مسجد جامع ورامین







بر سردر مسجد کتیبه‌ای مورخ 722 هجری.ق وجود داشته که متن کامل آن د رکتاب مراه البلدان آمده است. کتیبه دیگری در داخل گنبدخانه در تاریخ 726 بوده که آسیب دیده و تاریخ آن ناخواناست. کتیبه‌ای نیز در ایوان جنوبی حاکی از تعمیر بنا در دوره تیموریان است. مولف مراه البلدان درباره این کتیبه نوشته است که فقط رقم صدگان تاریخ آن باقی است و با توجه به ذکر نام شاهرخ تیموری احتمالاً تاریخ آن سال‌ها بعد از 808 هجری.ق بوده است کارشناسان رقم این تاریخ را به حدس 815 و 821 و 845 هجری.ق خوانده‌اند، در حالی که رقم 816 در انتهای این کتیبه به وضوح مشخص است.
بانیان و سازندگان بنا: بر اساس کتیبه سردر مسجد در زمان سلطنت ابوسعید بهادرخان به همت محمدبن محمدبن منصور القوهدی و به سعی فرزندش، حسن بن محمد، ساخته شده است. در دیگر کتیبه‌های مسجد نام علی قزوینی و یوسف خواجه نیز دیده می‌شود که شخص اول را از معماران احداث بنا یا فقط جبهه جنوبی آن و شخص دوم را معمار مرمت بنا در زمان شاهرخ تیموری دانسته‌اند. زرین تاج شیبانی، که در سال‌های اخیر این بنا را بررسی کرده است، علی قزوینی در استاد تزئینات گچبری و یوسف خواجه را بانی مرمت بنا می‌داند. در کتاب معماری تیموری در ایران و توران، شخص اخیر، امیرغیاث الدین یوسف خواجه بانی مدرسه دو در مشهد معرفی شده است، نام یوسف خواجه در کتب مسجد جامع ورامین با لقب «امیر غیاث الدوله و الدین» آمده است و به نظر می‌رسد که او بانی مرمت بوده باشد. دونالد ویلبر تاریخ ساخت بنا ر اسال‌های اولیه سلطنت ابوسعید دانسته و معتقد است که چهار ایوانی آن را هم زمان ساخته‌اند در مقاله طرح بازسازی سدر مسجد جامع ورامین آمده است که آغاز احداث مسجد در ایام سلطنت محمد خدابنده و پایان آن در دوره حکومت فرزمدش، ابوسعید بهادرخان، بوده است. زرین تاج شیبانی در این باره گفته است که احداث بنا در حدود بیست سال به طول انجامیده و بنا به این شروع احداث آن در زمان سلطان محمد خدابنده بوده است. مسجد در دوره ایلخانیان بنا و در زمان شاهرخ تیموری مرمت شده است. دونالد ویلبر نوشته که احتمالاً محراب گنبدخانه همزمان این مرمت ساخته شده است.
به نظر زرین تاج شیبانی، این محراب جزء بنای اصلی مسجد است و در دوره تیموریان، تغییر اساسی در بنا صورت نگرفته است. به نظر او، این مسجد به علل سیاسی و اجتماعی چندی پس از احداث بی استفاده و متروک مانده و در طی زمان، تحول مهمی در معماری آن پدید نیامده و آنچه امروز دیده می‌شود شکل اصلی مسجد است که اثر گذر زمان و فرسودگی در آن مشهود است.
 عناصر مهم در طرح این مسجد، یعنی گنبدخانه و ایوان اصلی و سر در و جلوخان، در یک امتداد واقع شده و محوری قوی پدید آورده‌اند. شیبانی بر این نظر است که محوری بدین قدرت اولین بار در طرح معماری این مسجد ظاهر گشته و سپس در بناهای دیگر تکرار شده است.
سردر این مسجد نیز، برخلاف اغلب بناها، از حجم کلی ساختمان بیرون زده است و به صورت حجمی برجسته خود نمایی می‌کند. بعلاوه، نقوش سفال لعاب دار، به دو رنگ فیروزه‌ای و لاجوردی، در ترکیب با سفال بی‌لعاب و کتیبه‌های با ارزش زیبایی و شکوه این سردر را دو چندان کرده است، و با آن که سردر، در گذر زمان آسیب فراوان دیده، هنوز آثار عظمت گذشته در آن مشهود است. در تزئینات ایوان جنوبی و گنبدخانه مسجد نیز، ترکیبی از سفال لعاب‌دار و بی‌لعاب دیده می ‌شود. همچنین بدنه‌های داخلی گنبدخانه و محراب تزئینات گچبری فراوانی دارد. از باقی‌مانده‌های تزئینات دیگر فضاهای مسجد می‌توان نتیجه گرفت که تزئینات رنگین بر محور اصلی بنا متمرکز یافته و این خود تأکید دو چندان بر اهمیت این محور است.
این مسجد یکی از شاهکارهای معماری قرن هشتم هجری.ق سال 726 هجری.ق می‌باشد که هنر کاشی کاری، گچ‌بری، آجر کاری، خوشنویسی خطوط نمایی آن چنان با هم ترکیب شده‌اند که در کمتر بنای تاریخی ایران به چشم می‌خورد. به کارگیری کاشی کاری گچبری و کتیبه‌های قرآنی در فضای ایوان مقصوره و آجرکاری بسیار زیبای پیشانی ایوان جنوبی مسجد شگفت‌آور است.
جبهه غربی مسجد بر اثر سیل به کلی تخریب شده بود، اما در چند دهه اخیر، در نتیجه کاوش‌های باستان شناسی، پایه‌های قطور شبستانی در آن کشف شد. پیش از این اکتشافات، تصور می‌شد که دو جبهه شرقی و غربی مسجد قرینه بوده و در جبهه غربی نیز، مانند سوی مقابل آن، رواقی وجود داشته است، اما پس از کاوش‌های اخیر مشخص شد که جبهه غربی یک ردیف ستون بیشتر از ضلع شرقی داشته است.

پدیدۀ اصلی معماری ایران در طی این قرون شکل‌ گیری آن چیزی است که شاید بتوانش مسجد ایرانی سنتی نامید. تقریباً کامل‌ترین نمونۀ این معماری در مسجد جامع ورامین نزدیک تهران که اکنون ویران است یافت می‎شود. این مسجد مستطیلی به طول ۶۶ و عرض ۴۳ متر با نقشه‎ای بسیار ساده و سر راست است. صحن مرکزی بنا آراسته به نمای داخلی بود؛ در هر جانب ایوانی محوری قرار دارد (می‌توانش شبستان گنبددار مستطیلی تعریف کرد که یک جانب آن مستقیماً به بیرون باز می‎شود) که دارای دو یا چهار روزنۀ هلالی است. ایوان‎ها اندازۀ یکسانی ندارند و محور طولی استوار ایوان عریض‌تر در جانب قبله که گنبد بسیار با عظمتی که ارتفاعی به مراتب بلندتر از بقیۀ بنا دارد در پشت آن برآورده‎اند، بر توازن حیاط که در مرکز مجموعۀ بنا طرح‌ریزی شده سایه گسترده است. عرصۀ میان ایوان‎ها برای تهویۀ هوا کاملاً باز است و در عین حال حدود آن با رشته‎ای از طاق‌های جناقی که بر پایه‌های مربع یا مستطیل استوارند قابل تشخیص است. مسئلۀ بسیار مبهم این است که آیا این پایه‎ها ستون‎هایی هستند که هریک وجود مستقل و جداگانه‎ای دارند یا دیوارهایی‌اند که طاق‌های عریضی آنها را از هم گشوده است. بنا دارای سه مدخل است که هریک از آنها ایوان کوچکی است که به ایوان‎های محوری صحن می‌رسد. مدخل اصلی که در محور طولی بنا قرار دارد از حیث معماری مجموعه‎ای از طاقنماها آن را به قطعات مجزا تقسیم می‌کند و پیش تصویری از ایوان قبله به دست می‌دهد.
بنا تماماً از آجر ساخته شده؛ بافت و ترکیب آجرها جابه‌جا فرق می‎کند و بدین ترتیب ضمن این که در ساختمان بنا به کار رفته در عین حال نمای بنا و تزئین آن نیز می‌باشد. طاق‌ها غالباً استوانه‌ای و جناقی هستند. ایوان‌ها و گردنی انتقال از مربع به گنبد دارای ترکیب‌بندی ساختمانی خاصی است که به مقرنس معروف است. مقرنس مرکب است از آمیزه‌ای – در ساخت و اندازه فرق دارد – از واحدهای کامل ساختمانی، نظیر نیم گنبد و طاق یا قسمت‌هایی وابسته به آن که، دست کم در ظاهر، برای تنوع دادن به نمای دیوار یا تشکیل مرحلۀ انتقال از یک شکل به شکلی دیگر، مثل گذر از مربع به هشت ضلعی یا از دیوار به طاق به کار می‌رفته. تزئین در سراسر بنا هم حضور دارد و هم تابع طرح‎های معماری است. در بنا چندین شیوه به کار رفته است: جلوه‎های گوناگون تخیل در ساختمان بنا، گچ‌بری، گل بته‎ها و رنگ لعاب‎ها. اگر چند نقش‌های گیاهی نیز در بنا وجود دارد، اما طرح‌های عمده یا کتیبه‌ای هستند یا هندسی. کتیبه‌ها که دارای مضامین دینی یا تاریخی می‌باشند به منظور شناساندن هدف، چگونگی و زمان آغاز بنا نیز به کار می‌روند. اما از طرح‌های هندسی برای استحکام بخشیدن خطوط اصلی ساختمان استفاده می‌شود و با اسلوب بسیار مؤثری نیز به کار می‌رفته.
پس از نقشه، برجسته ترین سیمای مسجد ایرانی، چنانکه از مسجد ورامین پیداست، ساختمان آن بود. و در این مورد نیز باری دیگر رگه‌های اصلی به معماری مغرب ایران در سدۀ ششم هجری/ دوازدهم میلادی می‌رسد. اگر چند در بیشتر نواحی آذربایجان همواره از سنگ استفاده می‌شد و در غالب ابنیۀ ساده خشت خام یا سنگ نتراشیده در ملاط به کار می‌رفت، اما در اکثر مناطق ایران آجر مادۀ کار استاندۀ ساختمان گردید. این نکته از اهمیتی مضاعف برخوردار است. از یک طرف، آجر در اواخر سدۀ پنجم هجری/ یازدهم میلادی با گنبدهای مسجد اصفهان به عنوان مادۀ کار نسبتاً جدید ساختمانی در مغرب ایران ظاهر گشت، اما می‌توان اثبات کرد که این مادۀ کار در سدۀ سوم و بالاخص چهارم هجری/ نهم و دهم میلادی در نواحی شمال شرقی ایران کاربرد گسترده و پیچیده‌ای داشت. بدین ترتیب در واقع این امکان وجود دارد که معماری با آجر بخشی از تأثیر محتمل یک ناحیه بر نواحی دیگر بوده است. از زمان برآوردن ابنیۀ بزرگ تاریخ‌دار اواخر سدۀ پنجم هجری/ یازدهم میلادی، بنایان ایران از آجر استفاده‌های بلند پروازانه کردند و آن را به وسیلۀ تزئین بنا مبدل ساختند. در نتیجه نماهای دیوار می‌تواند از سادگی و برهنگی با شکوه مسجد علیشاه در تبریز به پیچیدگی بیش از حد و غیر لازم گنبد مسجد ورامین تغییر یابد.

توسعه سبک آل‌مظفر را می‌توان در تاریخ دو بنای مذهبی برجسته یعنی مسجد جامع یزد و مسجد جامع کرمان پیگیری کرد. مسجد جامع ورامین که بین سال‌های 1322م. و 1326م. ساخته شد، بر پایه‌ پلان عمومی بود که مسجدهای عمومی ایران بعدها کمتر از آن مایه گرفتند. پیش‌طاق ورودی قوس‌دار عظیم آن مسلط بر نمایی پیشین بیرونی آن است. در میانۀ هریک از چهار نمای قوس‌دار صحن داخلی آن، یک ایوان ( نوعی کاو دیوار طاق‌دار و قوس‌دار) تعبیه شده است. در آن سوی ایوان رو به سوی قبله (یعنی به سمت مکه) محراب مربع شکلی با گنبد ایجاد شده است چون در نقشۀ کف، این ایوان‌ها را می‌توان به صورت بازوان یک چلیپا دید، لذا به این نوع مساجد عنوان چلیپایی برازنده است. مسجد ورامین از نخستین مسجدهایی است که در آن این ویژگی‌ها و جنبه‌ها از همان آغاز به کار رفته است. این مشخصه‌ها در یزد در عمارت موجود مسجدی بازنمایی شده است. رکن‌الدین محمد یکی از رجال محلی و از وابستگان سلطان ابوسعید، در شمال شرق این مسجد کهن محراب گنبدی مربع شکل عظیمی تعبیه کرد. مقرنس‌هایی که هشت ضلعی را به دایره تبدیل کرد، گنبد درونی دو پوستۀ متکی بر سکنج‌ها را پوشانده است. گنبد بیرونی از ساقه گنبد نسبتاً کوتاهی بیرون زده است؛ گنبد درونی مجوف و بیضی شکل است. در سال 1331م. ایوانی در برابر محراب گنبدی ساخته شد. نمای پیشین ایوان مرکب از روزنه قوس‌دار رفیعی است که در جدار مربع‌الرأس قرار دارد. خود ایوان به میزان شایان توجهی در عمق امتداد یافته تا اینکه به محراب رسیده است؛ و نیمرخ طاقگان آن نیمرخ قوس را بازنمایی کرده است. ایوان‌های واقع در سه جهت دیگر صحن هرگز ساخته نشدند، ولی کاملاً روشن است که پلان اصلی آن نوعی پلان چلیپانی بوده است. حدود ده سال پس از تکمیل ایوان محراب، در شرق آن مدخل تزئینی سترگی برپا شد. این مدخل تزئینی، یک روزنه قوس‌دار است که در جدار مربع‌الرأس آراسته به دو مناره قرار گرفته است. دیوار پشتی روزنه مجوف به دو ردیف نقش افقی تقسیم شده است. در پایین یک سینه سنتوری مقوّس بر بالای درب مربع‌الرأسی قرار گرفته است: در بخش فوقانی طاقگان نیمکره‌ای مزین به مقرنس‌ها در بالای دو قوس زاویه‌ای سکنج وجود دارد. یک چنین ترکیب‌بندی مدخل تزئینی و دو مناره، بیشتر در مدخل تزیینی مسجدی در اشترجان در نزدیکی اصفهان به کار رفته بود که تاریخ کتیبۀ آن 715/16-1315 است. مدخل تزئینی یزد و عمودوارگی مفرط آن نمود و تأثیر غیرمتعارفی را باعث شده است.
از کتاب چفدها و تاق ها / کریم پیرنیا




مطالب مرتبط