاع نظامی اروپائی است ولی به وسیله ایرانیان ساخته نشده است بلکه سازندگان آن¬ها پرتقالی و هلندی بوده‌اند.

یکی از ضروریات شکل گیری حیات انسانی وجود امنیت است که بدون آن شکل گیری جوامع انسانی و حیات و تداوم آنها غیر ممکن به نظر می‌رسد. از مهم‌ترین عوامل تأمین کننده امنیت، پوشش‌های مناسب، مستحکم و تدافعی است.
انسان با توجه به ساختار فیزیکی و نیز شیوه زندگی، در مقایسه با جانداران دیگر از آسیب پذیری بیشتری برخوردار است، لذا نیازمند تدابیر و پوشش‌هایی است که او را در مقابل گرما، سرما و ناملایمات جوی، حیوانات وحشی و همچنین تهاجم دیگر همنوعان محفوظ دارد. باتوجه به داده‌های باستان شناسی، پناه بردن به غارها و پناهگاه‌های سنگی جزء اولین ترفندهایی بود که گروه‌های انسانی برای مواجهه با خطرها، بکار گرفتند و سابقه آن به صدها هزار سال پیش بر می‌گردد. آثار این استقرار در غارها و پناهگاه‌های سنگی بسیاری شناسائی، کاوش و مطالعه شده است. غارها و پناهگاه‌های سنگی شرایط بسیار مناسبی برای استقرار گروه‌های کوچک انسانی در روزگاران پیش از تاریخ و زمانی که انسان‌ها تنها از طریق گردآوری غذا و شکار گذران می‌کرده و جمعیت کمی داشتند، فراهم می‌کرده است. آنها پوشش مناسبی در برابر ناملایمات جوی و حفاظ مناسبی در برابر هجوم حیوانات وحشی و دیگر گروه‌های انسانی بودند. ساکنان این غارها با مسدود کردن دهانه غار به کمک تبرهای چوبی و شاخ و برگ درختان و نیز سنگ چینی، خود را در برابر خطرات محافظت می‌کردند.
مرحله غارنشینی در تاریخ حیات بشری صدها هزار سال طول کشید و تنها از حدود ۱۰ هزار سال پیش بود که انسانها به طور گسترده زندگی در فضای باز و ساخت منازل مسکونی را آغاز کردند. تغییر در شیوه معیشت، محدودیت‌های خاص زندگی غارنشینی، افزایش جمعیت گروه‌های انسانی و عوامل دیگر، چنین تغییر و تحولی را سبب شده است. البته تذکر این نکته لازم است که زندگی در غارها و فضاهای ایجاد شده در صخره‌ها، در مقیاس بسیار اندک و توسط گروههای کوچک انسانی تا هزاران سال بعد نیز ادامه یافت. این گروه‌ها با ایجاد تغییراتی در فضای غار و دیواره‌های صخره ای، آنها را با شیوه جدید زندگی خود و تغییر و تحولات صورت گرفته هماهنگ ساختند. معماری صخره‌ای دوره‌های متأخرتر در گوشه و کنار ایران و جهان تداوم چنان سنتی است.
اولین منازل ساخته شده توسط جوامع انسانی از طراحی، استحکام و کارائی چندانی برخوردار نبود اما این ضعف‌ها با تکامل تکنولوژی و رونق زندگی روستانشینی و افزایش تولید و جمعیت، به سرعت برطرف شده و در هزاره‌های بعد روستاهای واقعی با معماری کارا و مستحکم به وجود آمدند. در روستاهای جدید تدابیر ویژه ای برای مقابله با خطرات احتمالی اندیشیده شده بود. یکی از این روستاهای
پیش از تاریخ، در محوطه معروف چاتال هویوک (واقع در ترکیه امروزی) شناسائی و مورد کاوش قرار گرفته است. در این روستا تمامی منازل متصل به یکدیگر ساخته شده و تشکیل واحد متراکمی را می‌دادند که فاقد درگاه، کوچه و فضاهای عمومی معمول در دیگر روستاها می‌باشد. راه دسترسی به این منازل از طریق راه پله‌ها و روزنه‌های تعبیه شده در سقف آنها بوده است. این روستا در مقایسه با روستاهای دیگر توان دفاعی ویژه ای داشته است. با شکل گیری طبقات اجتماعی و به ویژه طبقه حاکمه و آغاز دوره شهرنشینی، نوعی سازمان اجتماعی و شهری به وجود آمد که نشانه آن ساخت بناهای عمومی و از جمله بناهای استحکاماتی و دفاعی است.
با تشکیل دولت‌های محلی و افزایش جمعیت‌های انسانی و مهاجرت‌های قومی، درگیری مابین جوامع افزایش یافت. برای مصون ماندن از عواقب این درگیری‌ها، ساخت و استحکام بخشی حصار و دیوارهای دفاعی و نظامی ضرورت بیشتری یافت. سرزمین ایران به جهت قرار داشتن در مسیر شاهراههای ارتباطی و مهاجرت‌های قومی و نیز تنوع جغرافیایی طبیعی و بالطبع تنوع قومی و فرهنگی، در طول تاریخ شاهد تهاجمات، درگیری‌ها و کشمکش‌های بسیاری بوده است. این تهاجمات از جانب شمال شرقی و شمال غربی، توسط اقوام بیابانگرد و از غرب توسط آشوری‌ها و اورارتوئیها و در دوره‌های بعد توسط مقدونیها و رومیها و نیز اعراب صورت گرفته است. تسلط کوتاه مدت و بلندمدت این مهاجمان در کنار تضادهای فرهنگی، قومی و باغیگری‌های بسیار، به ویژه به هنگام روی کار آمدن دولتهای ضعیف، محیطی ناامن و ناپایدار پدید می‌آورد. در چنین محیطی ساخت استحکامات دفاعی رونق بسیار داشت. حصارهای اولیه که در اطراف مناطق مسکونی کشیده می‌شدند فاقد برج‌های دفاعی در فواصل منظم و غیر منظم بودند تا به وسیله آنها بتوان از دیوارها بهتر محافظت کرد. در ایران، ایجاد مساکن گروهی حصاردار از سه هزار سال ق.م. با طرح و نقشه‌های مختلف آغاز شده است. نمونه اینگونه قلاع در بلورآباد واقع در حاشیه دشت شمالی روستای قره ضیاء الدین آذربایجان غربی به دست آمده است. روی یک بخش سنگی مسطح در دامنه کوهی مرتفع که به طرف دشت شیب دارد، بقایای دیوارهای یک قلعه دیده می‌شود که قسمتی از سراشیبی دامنه و دشت را بخود اختصاص داده است… این قلعه که طرح اصلی آن به شکل مثلث است، در داخل حصاری مستطیل شکل به ابعاد ۶۵×۹۰ متر قرار گرفته است. حصار اصلی قلعه به پهنای ۳ متر بنا شده است و مصالح آن عبارت از سنگ‌های بزرگ نتراشیده در جلو و قلوه سنگ در قسمتهای میانی و عقب آن میباشد که بدون ملات روی‌هم قرار گرفته‌اند. حصار فاقد برج‌های دفاعی در رویه داخلی و خارجی است. در فضای داخلی حصار تعداد زیادی خانه شناسایی شده است.
 
 
 
در راوز واقع در جنوب غربی ماکو یک محل مسکونی که در ۳۰۰۰ ق.م ایجاد شده (تصویر ش 1)، وجود دارد که در مکانی به شكل مثلث… خانه‌ها ساخته شده است… خانه‌های قسمت شرقی که در دشت واقع شده‌اند دارای امکانات طبیعی دفاعی نیستند. به همین سبب در این بخش یک دیوار به عرض ۴ متر از سنگ‌های بزرگ و قلوه سنگ و بدون استفاده از ملات کشیده شده که به دروازه باریکی منتهی می‌شوند… بین سال‌های ۳۰۰۰ تا ۲۰۰۰ ق.م برای استحکام‌بخشی بیشتر، در دیوارهای راوز، برج‌های نیم دایره ای پیش آمده ایجاد شده و کلیه زوایای دیوارها هم با تغییراتی مستحکم‌تر شده‌اند( کلایس. ۱۳۶۶، صص ۶-۱۰۵). –
بناهای حصاردار و مستحکم در جنوب غربی ایران و حوزه تمدنی عیلام نیز ساخته می‌شده که عمدتا از بین رفته‌اند با این حال آثار معماری ارزشمند چغازنبیل مربوط به اواخر هزاره دوم ق.م) و محوطه‌های باقی مانده دیگر، گویای پیشرفت معماری در این دوره است (تشوير ش ۲)
شمالغرب و غرب ایران در طی سده‌های نخستین هزاره اول ق.م به طور گسترده‌ای در معرض تهاجمات مکرر امپراتوری قدرتمند آشور و پادشاهی اورارتو و نیز اقوام بیابانگرد سکائی قرار داشت. چنین وضعیت ناامن و ناپایداری اقوام ساکن در منطقه را وادار به ساخت قلعه‌های بسیار و مستحکم نمود. از طرف دیگر دولتهای مهاجم نیز برای حفظ منافع خود اقدام به ساخت قلعه‌های مستحکم در منطقه نمودند؛ به ویژه اورارتو که با ساخت قلعه‌های مستحکم بسیاری در شمالغرب ایران، سبک خاصی از معماری نظامی را در ایران رواج داد. امروزه بقایای تعداد زیادی از این قلاع برجای مانده است. مهم‌ترین این بقايا، محوطه باستانی بسطام در شمال غرب دریاچه ارومیه می‌باشد که در قرن هفتم ق.م شکل گرفته است (تصویرش ۱۰). این محوطه که یک مقر حکومتی بوده، در زمان آبادانی در میان مجموعه‌ای از محکم‌ترین و متنوع‌ترین استحکامات دفاعی قرار می‌گرفته است. برج‌های بسیار مستحکم و در فواصل برج‌ها، دیوارهای عریض و محکم و قابل دفاع از جمله این استحکامات بود (همان، ص۱۰۷)
و در کنار معماری نظامی اورارتو اقوام ساکن در منطقه (مانایی‌ها، مادها و دیگر گروه‌های قومی) نیز در راستای مقابله با تجاوزات قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، به احداث قلاع و استحکامات دفاعی اقدام کردند که شرح آنها در نقوش برجسته و کتیبه‌های آشور و اورارتو آمده و بقایای آنها نیز در جریان کشفیات باستان شناسی، شناسائی و مطالعه شده‌است تصاویر (ش۷-۳). مهم‌ترین این استحکامات در محوطه‌های باستانی حسنلو، زندان سليمان، جان آقا
(در آذربایجان غربی)، زیویه (کردستان)، نوشیجان تپه و گودین تپه (همدان) قرار گرفته‌اند. با توجه به متون و نقوش برجسته آشوری،
معماری نظامی و تدافعی و همچنین تکنیک‌ها، روش‌ها و تجهیزات قلعه‌کوبی و قلعه گیری در این دوره پیشرفت بسیاری داشته‌است. دژها در این دوره اغلب با مصالح سنگی و بر روی تپه‌ها و کوهها ساخته می‌شدند و دارای حصارهای بلند با برج‌های تدافعی کنگره دار بودند. تعدادی از قلعه‌های مهم دارای برج و باروی متعدد و لایه‌های مختلف دفاعی بودند(تصویر ش۳) که گاه تعداد آنها به هفت لابه می‌رسید. شرح یکی از این قلعه‌ها که پایتخت مادها یا اکباتان بوده، در تاریخ هرودوت آمده‌است: «… دیوارهای آن بلند و محکم و دایره وار تو در تو ساخته شده‌است و وضع آنجا این است که سر هر کدام از دیوارها از دیوار بعدی بلندتر است. جنس زمین که تپه نرمی است تا حدی برای این ساختمان مساعد بوده ولی بنای آن بیشتر از روی صنعت شده است. شماره دیوارها هفت تاست، کاخ پادشاهی و خزانه در درون محوطه آخری است، محیط دیوار خارجی خیلی نزدیک به همان اندازه دیوار آتن است. رنگ بام‌های این دیوارها از این‌ قرار است: اول سفید دومی سیاه، سومی ارغوانی، چهارمی آبی، پنجمی نارنجی است و تمام اینها را با الوان رنگین کرده بودند و بام دوتای آخری یکی از نقره و دیگری با طلا مستور شده بود. دیوکسی (دیاکو) تمام این استحکامات را برای خود و قصر خود برپا داشت و به اهالی پیشنهاد کرد که خانه‌های خود را در خارج محیط دیوار بسازند» (هرودت. ۱۳۶۲، صص9 – ۷۸). این توصیف وضعیت قلاع حکومتی و مرکزی را در دوره مورد بحث آشکارا بیان می‌دارد.
همچنان که اشاره شد خانه‌های مردم عادی به جهت شیوه معیشت مبتنی بر کشاورزی و دامداری، بیرون از قلعه‌ها قرار می‌گرفت و ساکنان آنها تنها به هنگام بروز خطر در قلاع پناه می‌گرفتند. در این دوره از عوارض طبیعی همچون کره، رودخانه و دریاچه در امر دفاع نهایت استفاده می‌شد و در مواردی اقدام به حفر خندق در پیرامون قلعه و آب بستن آن، می‌نمودند. در دوره هخامنشی به جهت افزایش قدرت و ثروت دولت مرکزی و گسترش قلمرو که شامل حوزه‌های تمدنی بزرگی چون بین النهرین، آسیای صغیر، يونان و مصر می‌شد، معماری نظامی و تدافعی نیز چون دیگر شاخه‌های هنری و فنی پیشرفت بسیار کرد. نمونه‌های معماری نظامی و دفاعی این دوره را در پاسارگاد و تخت جمشید شاهد هستیم. در پاسارگاد مقر پادشاهی کوروش، بقایای یک بنای مستحکم نظامی برجای مانده که به «تل تخت» شهرت دارد و ظاهرا در زمان آبادانی مقر نظامی و محل نگهداری خزانه دولتی بوده‌است(تصویر ش ۱۱)، وسعت، استحکام، شیوه معماری و عظمت بنای تل تخت نسبت به انواع دوره‌های گذشته برتری آشکاری را نشان می‌دهد. آن بخش از دیوارهای دفاعی باقی مانده در تخت جمشید نیز حکایت از تکامل حصارسازی در این دوره دارد (تصویر ش ۱۲)، دیوار دفاعی مزبور برج‌های مستطیل شکل بزرگ داشته که در داخل آن اتاقها و نیز راهروهایی جهت دسترسی به طبقات بالاتر و راهروی بالای حصار تعبیه کرده بودند.
در دوره اشکانی با توجه به متون تاریخی و داده‌های باستان شناسی، شهرهای محصور زیادی به همراه قلاع و استحکامات نطامی و تدافعی ساخته می‌شود. اشکانیان در این دوره درگیری‌های زیادی با سلوکبان و بعدها با رومیان، داشتند که این مسئله ساخت قلعه و استحکامات نظامی بسبار را توجیه می‌کند. از قلاع مهم این دوره که در داخل مرزهای کنونی ایران قرار دارند، می‌توان به قلعه یزدگرد سرپل ذهاب و قلعه ضحاک هشترود اشاره کرد (تصاویر ش ۴۲-۳۸).
در دوره ساسانی نیز شاهد پیشرفت و گسترش معماری نظامی و تدافعی هستیم که نمونه‌های برجسته آن تخت سلیمان تکاب و قلعه دختر فیروزآباد میباشد. تخت سلیمان بر روی صفه‌های طبیعی و رسوبی و در اطراف دریاچه‌ای ژرف و زیبا به ابعاد ۴۰۰x۲۰۰ متر ساخته شده و دارای حصاری مستحکم با ۳۸ برج مدور دفاعی است (تصویرش ۱۵-۱۳)، نمای این حصار با سنگ‌های تراشیده و با استادی تمام کار شده‌است. در میانه اطلاع شمالی و جنوبی این حصار دروازه‌هایی با طاق بیضوی قرار گرفته‌است. محوطه تخت سلیمان محل مهم‌ترین آتشکده زمان ساسانی یعنی آتشکده آذرگشنسب بوده‌است. بر فراز ارتفاعات مشرف به تخت سلیمان بقایای قلعه‌ای دیگر از دوره ساسانی برجای مانده‌است. محوطه باستانی تخت سلیمان در دوره اسلامی و به ویژه دوره آباقاخان مغول بازسازی و مورد استفاده قرار میگیرد. قلعه دختر فیروزآباد نیز با معماری و طراحی ممتازی بر بالای صخره مشرف به تنگه مهم و ارتباطی فیروزآباد قرار گرفته و توسط اردشیر اول، بنیانگذار امپراتوری ساسانی ساخته شده‌است (تصویر ش۱۸-۱۶)
در معماری نظامی و استحکاماتی دوره ساسانی از پوشش‌های طاق و گنبد، مصالح سنگ‌های تراشیده، قلوه سنگ و سنگ لاشه و ملات گچ و آهک و نیز خشت و آجر استفاده شده‌است. استفاده مناسب از برجهای دفاعی مدور که از مقاومت و استحکامات بهتری برخوردارند، از دیگر ویژگی‌های معماری نظامی این دوره است. نکته دیگری که اشاره به آن در اینجا لازم است انتساب بنای اولیه بسیاری از قلاع صدر اسلام به دوره ساسانی است. با سقوط سلسله ساسانی و پیروزی اعراب مسلمان هرچند بسیاری از استحکامات دوره ساسانی ویران شدند اما تعداد بسیار دیگر همچنان مورد استفاده فاتحان، امرای محلی و به ویژه امیرانی که تسلیم اعراب نشده بودند و همچنان به مقاومت خود ادامه می‌دادند، قرار داشت. امرای زرتشتی رشته کوه‌های البرز و نواحی ساحلی دریای خزر دهها سال با اتکا به چنین استحکاماتی، استقلال خود را حفظ کردند. همچنین در شمالغرب ایران قیام خرمدینان و جنگها و مقاومت آنان در برابر لشکریان خلفای عباسی، زمینه ساز ایجاد، بازسازی و استحکام بخشی قلعه‌های بسیاری شد که امروزه بقایای تعداد زیادی از آنها بر فراز رشته کوه‌های شمالی آذربایجان برجای مانده‌است. مهمترین این قلعه‌ها، قلعه بابک یا جمهور است که ظاهرا مقر فرماندهی بابک خرمدین بوده‌است. در این دوره ستیغ کوه‌ها و صخره‌های صعب العبور با توان دفاعی بالا، مورد توجه قلعه سازان قرار گرفت تا از آنها بتوان به عنوان پناهگاهی دست نیافتنی در برابر لشکریان بسیار استفاده کرد. آوازه و شهرت شکست‌ناپذیری خرمدینان تا حدود زیادی به اتکا این قلعه‌ها بود. با در هم شکستن قیام خرمدینان و مقاومت امرای زرتشتی شمال ایران، بسیاری از این قلاع ویران شدند اما با شکل گیری حکومت‌های ملی و منطقه‌ای، دیگربار ساخت بناهای مستحکم و دفاعی رونق گرفت.
در دوره آل بویه و در شهرهای مهمی چون اصفهان و ری شاهد ساخت قلعه‌های مهم و نیز حصارهای مستحکم پیرامون شهرها هستیم. این روند توسط حاکمان دوره سلجوقی نیز پیگیری شد اما شاید بتوان دوره شکوفائی قلعه سازی در دوره اسلامی را مربوط به
حیات حدود ۲۰۰ ساله اسماعیلیان در ایران دانست که از اوایل قرن پنجم هجری آغاز و با استیلای مغولان و بر افتادن قلاع اسماعیلیه در اوایل قرن هفتم هجری به پایان می‌رسد. قلاع مورد استفاده اسماعیلیه در بیشتر نقاط ایران به ویژه استان‌های قزوین، سمنان، اصفهان و خراسان پراکنده‌اند. از جمله مهم‌ترین و مشهورترین این قلعه‌ها می‌توان به قلعه الموت و لمبسر در قزوین و دژ گردکوه در دامغان اشاره کرد.
«اسماعیلیه برای دفاع بهتر در مقابل هجوم دشمنان علاوه بر دیوارهای جانبی به فواصل مختلف دیوارهای محکم دیگری می‌ساختند که عموما به برج‌های بسیار مستحکم منتهی می‌شدند و نمونه این کار را در قلعه قاین واقع در خراسان می‌بینیم. شگفت‌آورترین موردی که در قلاع دیده میشود عبارتست از مجموعه سربازخانه‌های قلاع، متشکل از اتاق‌های کوچک در دو طرف یک راهرو و بهترین این مجموعه‌ها در قلعه طبس مسینا (تصویر ش ۱۶۱) واقع در خراسان و نزدیک مرز افغانستان مشاهده می‌شود. در اثر ادامه قلعه سازی توسط اسماعیلیه یک روش تازه در معماری قلاع به وجود آمد و تدریجا توسعه و تکامل یافت تا آنجا که کامل‌ترین آنها در قلعه‌ای واقع در جنوب ساوه ایجاد شد که بیشتر شبیه یک کاخ می‌باشد (تصویر ش ۳۴۷). این بنا شامل یک راهروی میانی است که در دو طرف آن تعداد زیادی اناق برای سربازان ساخته شده است و متأسفانه در طول زمان آسیب فراوان دیده است» (كلايس. ۱۳۶۶، صص ۱۰-۱۰۹). قلاع اسماعیلیه به جهت استقرار دائم ساکنان در آن و کارکردهای مختلف، از امکانات و فضاهای کارکردی بیشتری نسبت به دیگر قلاع برخوردار بودند. این قلاع در جریان هجوم و قوام مغولان در ایران، تسخیر و منهدم شدند. تعدادی از این قلاع همانند قلعه گردکوه به جهت وضعیت طبیعی خاص و استحکامات و تدابیر ویژه و چند لایه، توانستند سالها در برابر لشکر قدرتمند مغول مقاومت کنند.
قلعه‌سازی و قلعه‌نشینی در دوره ایلخانی و تیموری نیز ادامه یافت. بنای مهم قلعه دختر میانه که از پل و جاده مهم ارتباطی حراست می‌نموده، مربوط به این دوره تاریخی است، در دوره صفویه همگام با دیگر بخش‌های معماری، ساخت بناهای تدافعی و نظامی نیز رونق گرفت؛ به ویژه آن دسته از بناها که وظیفه حفظ و حراست از راههای تجاری. کاروانسراها، تنگه‌ها و گذرگاههای مهم ارتباطی و نیز قلمههای سرحدی که وظیفه مقابله با هجوم اقوام بیابانگرد و نیز عثمانی‌ها را . برعهده داشتند. قلعه میانکاله یا میان قلعه گرگان و قلعه بردوک آذربایجان غربی مربوط به گروه اخیر است. در این دوره همچنین به جهت حضور استعمارگران اروپایی در خلیج فارس، شاهد ساخت قلاع مستحکم در جزایر ایرانی هرمز، خارک و قشم توسط استعمارگران مذکور هستم (تصویر ش ۶۱-۳۵۶). طرح قلعه هشت ضلعی میانکاله گرگان با برج‌های هشت گوش، مربوط به دوره شاه عباس اول به نظر میرسد با الگوگیری از طرحهای اروپایی ساخته شده باشد(کلایس. ۱۳۶۶، صص ۱۱۱)
معماری تدافعی در دوره افشاریه و زندیه نیز تداوم پیدا کرد. قلاع و استحکامات نظامی کلات نادری و نیز ارگ کریمخان شیراز از ساخته‌های این دوره است.
در دوره قاجاریه نیز شاهد ساخت قلاع بسیاری هستیم؛ به ویژه قلاعی که توسط حاکمان و سران محلی ساخته شده و به عنوان محل زندگی از آنها استفاده می‌شده است. در این دوره به جهت ضعف دولت مرکزی تعدادی از قلاع و استحکامات نظامی به پایگاه و پناهگاه باغیان، متمردین، و… تبدیل می‌شود(هرچند چنین مواردی در دوره‌های قبل نیز وجود داشته است). در این دوره تعدادی از شهرها با برج و بارو محصور شده و ارگ‌های حکومتی با معماری خاص خود و دروازه‌هایی که تعدادی از آنها برجای مانده‌اند، ساخته می‌شوند. دروازه‌های ساخته شده در این دوره، در کنار کارکرد اصلی، جنبه‌ای تزیینی و نمادی پیدا می‌کنند. دروازه تهران، دروازه ارگ سمنان و دروازه‌های قزوین (تصاویرش ۳۳-۲۲۲) از این جمله‌اند. در دوره قاجار همچنین با کمک مشاوران اروپانی و به تقلید از انواع اروپائی تعدادی قلعه و حصار شهری ساخته می‌شود؛ برج و باروی شهر خوی و قلعه کهنه کرمانشاه (نقشه‌های ش ۵ و ۳۰۱) که امروزه از میان رفته‌اند، از نمونه‌های خوب این دسته‌اند.
در اواخر دوره قاجاریه و اوایل دوره پهلوی با پیشرفت در ساخت انواع جنگ افزارهای نظامی، افزایش ضریب امنیتی و پیشرفت‌های تکنولوژیکی دیگر، به ویژه در زمینه ارتباطات، قلعه سازی و قلعه نشینی و ساخت دیگر استحکامات دفاعی موضوعیت خود را از دست داده و به تدریج از صحنه خارج می‌شوند.
 
انواع استحکامات دفاعی
استحکامات دفاعی و تاریخی برجای مانده در ایران را می‌توان به انواع زیر تقسیم بندی کرد
۱) غارها و پناهگاه‌های سنگی که بدون تغییرات و یا با تغییرات و فضاسازی‌هایی به صورت قلعه و پناهگاه مستحکم درآمده‌اند.
۲) قلاع (با تنوع گسترده ای از نظر ساخت، معماری، عملکرد و …).
۳) استحکامات دفاعی شهری و روستائی (به صورت برج و باروی خندق و دروازه).
۴) استحکامات دفاع منطقه ای به صورت دیوارکشی‌های گسترده، مسدود کردن تنگه‌ها و حفر خندق و غیره)
۱) از گروه نخست نمونه‌های زیادی در گوشه و کنار ایران و مناطق کوهستانی شناسائی و مطالعه شده که از جمله آنها می‌توان به معماری صخره ای غار کرفتو در کردستان، بی بی کندی در آذربایجان غربی، غار اسپهبد خورشید در مازندران، قلعه زیرزمینی گلستان در اردبیل و موارد دیگر اشاره کرد. در این دسته از استحکامات، در کنار فضاهای طبیعی، باتوجه به نیازهایی که وجود داشت، فضاهای مختلفی در دل صخره کنده شده است. با توجه به قرار گرفتن این واحدها در دیواره صخره ای کوه، امکان نفوذ دشمن به حداقل می‌رسیده و ساکنان آنها می‌توانستند با حداقل امکانات در برابر دشمن قوی مقاومت کنند.
۲) بخش عمده استحکامات تاریخی و نظامی ایران را قلعه‌ها تشکیل می‌دهند. باتوجه به تنوع بسیار این بناها از نظر ساخت، معماری، کاربرد و استفاده‌ای که از آنها می‌شده، ارائه یک تقسیم‌بندی علمی کار دشواری است؛ به ویژه اینکه در خصوص بسیاری از آنها هیچگونه اطلاعات تاریخی (تاریخ ساخت، بانی، نوع استفاده، مدت استفاده دوره‌های بازسازی و …) وجود ندارد. با این حال در یک تقسیم بندی کلی و غیردقیق می‌توان قلعه‌ها را به انواع کوهستانی و جلگه‌ای تقسیم بندی نمود. براساس تقسیم بندی دیگر قلاع را می‌توان باتوجه به کارکردی که داشتند به انواع ذيل طبقه بندی کرد:
 
قلعه‌های نظامی و سرحدی (که وظیفه حفظ امنیت کشور را داشتند)،
 قلاع راهداری (که وظیفه تأمین امنیت راهها، کاروانهای تجاری و کاروانسراهای بین راه را بر عهده داشتند)،
قلاع و استحکاماتی که مورد استفاده اقلیت‌های مذهبی و سیاسی مخالف دولت مرکزی قرار داشتند( همانند قلاع اسماعيليه)،
قلاع و استحکاماتی که مورد استفاده باغبانی متمردين و راهزنان و امثالهم قرار می‌گرفت،
قلاع حاکم نشین که معمولا در مراکز جمعیتی مهم مورد استفاده حکام محلی و منطقه ای قرار داشت،
قلاع روستایی که به صورت دائم یا در مواقع خطر مورد استفاده اهالی محل قرار می‌گرفت
و بالاخره یک تعداد از قلاع مستحکم کوهستانی که حاکمان در مواقع خطر و هجوم دشمن به همراه خانواده و اموال ارزشمند خود بدان پناه می‌بردند.
 
تعیین عملکرد واقعی بسیاری از قلعه‌های تاریخی ایران در فقدان مدارک مکتوب تاریخی غیرممکن به نظر می‌رسد از این رو در ادامه، تقسیم بندی قلعه‌ها به انواع کوهستانی و جلگه ای مبنای بحث قرار گرفته است.
قلاع کوهستانی
مهم‌ترین دلیل شکل گیری قلاع کوهستانی، استفاده از عامل طبیعی در امر دفاع و بازدارندگی و جلوگیری از غلبه دشمن است. در قلعه‌های کوهستانی به شرط انتخاب مکان مناسب برای ساخت قلعه، می‌توان با نیرو و امکانات اندک، حداقل در کوتاه مدت، در برابر لشکر بسیار مقاومت کرد، در حالی‌که قلعه‌های جلگه‌ای فاقد چنین قابلیتی هستند. در اغلب قلعه‌های کوهستانی دسترسی به قلعه منحصر به باریکه راهی است خطرناک که با تدابیر ساده‌ای می‌توان آن را در برابر دشمن نفوذناپذیر ساخت.
در قلاع کوهستانی نمی‌توان شاهد طرحها و نقشه‌های هندسی، مشابه و از پیش طراحی شده بود چرا که نقشه آنها متناسب با سطح صخره‌ها و قله‌ها شکل می‌گرفت و همانگونه که این صخره‌ها فاقد شکل و طرح مشخصی می‌باشند، قلعه‌های ساخته شده نیز چنین وضعیتی می‌بافت، این تنوع در فضاهای داخلی قلعه نیز نمود پیدا می‌کند. در تعدادی از قلعه‌ها با توجه به وضعیت طبیعی کوه و صخره اصولا نیازی به ساخت برج و باروی اضافی وجود نداشته چرا که دیواره‌های صخره ای و پرتگاههای ژرف، نقش برج و بارو را ایفا می‌کرده‌اند. در چنین مواردی تنها بخش ورودی و شکاف‌های احتمالی کوه با دیواره‌های مستحکم مسدود و حفاظت می‌شد. در مقابل قلعه‌هایی نیز وجود دارند که با برج و باروی متعدد و لایه‌های دفاعی مختلف نفوذناپذیر شده‌اند.
قلعه‌های کوهستانی از نظر ساخت و مصالح نیز تنوع زیادی را نشان می‌دهند؛ در حالیکه تعدادی از فضاهای معماری در دل صخره کنده شده‌اند، فضاهای دیگر با مصالح متداول و به صورت آزاد بنا می‌شدند. مصالح مورد استفاده در قلعه‌های کوهستانی به جهت فراوانی مصالح سنگی در محل، عمدتا از سنگ لاشه، قلوه سنگ و در مواردی سنگ تراشیده و فرم گرفته می‌باشد که با ملات ساروج، گل، آهک، گچ و در مواردی به صورت خشکه‌چین کار شده‌اند. در این قلعه‌ها همچنین از آجر، خشت و گل نیز استفاده شده است. پوشش‌های مورداستفاده در این قلعه‌ها از انواع مسطح تیرپوش و طاق و گنبد می‌باشند.
در مورد آن‌دسته از قلعه‌ها که امکان نفوذ دشمن از جهات مختلف
وجود داشت، دور تا دور قلعه را برج و بارو فرا می‌گرفت. در این قلعه‌ها (بر خلاف قلعه‌های جلگه‌ای)، برج‌های دفاعی در فواصل نامنظم و تنها در نقاطی که ضرورت داشت، ساخته می‌شدند. این برجها در دوره اسلامی عموما طرحی مدور، با قطرهای مختلف، دارند. برجهای کم قطر بیشتر به صورت توپر و برج‌های حجیم‌تر با فضاهای خالی و کاربردی در میانه، ساخته می‌شدند. در برج‌های دسته اخیر فضاهایی در چند طبقه و نیز راه‌پله‌ای برای صعود به طبقات بالاتر تعبیه می‌شد. بر بالای برج و بارو روزنه‌ها و کنگره‌هایی تعبیه می‌شد تا نگهبانان ضمن دیده‌بانی، در مواقع هجوم دشمن از آنها تیراندازی کرده و اجسام و موادی را بر سر دشمن بریزند. در تعدادی از قلاع مهم کوهستانی برای افزایش توان دفاعی، برج و باروی دومی نیز در نظر گرفته می‌شد و یا در مواردی همچون قلعه الموت و در دامنه جنوبی آن از خندق نیز برای جلوگیری از نفوذ دشمن استفاده می‌شده است.
دروازه اصلی قلعه‌ها معمولا در انتهای باریکه راه منتهی به قلعه قرار می‌گرفت و در طرفین آن دو برج مستحکم دفاعی ساخته میشد. این دروازه‌ها پوششی طاقی و دربی چوبی و مستحکم داشتند. برای جلوگیری از آتش زدن درب‌ها توسط دشمن، معمولا آن را با روکش فلزی پوشش میدادند (انواع درهای فلزی و سنگی نیز وجود داشته است). قلعه‌ها معمولا دارای دروازه فرعی و یک راه مخفی بودند که در مواقع ضروری مورد استفاده قرار می‌گرفت.
در فضای داخلی دروازه قلعه، اتاق‌هایی برای نگهبانان در نظر گرفته می‌شد که معمولا داخلی قلعه‌های کوهستانی فاقد طرح و نقشه خاصی بود و این پستی و بلندهایی سطح کوه با صخره بود که محل این تأسیسات و چگونگی قرارگیری آنها را تعیین می‌کرد. فضاهای داخلی از نظر تعداد، وسعت و ساخت نیز بسیار متنوع بوده و معمولا شامل محل استقرار سربازان و جنگجویان، فضاهای تدارکاتی و مقر فرمانده و حاکم قلعه می‌شد. در قلعه‌های مهم و وسیع، بناهای متعدد دیگری با کارکردهای مختلف وجود داشته است (مسجد، کوشک، کارگاههای تولیدی، زندان و…). مقر فرمانده یا کوتوال قلعه در مرتفع‌ترین و دست نیافتنی‌ترین نقطه قلعه ساخته می‌شد، به گونه‌ای که گاه این محل خود به قلعه مستحکمی، در میان قلعه اصلی، تبدیل میشد. معماری این بخش نیز بسیار متنوع و تابع شرایط و عوامل مختلف به ویژه اهمیت و بزرگی قلعه بود.
یکی از مسائل مهم در ساخت قلعه‌های کوهستانی مسئله تأمین آب بود. با توجه به بقایای قلعه‌های برجای مانده، این مسئله به شیوه‌های مختلف حل می‌شد. در تعدادی از قلعه‌ها از جمله قلعه الموت، با ایجاد کانال‌ها و آبراه‌های زیرزمینی و به کمک تنبوشه، آب را از چشمه‌ها و نهرهای جاری در ارتفاعات بالاتر به سطح قلعه هدایت میکردند، تعدادی از قلعه‌ها در میان با کنار خود چشمه‌های آب جاری داشتند. در تعدادی دیگر، همانند قلعه لمبسر با ایجاد یک راهرو محصور می‌شده است. خندق دور قلعه به گونه‌ای طراحی و اجرا زیرزمینی، از محل قلعه تا کنار رودخانه، امکان استفاده قلعه‌نشینان را از می‌شد که با اتصال به منبع آب رودخانه و …) در صورت لزوم با آب پر آب رودخانه، حتی در مواقع خطر فراهم می‌ساختند. در تعداد دیگری شده و به مانع مهمی در برابر نفوذ دشمن تبدیل می‌گشت. در تعداد دیگری از قلعه‌ها همانند قلعه فلک افلاک، ارگ بم و قلعه دختر کرمان به ایجاد و آب، حجم خالی خندق خود مانعی مهم در سر راه دشمن و دستیابی او حفر چاه عمین اقدام کرده‌اند. اما در بسیاری از قلاع و در نبود چنین امکاناتی (و در مواردی در کنار چنین امکاناتی) به ایجاد حوضچه‌های ذخیره آب حاصل از بارش، با آب انبارها اقدام می‌کردند. این حوضچه‌ها در در نقاط خاصی از صخره با کوه که آب باران با برف در آن جاری می‌شد، ساخته می‌شدند و در مواردی با ایجاد نهرها و شیارهایی در اطراف آنها، آبهای جاری را بداخل این آب انبارها هدایت می‌کردند.
شیوه ساخت این آب انبارها نیز کاملا متفاوت بود. تعدادی از آنها در دل صخره کنده شده و تعدادی دیگر با مصالح متداول و ملات ساروج ساخته می‌شدند و تعدادی دیگر نیز متشکل از دیواره یا سد کوچکی بودند که در محل مناسب قرار می گرفتند و آبهای جاری در پشت سر آنها جمع می‌شدند (همانند انواع قلعه سنگ سیرجان و قلعه دختر جاده کرمان – زرند). تعدادی از آب انبارها با کمک پوشش‌های مسطح و یا به کمک طاق و گنبد مسقف می شدند، تعدادی دیگر پوشش‌های موقت داشتند و بعضی دیگر فاقد هرگونه پوششی بودند. تعداد این آب انبارها در قلعه‌های مورد مطالعه متفاوت بوده و تعداد آنها از یک تا ۱۳ مورد متغیر است. قلعه دختر کرمان واقع در جاده کرمان – زرند، دارای وسیعترین حوضچه‌های ذخیره آب است.
قلعه‌های جلگه‌ای
قلعه‌های کوهستانی هرچند از استحکام و نفوذ ناپذیری بیشتری برخوردارند اما برای کسانی که در دشت‌ها و جلگه‌ها زندگی می‌کنند و امکان دسترسی سریع به این‌گونه قلعه‌ها را ندارند و همچنین برای مراکز پرجمعیت و حاکمانی که وظیفه تأمین امنیت قلمرو تحت حاکمیت خود را دارند، چندان مناسب نیستند. از همین رو قلعه‌های جلگه ای همگام با قلعه‌های کوهستانی رشد و نمو کرده و به حیات خود ادامه داده است. در ساخت قلعه‌های جلگه‌ای تپه‌های طبیعی و مصنوعی و بلندیها، به جهت اشراف بر مناطق پیرامون و توان دفاعی بیشتر، مورد توجه ویژه بودند.
قلعه‌های جلگه‌ای عموما براساس طرح و نقشه از پیش طراحی شده و شکلی هندسی ساخته می شدند و با توجه به ماهیت وجودی از ابعاد، استحکام، ساخت و طراحی متفاوتی برخوردار بودند، عنصر اصلی و دفاعی قلعه‌های جلگه ای را خندق و برج و بارو شکل می دهد، از این رو توجه ویژه ای به این بخش می‌شده است. علاوه بر برج و باروی اصلی، در مواردی خندن و حومه با اراضی مجاور قلعه، توسط حصار دیگری که البته هرگز به استحکام حصار اصلی نمی‌رسید، محصور می‌شده است. خندق دور قلعه به گونه‌ای طراحی و اجرا می شد که با اتصال به منبع آب رودخانه و …) در صورت لزوم با آب پر شده و به مانع مهمی در برابر نفوذ دشمن تبدیل می‌گشت، در فقدان آب، حجم خالی خندق خود مانعی مهم در سر راه دشمن و دستیابی او به حصار قلعه، به ویژه انتقال تجهیزات سنگین قلعه‌کوبی میشد. خندق‌ها در ابعاد مختلف اجرا می شدند اما به طور معمول ۴-۳ متر عمق و مقدار بیشتری پهنا داشتند. خاک حاصل از حفر خندق در مواردی برای ساخت قلعه مورد استفاده قرار می گرفت.
قلاع جلگه ای همگی دارای حصاری مرتفع و مستحکم بودند. این حصار معمولا در فواصل معین و به ویژه در زوایا با برج‌های دفاعی تقویت می شد. این برج‌ها عمدتا در داخل خود فضاهای چند طبقه و راه پله ای برای دسترسی به طبقات بالا داشتند، حصارها اغلب نقش‌های مربع مستطیل و در مواردی چند ضلعی و دایره داشتند. بر بالای برج و بارو به صورت منظم کنگره‌ها و روزنه‌هایی، جهت دیده بانی و دفاع تعبیه می شد. این عناصر در کنار جنبه کاربردی، نمایی زیبا به قلعه می‌بخشید. مصالح مورد استفاده در برج و بارو را اغلب چينه، خشت و گل تشکیل می داد. در مواردی از جمله در قسمت ازاره و دروازه‌ها از مصالح سنگ و آجر نیز استفاده می شده است. در تعدادی از قلعه‌های مهم همانند ارگ بم (تصویر ش ۲۷۴)، بر بالای برج و بارو، راهرویی که در دو طرف به جان‌پناه منتهی می‌شد، تعبیه می کردند که در آن نگهبانان قلعه تردد کرده و به دفاع می‌پرداختند و نیز تجهیزات مربوط به دفاع، از جمله توپ بر آن نصب می شد، حصارها باتوجه به نوع قلعه به ضخامت‌های مختلف ساخته می‌شدند اما از ضخامت همگی آنها، با افزایش ارتفاع دیوار، کاسته می‌شد.
در ضلع اصلی حصار که معمولا رو به جانب جاده ارتباطی داشت، دروازه قرار می‌گرفت. تعدادی از قلاع گاه بیش از یک دروازه داشتند. این دروازه‌ها در طرفین توسط برج‌های مستحکم دفاعی حفاظت می‌شدند. در داخل این برج‌ها، بالای دروازه و فضای پشت آن اتاق‌هایی برای استقرار نگهبانان ساخته می‌شد. این اتاق‌ها روزنه‌هایی به بیرون قلعه داشتند و ورود و خروج به قلعه را کنترل می‌کردند. در قلعه‌های خندق‌دار، برای عبور از خندق و رسیدن به دروازه، پلی از نوع ثابت با متحرک تعبیه می‌شد. نمونه پل‌های ثابت در ارگ بم دیده می‌شود (تصویر ش ۲۵۹). اما پل‌های متحرک و چوبی که در قدیم به آنها تخته‌پله میگفتند، به گونه‌ای ساخته می شدند که در مواقع خطر به راحتی بتوان آنها را برچید و راه عبور دشمن را سد کرد. در برخی از قلعه‌های مجهز و مهم از درهای متحرک دروازه به جای پل استفاده می‌کرد. با این موردی که لانه بزرگ و یک تکه دروازه با دو زنجیر که از سوراخ‌های بالا و دو طرف دروازه بیرون می آمد، بر روی خندق می‌خوابید و شبها یا به هنگام خطر با کشیدن زنجیرها پل برچیده و دروازه مسدود می‌شد. زلالی در شعری دروازه قلعه قهقهه را به دهان و تخته پل یک لتی آن را به زبان تشبیه کرده است:
 قلعه قهقهه، دهان کردن               تخته پل بر درش زبان کردن
ساختار و معماری داخلی قلعه‌های جلگه‌ای باتوجه به نوع آن متفاوت بود. فضای داخلی تعدادی از قلعه‌ها در اصل محل زندگی حاکم را تشکیل می‌داد در حالیکه در تعدادی دیگر فضای داخلی روستایی کوچک بود و در بعضی دیگر، ترکیبی از این دو و فراتر از آن. از جمله مورد اخیر می‌توان به ارگ بم اشاره کرد که متشکل از ارگ حکومتی، قسمت شهر (شارستان)، برج و باروی اصلی و خندق و حومه (رض) می‌باشد. در چنین مواردی ارگ حکو متی در مرتفع‌ترین بخش و در قسمت انتهایی قلعه اصلی قرار می‌گرفت و از برج و باروی مستحکم و اختصاصی بهره می‌برد. این قسمت معمولا از طریق یک دروازه به داخل قلعه و از طریق دروازه دیگری به خارج از حصار قلعه راه پیدا می‌کرده است.
 
 
استحکامات دفاعی شهر (برج و بارو، خندق و دروازه)
 
 
تقریبا اکثر شهرها و نیز روستاهای مهم در گذشته دارای حصاری بودند که آنها را در مقابل خطرات احتمالی محافظت می‌نمود. شرح تعداد زیادی از این حصارها در متون تاریخی آمده است ولی متأسفانه به جهت ویرانی ناشی از گسترش شهرها از آن همه امروزه تنها بقایای اندکی در شهرهایی چون یزد، کاشان، طوس و … برجای مانده است. با ویرانی برج و بارو شهری، تقریبا تمامی دروازه‌های شهری نیز از میان رفته مگر موارد نادری چون دروازه سنگی خوی، دروازه‌های قزوین و نیز دروازه‌های مربوط به ارگ حکومتی در سمنان و تهران. برج و باروی شهرها با چينه و خشت و گل ساخته می‌شد و توسط خندقی در پیرامون آن حفاظت می‌شده است. دروازه‌های شهری نیز در راستای جاده‌های مهم ارتباطی قرار می‌گرفت و از فضاهای مهم شهری به شمار می‌آمد و حکومت‌ها از آنها برای کنترل ورود و خروج و تأمین امنیت، وصول عوارض گمرکی و غیره استفاده می‌کردند. دروازه‌ها دارای درهای یک لت یا دو لتی بودند و به هنگام شب بسته می‌شدند. کار حفاظت از دروازه را همانند قلعه‌ها، برجهای طرفین ورودی برعهده داشتند. دروازه‌های شهری معمولا یک دهانه بیشتر نداشتند اما از دوره قاجاریه دروازه‌هایی داریم که علاوه بر دهانه اصلی، دارای دو دهانه فرعی در طرفین دهانه اصلی بوده و به شیوه هنرمندانه و با تزیینات کاشیکاری و آجرکاری ساخته شده‌اند (تصاویر ش ۳۳-۲۲۲ و ۱۷۶)
كليات ۱۹ تدابیر دفاعی دیگری نیز وجود داشتند که در یک سطح گسترده‌تر، مناطقی از کشور و حتی خود کشور را در مقابل هجوم دشمن محافظت می‌کرده است. نمونه برجسته و غیر ایرانی چنین استحکاماتی، دیوار بزرگ چین می‌باشد که مانع هجوم اقوام بیابانگرد به این کشور می‌شده است. در ایران نیز نمونه چنین استحکامات دفاعی، البته در مقیاس کوچکتر، شناسایی شده است؛ دیوار دفاعی گرگان، دیوار دربند، خندق جركلباد از این جمله‌اند.
دیوار گرگان در دوره ساسانی به موازات رود گرگان و حل شمالی آن، از کناره دریای خزر تا کوههای شمال شرق گنبد قابوس، به طول ۱۵۵ کیلومتر و عرضی در حدود ۱۰ متر، با هدف جلوگیری از هجوم اقوام بیابانگرد، کشیده شده است (نقشه ش ۳۰۳-۳۰۲). امروزه بقایای این دیوار به ارتفاع بین ۲ تا ۵ متر برجای مانده است. در قسمت شمالی این دیوار همچنین بقایای خندقی به عرض ۳۰ و عمق ۳ متر وجود داشته که بقایای آن در قسمتهای میانی مشهود است. در فاصله هر ۳ تا ۴ کیلومتر این دیوار، قلعه‌هایی بنا شده بود که امروزه بقایای تعدادی از آنها برجای مانده است. شکل این قلعه‌ها عموما مربع با مستطیل بوده و در اندازه‌های متفاوتی از ۱۲۰x۱۱۲ تا ۲۸۰x۲۰۰ متر بنا شده‌اند (پازوکی. ۱۳۶۷، ص ۱۰۷)
دیوار دربند که امروزه بیرون از مرزهای سیاسی ایران و در خاک جمهوری آذربایجان قرار گرفته، در حد فاصل دریای خزر و ارتفاعات شرقی کوههای قفقاز کشیده شده و تنگه و گذرگاه مهم ارتباطی شمال و جنوب را مسدود می‌کرده است. این دیوار به مناسبت دروازه‌ای که برای عبور و مرور در آن تعبیه شده بود، دربند و دروازه نیز خوانده می‌شده است. در منابع اسلامی گاه از آن به عنوان سد ذوالقرنین، سد سکندر و سد یاجوج و ماجوج نیز باد شده است (همان، صص ۱۴-۱۱۲). تاریخ بنای اولیه این دیوار مشخص نیست اما با توجه به شواهد و قرائن موجود می‌توان آن را از ساخته‌های اوایل دوره هخامنشی و احتمالا کوروش کبیر دانست. این دیوار در دوره باستان مانع مهمی در برابر هجوم اقوام بیابانگرد به داخل سرزمین ایران محسوب می‌شده و توسط قلعه و سپاهیان زبده محافظت می‌شده است. عنایت الله رضا در خصوص این دیوار می‌نویسد: «استحکامات دربند، دیوار سنگی بسیار بلندی بود که به درازای چهل کیلومتر از کوهستان تا کرانه دریای خزر امتداد داشت و خط دفاعی بسیار مستحکمی در برابر سواران مهاجم دشمن به شمار می‌رفت. این دیوار که از تخته سنگ‌های بسیار بزرگ ساخته شده بود ۱۸ تا ۲۰ متر ارتفاع داشته و سی برج بر فراز این دیوار قرار گرفته بود. دیوار سه دروازه آهنی داشت که یک دروازه آن به دریا گشوده می‌شد. »
خندق جركلباد نیز میان دریای خزر و کوه بردنا قرار داشته و امروزه حدود یک کیلومتر از خندق و خاکریز آن باقی مانده است. با توجه به روایت‌های موجود قدمت این خندق به دوره ساسانی باز می‌گردد که در دوره‌های بعد، از جمله در دوره صفوی و قاجاریه بازسازی شده است. منوچهر ستوده می‌نویسد که این خندق در زمان شاه عباس اول کنده شده است تا اشرف البلاد (بهشهر امروزی) را از بورشهای ترکمانان حفظ کند. (ستوده. ۱۳۶۶، ص ۹۲)
علاوه بر دیوارها و خندقها که در سطحی نسبتا گسترده کشیده می‌شدند. در تنگه‌های مهم ارتباطی که تنها راه دسترسی مناطق محسوب می‌شدند و در تنگ‌ترین نقطه آن، دیواره و دروازه ای ساخته می‌شد و از طریق احداث قلعه و پاسگاه، ورود و خروج از آن کنترل می‌شد. سابقه چنین دروازه‌هایی به دوره هخامنشی بر می‌گردد و شرح آنها در تاریخ هرودوت آمده است.
یکی از دروازه‌های مهمی که در کتب تاریخی از آن سخن بسیار رفته و نقش مهمی در تاریخ این سرزمین داشته، دروازه خزر است. دهخدا در این رابطه می‌نویسد:

مطالب مرتبط