• دسته‌بندی نشده

راه

راه شاهی در زمان هخامنشیان راه شاهی که از جمله معظم‌ترین شبکه راهسازی در تاریخ به شمار رفته است احداث گشت. این راه مجهز به کاروانسراها، برج‌های خبر رسانی و ایستگاه‌های پست متعدد بوده است. هرودوت در کتاب خویش شرحی از راه شاهی دوره هخامنشی آورده است. در شرح هرودت چنین آمده که راه شاهی از لیدی (آناتولی غربی امروز) به فریگی (بخش میانی آسیای صغیر)، از فریگی به کنار رود هالیس (قزل ایرماق امروز) و از آنجا در کاپادوکیه (بخش شرقی آسیای صغیر) به مرز کی‌لی‌کی (اطنه امروز در تاروس تنگ ملاوی) و آربل و آنجا از راه رود زاب (زه آب) به تنگه ملادی و از آنجا پس از عبور از روی پل دختر به شوش می‌رسید. از شوش نیز راه شاهی به رامهرمز و از آنجا به ارگان (ارغون امروزی) نزدیک بهبهان و فهلیان در دنبال رود زهره پس از گذشتن از پل مورد به پاسارگاد (پارس کده) می‌رسید. راه شاهی علاوه بر مسیر ذکر شده دارای مشتقات و انشعابات دیگری نیز بوده است.
این راه 2600 کیلومتر داشته و قاصدها آن را در 9 روز می‌پیموده‌اند و این زمان خبر رسانی ده برابر سریع‌تر از سرعت حرکت ارتش بوده است. فاصله بین شهر بابل و شوش در عرض 105 روز یعنی با سرعت متوسط 150 کیلومتر در روز پیموده می‌شده است. این سرعت حرکت حتی تا زمان ناپلئون امپراطور فرانسه نیز در جهان همتا نیافته بوده است. راه دیگر قصرهای شوش و تخت جمشید و همدان (اکباتان) را به یکدیگر متصل می‌کرده است. بین شوش و همدان دو راه ارتباطی وجود داشته که هردو سنگ فرش بوده‌اند.
از مشخصات جاده شاهی آن بوده که این راه اغلب از خارج شهرها می‌گذشته است. این وضعیت علاوه بر آنکه در سرعت حرکت قاصدها تاثیر زیادی داشته موجب می‌شده که متجاوزین و سپاهیان دشمن نتوانند به سادگی به شهرهای آن روزی ایران دست یابند. بنا به گفته هرودوت در طول این راه از سارد (پایتخت لیدی) تا شوش یکصد و پانزده کاروانسرا ساخته شده و کاروان این فاصله را سه ماهه طی می‌کرده است.
ترابری بین مراکز جمعیت و شهرها در قدیم اشکالاتی را در بر داشته، و مسائلی را به وجود می‌آورده است، که قبل از ایجاد هرگونه رابطه ارتباطی و ترابری می‌بایستی حل می‌شده‌اند. از جمله مسائل در ارتباط از طریق صحراها تأمین آب و ایجاد دستگاه‎‌های نگهداری آب به صورت چشمه و یا چاه بوده است. مسئله عمده دیگر خطر راهزن‌هایی بوده که همواره جان و مال مسافرین و کاروان‌ها را تهدید می‌کرده‌اند. اولین ذکری که از راهزنان صحرایی به عمل آمده در قرن سوم میلادی است. ارتباط صحرایی بین مراکز جمعیت و راه‌های مربوط به آن برای اولین بار در زمان امپراطوری‌های ایران قدیم انجام گرفت و این ارتباط در زمان اشکانیان نیز ادامه یافت. ایرانی‌ها از قرار شواهد تاریخی اولین ملتی هستند که سیستم جدید مسافرت در صحرا را ابداع کردند و آن استفاده از شتر بوده که با شرایط اقلیمی سازگاری تمام داشته است. مجموعه این اقدامات باعث آن گشت که مراکز آن روزی جمعیت در مدیترانه و اروپا و خاوردور و آفریقا کاملاً به یکدیگر ارتباط یابند.
 از جمله راه‌های زمینی دیگر ایران در زمان هخامنشی‌ها راه‌هایی بوده است که از کرکیش به مصر و نیز راه دیگری که در مشرق ایران ساخته شده و از طریق دره کابل و معبر خیبر به هند میرفته است. پاسارگاد و تخت جمشید و شوش نیز با جاده‌ای از طریق بهبهان و ممسنی و فهلیان و شاپور به یکدیگر اتصال میافته و این راه نیز سنگ فرش بوده است.
راه‌های فرعی دیگری نیز وجود داشته که از جمله آن راه تخت جمشید به همدان و تخت جمشید به بنا در دیلمان و هرمز و تخت جمشید به کرمان – ری به شوش و آذربایجان – ری به شهر صد دروازه، ری به خراسان و نیز راه‌های بین بابل و نینوا و سارد شوش را می‌توان نام برد.
جاده ابریشم یکی از راه‌های طولانی و معروف دیگری که در قدیم ساخته شده و قسمتی از آن از خاک ایران می‌گذشته راه ابریشم نام داشته است.
داستان راه ابریشم توسط ماته سین تاریخ نویس چینی (مرگ در 83 میلادی) این طور نقل شده است: از قرار معلوم ووتی خاقان چین یکی از خواجه‌های حرمسرایش چانک تین را برای مأموریتی به باختر می‌فرستد. چانک تین با غلامش رهسپار می‌شود و به سرزمین هونها می‌رسد. وی پس از ده سال اقامت در آن سرزمین دوباره به چین می‌رود و گزارش سفر خود را به خاقان چین می‌دهد. در سال 123 پیش از میلاد چانک تین به فرماندهی لشکری دوباره به سوی غرب رهسپار می‌گردد و راه باختری را در سرزمین‌های غربی احداث می‌نماید. از همین راه بود که ابریشم چین پس از طی ده هزار کیلومتر و گذر کردن از سرزمین ایران به روم می‌رسیده است. توسعه تجارت ابریشم از همین راه بوده و موجب می‌گشته به این راه لقب “جاده ابریشم” داده شود. راه ابریشم از چین شروع می‌شده و از طریق کاشغر و سمرقند و مرو و بلخ و شمال ایران به آسیای صغیر و روم منتهی می‌گشته است. این راه یکی از شریان‌های اقتصادی دنیای قدیم محسوب می‌شده و از طریق این جاده بوده که ابریشم و چین و شهرهای سر راه حمل و در آنجا داد و ستد ابریشم انجام می‌گرفته است.
از قرار معلوم در زمان ساسانیان علاوه بر توسعه شبکه راه‌های کشور راه‌هایی که قسمت جنوبی کوه‌های البرز را به سواحل دریای مازندران متصل می‌کرده ساخته شد و بعدها نیز در دوره‌های دیلمیان و صفویه و قاجاریه تغییرات و تعمیراتی در این راه‌ها به عمل آمد. یکی از این راه‌ها جاده‌ای بود که از طریق هراز که کوتاه‌ترین فاصله بین دو سمت رشته کوه‌های البرز به شمار می‌رود، می‌گذشته است. به سبب کوهستانی بودن منطقه، راهسازی در این قسمت با وسائل آن‌روزی دشوار بوده است. تا آنجا که می‌توانسته‌اند از جاده مال‌رو استفاده کنند این جاده را که از کنار رودخانه می‌گذشته تعریض می‌کرده‌اند. در قسمت‌های سنگی چون امکان حفر تونل‌های طویل وجود نداشته، به این ترتیب عمل می‎‌شده که پایه‌هایی کنار رودخانه می‌ساخته‌اند و بین آنها را با سنگ لاشه و ملات گچ و خاک قوس زده و سپس جاده را روی آن بنا می‌کرده‌اند.
پادشاهان ساسانی که به اهمیت نظامی و تجاری راه‌های آبی خلیج فارس واقف بودند سعی داشتند که در وهله اول به این آب‌ها و مناطق اطراف آنها تسلط پیدا کنند و پس از این راه‌های دریایی استفاده تجاری نمایند. این توجه خاص موجب گشت پس از مدتی ایرانیان زمان ساسانی از جمله قوی ترین نیروی نظامی سواحل خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند و خاور دور به شمار آیند. اردشیر اول بنیان گذار سلسله ساسانی در قرن سوم میلادی در اینجا برتری و قدرت یابی در خلیج فارس و راه‌های آبی عمان و هند کوشش زیادی کرد و شهرهایی نیز در جنوب و جنوب غربی در سواحل خلیج فارس ایجاد نمود که از جمله آنها گور اردشیر، گذران اردشیر، و هشت اردشیر،رو اردشیر، استرآباد اردشیر و نیز کلنی‌هایی در آن طرف خلیج فارس به وجود آورد که باتن اردشیر یکی از آنها بوده است.
در زمان شاهپور دوم (قرن چهارم میلادی)، که وی نیز مانند سایر پادشاهان ساسانی به اهمیت نظامی خلیج فارس آگاه بود، اقوام عرب غالباً از طریق دریا به سواحل و شهرها حمله می‌کردند و گفته شده است که شاهپور بنا به اهمیت قضیه اغلب خود فرماندهی قوای نظامی دریایی را در سرکوبی این متجاوزین به عهده می‌گرفت. از جمله بنادر عمده‌ای که در زمان ساسانیان رونق و اهمیت فراوان یافت بندر سیراف بوده است. در سیراف (طاهری امروز) ساسانیان استحکامات نظامی متعددی ساخته بودند و در آن زمان این بندر از نقطه نظر تجاری و نظامی جزء بنادر مهم بین‌المللی محسوب می‌گشت.
تجارت از طریق راه‌های دریایی برای بازرگانان بسیار سودآور بود و گفته شده است که حتی تعداد زیادی از بازرگانان اسلامی به سرزمین‌های سیلان و چین رفته و در آنجا مقیم شده بودند. بنادر خلیج فارس چون سیراف و بوشهر که از دوران اشکانی و ساسانی رونق فراوان داشت در دوران اسلامی نیز اعتبار خود را محفوظ داشت. بنادر دیگری نیز چون بندر هرمز در دوران اسلامی در فعالیت‎‌های دریانوردی همواره دارای سهم عمده‌ای بوده‌اند.
دریانوردی و راه‌های آبی در دوره هخامنشیان
 
قدیمی ترین سند دریا نوردی ایرانیان به صورت مهری در چغامیش خوزستان به دست آمده است. باید متذکر شد که تاریخ تمدن ناحیه چغامیش به شش هزار سال قبل از میلاد مسیح تخمین زده شده است. مهر گلی به دست آمده از چغامیش یک کشتی را با سرنشینانش نشان می‌دهد. در این کشتی شخصی که از قرار سردار فاتحی در حال بازگشت از جنگ است نشسته و اسیرانی در جلوی او زانو زده‌اند. در این مهر شمای یک گاو نر و یک پرچم هلالی شکل نیز ترسیم گشته است.
قبل از آن که کانال سوئز به دستور داریوش بزرگ احداث شود راه دریایی بین خلیج فارس و دریای مغرب و مصر از طریق این راه آبی بدین ترتیب بود که ابتدا از طریق دجله و فرات به سوریه می‌رفتند و از آنجا به شهر صور و سپس با کشتی ارتباط با دریای مغرب و مصر انجام می‌گرفت. مسافرت از این راه دریایی به مصر بسیار راحت تر و بی خطرتر از طریق خشکی بوده است. علاوه براین راه دریایی مسافربری و تجارت دریایی نیز از طریق خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند بین سرزمین‌های کنار این دریاها انجام می‌شده است. در زمان هخامنشیان علاوه بر رودخانه‌های دجله و فرات کشتی رانی بر روی رودخانه‌های سند (در هند) و نیل (در مصر) و کارون (در خوزستان) نیز صورت می‌گرفته است.
هووخشتر بدون شک نه‌تنها از پادشاهان بزرگ ایران باستان، بلکه از فرماندهان عالی‌مقام مشرق‌زمین و از مردان تاریخی شرق قدیم است که نخستین بار امپراتوری بزرگی به نام «ماد بزرگ» را تشکیل داد که شامل تمام قسمت‌های شمالی و غربی ایران به‌اضافۀ اورارتو و ارمنستان و کپدوکیه و قسمتی از کشور سکاها و عیلام و آشور بود و به شاهان هخامنشی مقیم انزان و پارس نیز فرمانفرمایی داشت.
دربار او بسیار باشکوه و پرتشریفات و هگمتانه به سهم خود یکی از پایتخت‌های معروف و ثروتمند و باشکوه عصر خود بود و تا زمان ساسانیان توانست اهمیت و موقعیت خود را نگاه دارد.
بسیاری از دانشمندان و باستان‌شناسان اخیر آغاز پادشاهی و تاریخ درخشان ایران باستان را از این زمان دانسته‌اند و سال 612 ق.م را که سال فتح آشور است، ابتدای تاریخ ماد نامیده‌اند.
تحول سریع و شگرفی که بر اثر طلوع و گسترش ماد و انقراض آشور، در نواحی آسیای غربی صورت گرفت، دنیای آن روز را به چهار کشور بزرگ در دست چهار پادشاه مقتدر منحصر ساخت.
ماد بزرگ با رهبری هووخشتر.
بابل به پادشاهی بخت‌النصر.
لیدیه تحت نفوذ الیات.
مصر در دست نخائو.
ولی محور هگمتانه، سارد، بابل بر سرنوشت سایر کشورهای آسیای غربی و اقوام سامی و آریایی حکمفرما بود و در ظاهر اتحاد و اتفاقی بین آنها وجود داشت که وصلت‌ها و مسائل سیاسی و ترس از یکدیگر ضامن اجرایی آن بود.
داریوش از بزرگ‌ترین پادشاهان تاریخ 2700سالۀ پادشاهی ایران است.
او برای ادارۀ امور شاهنشاهی پهناور هخامنشی و وصول مالیات‌ها تشکیلات صحیح و مرتبی ایجاد کرد که تا آن زمان بی‌سابقه بود و امروزه نیز مورد تقلید بسیاری از کشورهای بزرگ و مترقی جهان است.
راه‌های شوسۀ مهم و فراوانی ساخت، چاپاری سریع‌السیر، ضرب سکه‌هایی به نام داریک، احداث کاخ‌های مجلل در تخت جمشید، شوش، همدان از کارهای برجستۀ این شهریار سیاست‌مدار است.