پل



ایران سرزمینی باران‌خیز نیست و رودهای پر آب و عمیق در آن کم یافت می‌شود. ولی با وجود این به دلیل وسعت بسیار زیاد امپراتوری‌های گذشته در ایران و احتیاج به راه‌های ارتباطی مطمئن از روی رودخانه‌ها و مسیل‌ها، وجود پل امری حیاتی برای کشور بوده است. لزوم احداث پل و عام‌المنفعه بودن آن در مبانی مذهبی نیز ذکر شده، چنانچه در کتاب اوستا آمده است: «احداث پل از کارهای نیکو محسوب می‌شود.»
مسائل فنی در رابطه با احداث پل پیچیده‌تر از هر بنای سنتی دیگری است، زیرا پل نه‌تنها باید مانند سایر ابنیه در مقابل عوامل اقلیمی از قبیل تابش آفتاب، باد، نزولات جوی، یخبندان و نوسان درجه حرارت مقاومت کند، بلکه بدنۀ آن باید در برابر فرسایش مداوم جریان آب، سیل‌های خروشان متناوب و سنگ‌های غلتان داخل رودخانه تاب تحمل داشته باشد. لذا جهت بنای پل‌ها از مصالح مقاوم و پایدار مانند سنگ و آجر استفاده می‌شده است. همچنین ملات آن از نوع ملات‌های آهکی و ساروج که در مقابل آب مقاوم می‌باشند، بوده است.
به‌منظور احداث پل، مقاومت خاک زیر آن بسیار مهم بوده و لذا سعی می‌شده تا حد امکان پل را روی بستر صخره‌ای بنا کنند. همچین برای شالوده و پایه‌های پل احتیاج به سنگ‌های بسیار مقاوم چه از نظر کیفیت و چه از نظر کمیت بوده. بنابراین امکان دسترسی به این نوع مصالح نیز امری مهم در تعیین محل پل بوده است.
شدت و نحوۀ جریان آب نیز اهمیت خاصی در تعیین محل پل داشته است و سعی می‌شده پل‌ها را در نقاطی که سرعت و شدت جریان آب کمتر است بنا کنند. «در دورۀ ساسانی برای حفاظت بیشتر پایۀ پل‌ها ایجاد سطوح پهن در زیر آنها متداول می‌شود.»
این سطوح پهن در زیر پل را می‌توان در مقطع سی‌وسه پل و همچنین پل خواجو ملاحظه کرد.
پل علاوه قرارگیری در مسیر راه‌های ارتباطی باید در مکانی قرار گیرد که از نظر استراتژیک قابل‌حفاظت باشد، زیرا در طی جنگ‌ها، تصرف و کنترل این ابنیه از نکات کلیدی در پیروزی محسوب می‌شده است.
ساختن ابنیۀ آبی به‌لحاظ پیچیدگی و مشکلات فنی، مدت‌ها بعد از یکجانشینی و آغاز تمدن شروع می‌شود، اگرچه این نوع ابنیه نیز در ایران سابقۀ چندهزار ساله دارد. «سدهای مخزنی و انحرافی از سه هزار سال پیش تاکنون به تعداد زیاد در ایران ساخته شده ولی تنها 60 سد تاکنون مشخص شده و احتمالاً مورد بررسی قرار گرفته است.»
گرچه پل از لحاظ کالبدی ضعیف‌تر از سد است، ولی وجود بسیاری از پل‌های قدیمی در ایران، گواه استفادۀ وسیع و پایداری و مقاومت بسیار خوب این ابنیه در گذر زمان بوده است. «آثار به جا مانده از قدیمی‌ترین پل در ایران به قرن هشتم قبل از میلاد روی رودخانۀ ارس که توسط اوراتورها احداث شده برمی‌گردد.»
از دورۀ ساسانی نیز پل‌ها و بندهای متعددی در ایران باقی مانده است.
تعدادی از پل‌های دورۀ جکومت‌های اسلامی روی پایه‌های به جا مانده از پل‌های ساسانی احداث شده است.
از زمان هخامنشیان بسیاری از پل‌ها عملکرد دوگانۀ پل و سد داشته‌اند. به این ترتیب آب برای مواقع کم‌آبی ذخیره می‌شده. همچنین این پل – سدها عمل تقسیم آب را نیز انجام می‌دادند و بخشی از آب رودخانه به نواحی که دسترسی به آب نداشته، فرستاده می‌شده. در نتیجه ضمن گسترش کشاورزی و آبادانی در اطراف مراکز جمعیتی، تأثیر بسیار مثبتی بر اقلیم و آب و هوای روستاها و شهرهای مجاور رودخانه به‌ویژه در مناطق گرم و خشک داشته‌اند و باعث افزایش رطوبت هوا و کاهش نوسان درجۀ حرارت طی شبانه‌روز می‌شدند.
در کنار و در زیر بسیاری از پل‌ها، آسیاب‌های آبی می‌ساختند و از جریان آب برای گرداندن سنگ آسیاب استفاده می‌کردند.
پل‌ها محل خوبی برای کنترل راه‌ها و کاروان‌ها بوده‌اند و اغلب روی پل‌ها ایستگاه‌های پاسداری وجود داشته.
روی پل‌ها عوارض مال‌التجاره هم اخذ می‌شده است.
از لحاظ استراتژیک، پل‌ها نقش مهمی در ارتباط بین خط مقدم جنگ و پشت جبهه جهت ارسال تجهیزات و آذوقه داشته‌اند و تسخیر پل‌ها به منظور فتح شهرها و کشورگشایی نقش مهمی داشته است.
بالاخره در داخل شهرها، پل‌ها محل اجتماع و گردهمایی مردم و همچنین تفریح و تفرج و خرید و فروش بوده است.

تقریباً تنها منبع مکتوب که در آن از ساختمان پل‌های تیموری ذکری به میان می‌آید مکارم‌الاخلاق است. در مکارم‌الاخلاق آمده است که میرعلیشیر سیزده پل ساخت و دو پل را مرمّت کرد. اسفزاری نیز پس از ویران شدن پل اصلی در سیل ویرانگر 898/1492 – 1493 بازسازی پلی معروف «توکلی یا باباکمال» را به میرعلیشیر نسبت می‌دهد. پل واقع در تیرپول که یکی از پل‌هایی است که وی مرمّت کرده هنوز پابرجاست. ساختمان آن از نوع پل‌های اوّلیۀ اسلامی در ایران است: قوس‌های آجری برروی ستون‌های لاشه سنگی برجسته قرار گرفته‌اند که دارای جهازه‌هایی کوچکتر در بالای لاشه سنگ‌ها و در میان دهانه‌های اصلی هستند.
به گفتۀ حافظ ابرو مهمترین پل ناحیۀ هرات با نام پل مالان در 505/ 1111 – 1112 بر دست سلطان سنجر بنا شد. وجود پلی همچنان پا برجا در ناحیه و نیز دور بودن آن از شهر اصلی مانع پیدا شدن مفهوم کلاه فرنگی تفریحی برای این پل شده است، همان مفهومی که برای پل‌های خواجو و الله‌ وردی‌خان در اصفهان بیان شده بود.


گویند که هنگام ساختن پلی در دربند قفقاز (باب الابواب پیش و ما خاچ قلعه امروز) چون زورشان به آب روان رودخانه نمی‌رسید و نمی‌توانستند انرژی آن را مهارکنند، پایه پل را به این ترتیب ساخته‌اند. پوست‌های چارپایان درشت مانند گاو و شتر و درازگوش را پر از باد کرده‌اند. روی پوست‌های باد شده با تیر و تخته چوب بست ساخته، پوست‌های پر از باد را زیر آن بسته‌اند. چوب بست را به آب انداخته‌اند و آن را در جای پایه پل برده، از کنار رودخانه مهار کرده‌اند تا آب روان آن را جابه‌جا نکند و روی چوب بست شناور پایه پل ساخته‌اند. با سنگین شدن، چوب بست کم کم در آب فرورفته است و از کنار رودخانه هم رسن‌های مهاری شل کرده‌اند تا پوست‌های باد شده در کف رودخانه نشسته است. پایه پل را تا اندازه‌ای که نیاز داشتند از سطح آب بالا آورده‌اند و سپس آب بازان را به آب فرستاده‌اند که پوست‌ها را سوراخ کنند، تا بادشان بیرون رود و چوب‌بست در کف رودخانه جا بیفتد. این روش قدیمی، یک جور پی‌سازی با هوای فشرده است. گویند که پی‌های سی و سه پل با پی‌های کهنه پل مازنان اصفهان را به ترتیب زیرساخته‌اند.
هنگام کم آبی، تهاب رودخانه را از جایی که باید پایه پی ساخته شود برگردانده‌اند زمین جای پی را تا روی لایه نیلاب (لایه د جی به کلفتی نزدیک به 8% متر در گودی 4 تا 5 متر از کف رودخانه، که پی پل فلزی هم روی آن ساخته شده است) کنده‌اند روی لایه نیلاب، در سطح پی، ستون‌های تنبوشه بزرگ چسبیده به همدیگر چیده‌اند و در ستون‌های را کشیده‌اند و درون ستون‌های تنبوشه شفته آهکی ریخته‌اند. پس از گرفتن شفته آهکی، روی ستون‌های تنپوشه پی ساخته‌اند. این روش ساختمان، مانند شمع کوبی زیر پی است در زمین‌های سست و لجنی.