گنبد قابوس








• کتیبه ها : بطور کلی خط همواره یک نقش اصلی و مهم را در هنر و معماری ایران ایفا کرده است. پس از تغییراتی که در نتیجه استیلای مسلمانان عرب در ایران واقع شد، در صنعت و فرهنگ معماری این مملکت نیز تحولی پدید آمد که از اهم آن یکی ظهور زبان عربی بود و دیگری خط کوفی، در خصوص تاثیر و نفود زبان و خط جدید در صنعت ایران سی فلوزی در مقاله خود در کتاب صنایع ایرانمی‌گوید:
«خط عربی در صنایع ایران تاثیر زیاد نموده و مقام مهمی را احراز کرده است… هیچ… صنعت خط را به این وسعت و عمومیت برای تزئین و آرایش ساختمانهای مذهی و غیرآن بکار نبرده است، نه تنها در معماری بلکه در تمام اشیایی که تصور شود در زندگی مورد استعمال داشته هیچ خط مانند آن نوع خط عربی که کوفی نامیدهمی‌شود این اندازه برای تزئین و آرایش مناسب نمی باشد. تمام حروف کوفی دارای قاعده‌های اقفی هستند وقتی پهلوی هم قرار داده شوند تشکیل حاشیه و شیار میدهند و از این رو زمیه این خط را برای هر سطح که تزئین لازم داشته باشد بکار برند. صنعتگران ایران در استعمال این خط منتهای سلیقه و مهارت را ظاهر ساخته و سرآمد افران بوده‌اند…” (۴۷)
بطور کلی کتیبه نویسی بر روی منار محصول قرن چهارم است که در قرون پنجم و ششم هجری مقارن با دوره سلجوقی رواج و توسعه یافت تا جایی که برای اولین بار از کاشی و آجرهای لعابدار در کتیبه‌های منار نیز استفاده شد که نمونه آن منار مسجد جامع دامغان و منار مسجد سین اصفهان مشاهده میشود . گرچه خط کوفی و انواع آن در معماری تمام ممالک اسلامی بکار بردهمی‌شد ولی ایرانیان با اینکار جالب توجه و بکارگیری این خط برای تزئین و آرایش در بنا تغییر و تحولی بوجود آوردن اشكال مختلف و انواع گوناگون آن نقش بسیار ارزنده ای را ایفا کرده‌اند.
مهمترین اقسام خطوط کوفی بکار رفته در منارها را خط کوفی معقلی (گوشه دا)ر و خط کوفی معقد (برگدار)( گرده دار) تشکیل میدهد که به اختصار به آن اشارهمی‌شود:
خط کوفی گوشه دار: قطعات حروف این نوع خط به‌صورت تسمه با رشته‌های افقی و عمودی است و در آن معمولا ” انحنا ندارد . در این خط که مربع و مستطیل و نباتی نیز گفتهمی‌شود از اسامی و عبارات مقدس استفادهمی‌شده است . اگر در این کتیبه ها فقط آجر بکار می‌رفت کوشش بعمل می‌آمد تا نامها و عبارات بصورت برجسته نصب شود و اگر تزئینات معقلی بودند حروف کلمات را آجرهای کوچک لعابدار به‌رنگ سفید – لاجوردی – فیروزه ای تشکیلمی‌داد. این نوع خط که تقریبا تمامی سطح منار رامی‌پوشاند در منارهای قوشخانه – در دشت- مسجد جامع اصفهان و منار کار دیدهمی‌شود .
منار مسجد گار مورخ به سال ۵۱۵ هجری دارای دو کتیبه کوفی یکی در قسمت بالای پایه است که به صورت کتبیه ساده می‌باشد و دیگری خطوط کوفی گوشه‌دار است که تمام بدنه منار را مزین نموده است . خطوط کوفی بدنه منار بر زمینه شطرنجی با گذاردن آجر بطور افقی و با تکرار عبارت الملك الله صورت گرفته است.
• کتیبه کوفی معقد ( گره دار ) : به این خط که اصطلاحاً کوفی برگدار نیز می‌گویند مختص کتیبه‌های دوره‌های با نواری می‌باشد که به‌صورت نواری پهن در قسمت پایین منار و یا بالای آن نزدیک کلاهک یا تاج قرار می‌گرفت. دسته حروف این نوع خط بخصوص الف و ل در انتهای فوقانی بصورت برگچه‌ای ظاهر می‌گردید . کتیبه‌های حروف کوفی برگدار بیشتر در مناره‌های دوره سلجوقی متجلی شده و شاهکارهای آن را می‌توان در منارهای مسجد جامع سمنان- منار تاریخانه و مسجد جامع دامغان و منار ساربان اصفهان دید. متن کتیبه ها احتمالاً آیات قرآنی و گاهی حاوی نام بانی بنا و تاریخ احداث منار می‌باشد .
• کتیبه ‌های خط تدوبری: از قرن ششم به بعد برای نوشتن کتیبه از خطوط تدوبری بخصوص خط نسخ که سنگینی و ضخامت خط کوفی را نداشت به‌جای زوایای تیز و گوشه‌دار خط کوفی ، دوایری نرم و خوش‌ترکیب در آن دیده می‌شود استفاده شده است.
خطوط نستعلیق و ثلث ( خط ثلث برای اولین بار در منار چهل دختران اصفهان نوشته شد) در دوره تیموریان و صفویان جایگزین خطوط دیگرمی‌شود . منارهای این عصر اکثرا جلوه گاه ذوق و هنر خطاطان و کاشی تراشان چیره دستمی‌باشند .
لازم به یاد آوری ست که قدیمی ترین منار تاریخ دار مناره مسجد جامع ساوه است که از سال ۴۱۲ هجری بجای مانده است. منار مسجد پامنار زواره مورخ به سال ۴۶۱ است و منارهای بعدی به ترتیب قدمت عبارتند از : منار مسجد جمعه کاشان (۴۶۶) منار مسجد برسیان (۲۹۱) مناره چهل‌دختران (۵۰۱ ه) و منار خرگرد (505 ه).

گنبد قابوس یکی از خوش‌تناسب‌ترین ساختمان‌های جهان در سدۀ چهارم در سال 397 هجری در گرگان است.
این ساختمان یک میل راهنماست که هم نشان شهر بوده و هم گور قابوس بیاد کنند آن .
کتیبه‌ای که در بالا و پایین میل گرد آن نوشته‌شده‌است نشان می‌دهد که ساختمان در زمان خود قابوس ساخته‌شده‌است.
جالب است بدانید که تاریخ ساخت را هم به سال قمری و هم سال یزدگردی آورده‌است .
ده “پاپیل ” گرداگرد استوانه آن را فرا گرفته‌اند.
بلندای ساختمان 52 گز( حدود 5/55 متر) است که روی تپه‌ای دست‌ساخت به بلندای 15 متر جای گرفته‌است.
گنبد ( پوسته بیرونی آن ) ” رک ” است و پوشش زیرین آن ” بستو ” با خیز زیاد چون اگر هر چفد دیگری به کار می رفت تاب نمی‌آورد.
آجرهای به کار رفته ” پیش‌بر ” است چون ریشه‌ای مانند دُم داشته به گونه ای استوار مانده‌است.
هیچ آرایۀ آجری ( جز کتیبه های آن ) در نما دیده نمی‌شود و گل‌اندازی نشده‌است.
“هرزه‌بندها ” و بندهای افقی به اندازه نیم ” بهر” است.
در بالای درگاه ورودی گنبد نقش یا داغ‌گونه‌ای طرح پتکانه دیده می‌شود که می‌توان آن را کهن‌ترین پتکانه دانست.

چند برج آرامگاهی باقی مانده است. یکی از تماشایی‌ترین آنها گنبد قابوس است که قابوس بن وشمگیر شاهزادۀ زیاری آن را در سال 385-386 ﻫ../1006-1007م.
در نزدیکی گرگان، جنوب شرقی دریای مازندارن، بنا کرد. درون این برج مدور است و در بیرون شبیه ستاره‌ای ده‌پر روی سطحی دست‌ساخت و با ارتفاع 51 متر قرار گرفته و بر چشم‌انداز پیرامون خود مسلط است.
در این بنا نشانی از مقبره دیده نمی‌شود و یکی از مورخان محلی گزارش کرده که تابوتی، آن هم بی‌هدف، درون آن قرار داشته است. هماهنگی خطوط و اشکال عالی آجری این بنا شاخص‌تر از بنای آرامگاه سامانی در بخاراست.
دو کتیبه و یک حاشیۀ تزیینی کوچک در زیر سقف تنها خصوصیاتی هستند که تودۀ حجیم آجرها را منقطع کرده است. بر این ساختمان جنبۀ زیبایی‌شناختی کاملاً متفاوتی حاکم است. منشأ گنبد قابوس روشن‌تر از بناهای بخارا نیست.
از آنجا که این بنا به دست یکی از اعضای خانوادۀ زردشتی نومسلمان ساخته شده بود و هنوز پیوندهایی با سنت‌های پیش از اسلامی داشت (این مسئله را می‌توان از بهره‌گیری تقویم قمری و شمسی کتیبۀ آن دریافت) می‌توان به طور آزمایشی منشأ آن را در بعضی از آثار یادبودی مزدایی و یا دگرسانی خیمه و چادر به یک بنای معماری پیگیری کرد.
در اینجا دو نتیجه‌گیری روشن و چشمگیر وجود دارد: این آرامگاه نوع عمده‌ای از معماری جهان اسلام را عرضه می‌کند؛ بعدها استفاده از آجر پخته به همراه کاربرد نسبتاً کم‌پوشش گچی و یا بنّایی ضعیف آن با گچبری‌های منقوش و منقور پیشرفته، از فنون جدایی‌ناپذیر معماری ایران شد.
بهره‌گیری وسیع از آجر نیز امکانات ساختاری و تزیینی آن را محقق ساخت و بنابراین در مدت کمتر از یک سده، حضور آثار متفاوت با آرامگاه بخارا و گنبد قابوس را تبیین و تجربه کرد.
چنانچه پیش‌تر متوجه شدیم، نخستین آرامگاه‌های اسلامی در قرن 4 ﻫ./6 م. و احتمالاً برای بزرگداشت سلاطین و تجلیل ائمۀ شیعه برپا شد.
این آرامگاه‌ها در ایران به‌صورت برج و یا بناهای مربع‌شکل بودند که قبه‌هایی روی سکنج‌ها داشتند ولی کارکرد و شکل آنها با ورود ترکان و پیروزی بعدی تسنن تغییر یافت. به جای اعقاب امام علی(ع)، قدیسان و اولیاءالله و صحابۀ افسانه‌ای پیامبران و اغلب شخصیت‌های عهد عتیق صاحب آرامگاه شدند (مشهد؛ در ایران گاه امامزاده نیز با این اسم نامیده می‌شود). این آرامگاه‌ها کانون زیارت و اعتقاد عمومی شد، و رشد آنها را می‌بایست به سبب دو ویژگی مهم مذهبی زمان دانست: یکی رستگاری شخصی از طریق شفاعت یک نفر قدیس و یا یک واقعۀ مقدس؛ و دیگری تلاش صنوف و سازمان‌های تصوف برای بستن خود به یکی از اولیاءالله. در بعضی شهرها آرامگاه‌ها مکانی برای تمرکز روحی و تجمع انسان‌هایی شد که از نقاط دوردست برای مجاورت با اولیاءالله می‌آمدند.
ضمناً توسعۀ نظم و نظام زمین‌داری سرکردگان نظامی ضرورت یادبود ثروت و عظمت و یا استقرار سلطنت و مقابر شخصی را پیش کشید.
آرامگاه‌های باقی‌ماندۀ ایران، همچون مساجد آن، مسائل و مشکلات لاینحلی را مطرح می‌کنند.
آیا وجود تعداد عظیمی از آرامگاه‌های این دوره در شمال، از مسیر اورگنج، تقریباً در پامیر، تا بلخ و مرو در اطراف و درون کوه‌های جنوبی دریای مازندران و در آذربایجان تصادفی است؟ چرا آرامگاه‌های شمال شرق و منتهاالیه شمال غرب از آن نیمۀ دوم سدۀ 6 ﻫ./12 م. و کمی قبل از آن است و حال آنکه تاریخ آرامگاه‌های جنوب دریای مازندران به نیمۀ دوم سدۀ 5 ﻫ./11 م. و نیمۀ اول سدۀ 6 ﻫ./12 م. برمی‌گردد؟
به دلیل نبود پژوهش‌های کافی محلی و فرهنگی برای پاسخگویی به چنین سؤالاتی، به‌ناچار باید دربارۀ این آرامگاه‌ها از نظر نوع‌شناسی سبک و اسلوب صحبت کنیم.
اولا برج مقبره هنوز موجود است.
دو نمونه از آنها وجود دارد:
در دامغان که مدور و از آجر است و گنبدی نوک‌تیز دارد. آجرکاری آن تا حد زیادی ساده است ولی بخش فوقانی تنۀ ستون آن تزیینات زیادی دارد.
در ری مقبرۀ ستاره‌شکل مرمت‌شده‌ای وجود دارد که مثل گنبد قابوس به موازات قرنیز پایین گنبد آن و در یک فضای کوچک، کمی آرایه و زینت‌کاری دیده می‌شود؛ ولی برازندگی چشمگیر بناهای متقدم به گونۀ منظرۀ سنگینی از برج آبی درآمده است. یکی از مقبره‌های برج‌دار جنوب ایران در ابرقو قرار دارد.
در نمونۀ دوم تحولی شایان توجه و دیریاب را مشاهده می‌کنیم: آرامگاه گرد و یا قبه‌ای‌شکل چندضلعی.
این نوع آرامگاه در یکی از دهکده‌های کوچک آسیای مرکزی و جاهای دیگر و در شهرهای بزرگ همچون سنگ‌بست و یزد به گونه‌های متفاوت ظاهر شده و با تحقیقات امروزی فعلاً نمی‌توان طبقه‌بندی ساده‌ای از آنها انجام داد.
در اینجا به بررسی مختصر مقابر خرقان، مقبرۀ سلطان سنجر و گروه مقابر آذربایجان و به رشد پیش‌طاق می‌پردازیم که یکی از مشخصه‌های چشمگیر همۀ آنهاست.



شکل “مقبره مشهور سامانی” واقع در بخارا که تاریخ آن به پیش از943 میلادی می‌رسد فقط نسخه مجلل سبک متداول (آتشکده چهار طاقی) دوره ساسانی است. بر روی پرتگاهی بلند، بیرون از شهر ابرقو که از مساکن انسانی بسیار دور افتاده، گنبد علی مورخ 1056 میلادی فوراً بعضی از دخمه‌های زردشتی یا برج خاموشی را به‌خاطر می‌آمورد. در گنبد قابوس (مورخ 1006 میلادی) که سرآغاز درست تعدادی مقبره برج شکل ایرانی است، چنین تداعی زردشتی، هرچند ظریفانه در قالب اشکال جدیدی درآمده‌اند باز بی چون و چرا ظاهر است. چون بکاربردن تاریخ یزدگردی به‌موازات تقویم اسلامی در کتیبه بنا و جالب‌تر از آن روشی که آشکارا در برطرف کردن جسد بکار برده‌اند. طبق روایت الجنابی جسد شاه در یک تابوت شیشه‌ای از سقف آویزان شده بود درحالی که سرتابوت را متوجه روزنی کرده بودند که در برابر آفتاب طالع قرار داشت. اگر بتوان این شرح را معتبر دانست اجتناب دقیق از بخاک سپردن جسد نمی‌تواند دستورهای موکد آئین زردشتی را بخاطر نیاورد. هر آینه چنین خلجانی نیز در ذهن پدید می‌آید که انتخاب مصرانه ستیغ تپه‌ها برای محل تعداد زیادی از آرامگاه‌های اولیه نموداری از دخمه‌های زردشتی می‌باشد. آثار تدفینی دیگری که به همان اندازه جنبه تحولی دارد که مربوط به همین دوران اولیه است در سیراف واقع در کنار خلیج فارس پیدا شده است. این مدفن گورهایی کنده در دل کوه است که اجساد را در برمیگرفته و چون بصورت استودان نبوده لذا مربوط به دوره‌ای است که توحید دو عقیده وجود داشته است.
غالب این بناها از جنس عالیترین نوع آجر پخته است که با آجر چینی‌های گوناگون تزئینی اغلب به‌صورت اسپرهای نصب شده–و حاشیه‌های کتیبه‌ای در بالای تنها درب برج یا زیر گنبد جان یافته‌اند و گاهی دهلیزها یا گیلویی‌ها بر زیبایی آنها می‌افزاید. بام‌های چند وجهی یا گلگیر مانند پوشش معمول این بناهاست. این نوع بام‌ها پوششی است برای گنبدهای بسیار کوتاه‌تر داخلی. از نقطه‌نظر معماری و ساختمانی صرف، ارتفاع آنها در سادگیشان همانند اندازه بی‌تجمل هستند که در تزئینات به‌کار رفته اغلب اسراف گردیده است. این سادگی و این تاکید برروی یک میله منفرد لاغر اندام است که تاثیر عمده بصری برج را بوجود می‌آورد و خطای باصره اثر بلندی آن را شدت می‌بخشد. حتی گرچه بیشتر این برج‌ها اولیه فقط در حدود 15 تا 20 متر ارتفاع دارند ولی بلندتر از این حد بنظر میرسند. البته چندتا برج، مانند بنایی که در ری به برج طغرل شهرت دارد و مهمتر از همه گنبد قابوس بناهای کاملاً بلندی میباشند. در اینجا نیز با به‌کار گرفتن پره‌هایی مرکب از یک دسته از خطوط ممتد تیغ مانند موازی که به خط مستقیم از سکوی پایه بنا تا گیلویی زیربام کشیده شده تصور یک نوع پیش راندگی را فراهم می‌سازد که باز ارتفاع را خیلی بیشتر از آنچه هست نمودار می‌نماید–در روزگار ایلخانیان چیز تازه زیادی به این تکامل افزوده نگردید هرچند که برج‌های مقبره‌ای شیوه‌های متداول آن عصر را منعکس می‌کنند مانند دوره پی همانطور که برج‌های پره دار بسطام و رادکان شرقی و ورامین نشان می‌دهند تمایل عمومی متوجه نوع تناسب‌های لاغر اندام بوده لیکن در زمان‌های بعدی این شیوه کمتر رواج داشت بلکه سبک عمده‌ آرامگاه هشت گوش جسیم‌تر بود که گریو 16 ضلعی گنبد آن بامی چند وجهی را برفراز خود داشت. این طرح عمودی سه بخشی خوب طراحی شده معیار معمول تعدادی از آرامگاه‌های شیعی قم گردید، مانند مقابر سه‌گانه در باغ سبز و از آن پس در سده‌های بعد، تعداد نسبتاً کمتری آرامگاه‌های شیعی قم گردید، مانند مقابر سه‌گانه در باغ سبز و از آن پس در سده‌های بعد، تعداد نسبتاً کمتری آرامگاه بدین شیوه در اکناف مملکت احداث گردید.

این ساختمان مسأله‌ای زیبایی شناختی در میان می‌گذارد و آن دانستن چگونگی تطبیق دادن بنای مزبور با سبک عمومی آن روزگار است و من در نتیجه‌ گیری این فصل بر سر این مسأله باز خواهم گشت. یک مسأله تاریخی نیز دربارۀ مقابر برجی شکل وجود دارد که همانا باز نمودن اصل و منشأ شکل آن می‌باشد. این شکل را می‌توان به برج‌های پیروزی دوره‌های اخیر ارتباط داد و بدین ترتیب تنها نمادی شاهانه است که احتمالاً اشاراتی ضمنی به نظام عالم نیز می‌کند. یا می‌توان آن را به آرامگاه‌های زردشتی که از میان رفته‌اند پیوند داد. شماری از ویژگی‌هایی که در کتیبۀ گنبد قابوس و دیگر بقاع برجی شکل دیده می‌شود، نظیر به کار بردن تقویم شمسی نه قمری و استفادۀ گه گاهی از زبان و خط پهلوی، نظیر اخیر را سخت تأیید می‌کند، اما تا وقتی که ما این همه از نمونه‌های اولیۀ چنین برج‌هایی بی اطلاع باشیم نباید این مطلب را واقعاً ثابت شده انگاشت. اما از دیدگاه نویسندۀ تاریخ هنر نکتۀ بسیار مهم این است که گنبد قابوس روشن کنندۀ تبدیل گونه‌ای معماری نسبتاً متداول به بنایی یادبود با مقاصد زیبایی شناختی و نمادی است.



در حد فاصل میان سقوط اولین سلسله و ظهور دومین سلسله سلاطین باوندی … که 70 سال به‌طول انجامید (از 397 تا 466 هجری =1006-7 تا 1073-4 میلادی) قابوس‌بن وشمگیر و جانشینانش (از دودمان آل‌زیار) بر این خطه حکم می‌راندند ولی آن‌ها فقط بردشت حاکم بودند و باوندی‌ها در کوهستان پناه گرفته و در صدد بازگشت به قدرت بودند. بنابه گفته این اسفندیار در دوران حکومت آلب‌ارسلان (455-465 هجری) اسپهبد قارن‌بن‌سرخاب تا اندازه‌ای توانست اقتدار خود را بر آنجا مسلط کند، در حالی که تسلط خاندان وشمگیر بی‌وقفه روبه ضعف می‌رفت. باوندی‌ها دقیقا در این منطقه پرفرازونشیب که در جنوب ساری، پایتخت قدیمی آن‌ها قرار دارد اقامت گزیده ‌بودند. آرامگاه یکی از آنان یعنی اسپهبد ابوجعفر محمدبن‌وندرین‌باوند، در رادکان و در همین منطقه قرار دارد و اکنون نیز موفق به کشف آرامگاه یکی دیگر از آنان، آرامگاه کیاابوالفوارس‌شهریار در لاجیم شدیم و در صفحات آینده  از آرامگاه رسگت نیز سخن خواهیم گفت. ولی ما از لحاظ سلسله اصلی (شهریاربن‌دارا، مقتول به‌دست قابوس‌بن‌وشمگیر، سرخاب‌بن‌شهریار، قارن‌بن‌سرخاب، حسام‌الدوله شهریاربن‌قارن اولین سلطان از سلسله دوم باوندی) نمی‌دانیم این ابوالفوارس‌شهریار چه نسبتی با پادشاهان این سلسله دارد



گنبد کاووس کتاب تاریخ مازندران ص 139 اسماعیل مهجوری





بناهای آرامگاهی بعد از مساجد جایگاه ویژهای در معمای ایرانی دارند. بناهای متعددی در شمال ایران بر سر مزار شخصیتهای مذهبی، سیاسی در قرون 3 تا 5 هجری ساخته شده است. برج مقبرهای گنبد قابوس یکی از آرامگاههایی است که سبقه در تاریخ هنر منطقه گلستان و ارزش والای هویت فرهنگی هنری این شهر را نشان میدهد. این پژوهش توصیفی تحلیلی بوده و مبتنی بر مطالعات کتابخانهای و مطالعه مستقیم بنا و کتیبههای – خوشنویسی است. پژوهش حاضر با اعتقاد به تجلی نسبی محتوا و هویت اسلامی در صورت و کالبد معماری بنای گنبد قابوس صورت گرفته است. موضوع پیش رو پس از ارایه تعریفی کلی از هویت اسلامی، به مطالعه و بررسی جلوههای هویت اسلامی در برج مقبرهای گنبد قابوس میپردازد. هدف اصلی آن توصیف جلوههای هنرهای اسلامی چون کتیبه، خوشنویسی و آجرکاری به کار رفته در این برج مقبرهای و رسیدن به مبانی نظری مناسب،جهت ارایه گزارشی از هویت اسلامی این بنا میباشد. نگارندگان پس از بررسی و مستندسازی این آثار به نکات قابلتوجهی رسیده که صورت ظاهری خط کوفی به کار رفته در این بنا، دارای ارزشهای هنری و جاذبه بصری است. علیرغم اینکه اشاره به تاریخ بنا دارند، به نظر میرسد با اشاره به خود بنا و در پیوند با مفاهیم زیبایی شناسانه خط مذهبی کوفی و شعایر دینی میباشد

در این مقاله رفتار سازهای برج گنبد قابوس مورد بررسی قرار گرفته است. از نرم افزار آباکوس برای مدل سازی برج استفاده شده است. برای این کار در ابتدا هندسه سازه در نرم افزار اتوکد به صورت سه بعدی ترسیم شده و سپس پسوند آن در نرم افزار سالید ورکس تغییر کرده و در پایان وارد نرم افزار آباکوس شده است. برای مدل کردن سازه از روش ماکرو استفاده شده و برای مدل سازی مصالح بنا که از نوع مصالح بنایی میباشد از ماده بتن استفاده شده است. آنالیزهای مختلفی از جمله آنالیز مودال، آنالیز تحت بار ثقلی و آنالیز تحت بار لرزهای بر روی بنا انجام شده است. با انجام آنالیز مودال مودهای ارتعاش و فرکانس های سازه مشخص شده است. آنالیز تحت بار ثقلی نشان داد که سازه در برابر نیروهای ناشی از وزن خود مقاوم می باشد و به راحتی می تواند این نیروها را تحمل نماید. در پایان آنالیز سازه تحت بار لرزه ای انجام شد و مشخص شد که این سازه در برابر بارهای جانبی بسیار آسیب پذیر می باشد و دچار تغییر شکل های بزرگ می شود و نشان می دهد سازه دچار فرو ریزش خواهد شد. روش و شیوه ای که در این مطالعه مورد استفاده قرار گرفته است می تواند برای مدل سازی سایر بناهای تاریخی ایران به کار گرفته شود.

بناهای تاریخی به لحاظ فرهنگی و هنری و زیبا شناسی از اهمیت بالایی برخوردار است. بناهای تاریخی عامل مهمی در جهت جذب توریست و گسترش این صنعت در کشور می باشد. باغ های معلق بابل یکی از عجایب هفت گانه جهان، دیوار چین تنها بنای قابل رویت از کره ماه، مسجد ایاصوفیه از زیباترین بناهای مذهبی، تاج محل، گنبد کلیسای فلورانس، گنبد قابوس، منار جنبان، در یک نکته مشترک هستند، همه این بناها از خشت پخته (آجر) ساخته شده اند. برج آجری گنبد قابوس با قدمت 10 قرن یکی از بناهای باستانی باشکوه است که در شهر گنبد قابوس قرار دارد. این بنای عظیم آجری به عنوان بلندترین برج آجری جهان شناخته شده است. این سازه در منطقه ای با سطح خطر لرزه ای بالا (فعال) واقع شده است که با توجه به اهمیت تاریخی آن نیازمند یک روش مناسب مقاوم سازی می باشد. هدف از این پایان نامه شناختن روشی برای مقاوم سازی بنای آجری موجود بوسیله FRP است و سپس رویکردهای مقاوم سازی پیشنهادی ارایه گردیده است.



معماری هماره به عنوان بستر فرهنگ جهانی مطرح بوده است این هنر والای انسانی با ترکیب مناسب خود با علم هندسه ریاضیات نجوم و … از دیرباز خالق آثار زیبا و ماندگاری در اقصی نقاط گیتی شده است بررسی سیر تحول آثار معماری و بناهای برجسته در هزاره گذشته در نقاط گوناگون جهان بیانگر توان توسعه فراوان و امیدوارکننده معماری اسلامی و ایرانی در دنیاست از این رو در این مطالعه به بررسی معماری اسلامی برج قابوس بن وشمگیر در ایران و تاثیر ان در ساخت برج های دوقلوی پترناس مالزی و تاثیر معماری ایرانی گنبد سلطانیه در ساختمان گنبد سانتاماریادیفوره ی ایتالیا پرداخته شده است بررسی تاریخی نشان می دهد که طراحی بدنه برج های دوقلوی پترناس تحت تاثیر کلی طراحان پلان و جزئیات بدنه منار قطب هندوستان بوده و این در حالی است که منار قطب خود تحت تاثیر منار جام و برج قابوس بن وشمگیر بناشده است بنابراین با توجه به اینکه منار قطب و دو بنای تاثیر گذار بر فرم ساختاری آن زاییده معماری مسلمانان است برج های دوقلوی پترناس مالزی را نیز می توان به معماری اسلامی ایران متعلق دانست از طرف دیگر از دلایل مهم که معماری ایرانی گنبد سلطانیه بر ساختمان گنبد سانتاماریادیفوره ی ایتالیا تاثیر داشته می توان به پایه و طوقه 8 وجهی گنبد سانتاماریادیفوره ی اشاره نمود که متاثر از معماری فرم 8 وجهی گنبد سلطانیه می باشد و نکته مهم دیگری که این دو بنای عظیم را خیلی به هم نزدیک می کند این است که هر دو دارای یک نقشه مرکزی بوده و هر دو بنا دارای گنبد 2 جداره می باشند این موارد بیان کننده این امر است که در صورت انجام مطالعات کافی از سیر تحول معماری اسلامی و ایرانی ابداعات و ابتکارات در معماری معاصر گسترش خواهند یافت





گنبد قابوس بلندترین برج آجری جهان و جزء اولین بناهای آرامگاهی در ایران است که در دوران اسلامی ساخته شده. اگرچه درباره ماهیت بنا و انگیزه ساخت آن، آرای محققان مختلف است و اغلب معتقدند این بنای رفیع بیشتر جنبه نمادین و عملکردی به غیر از مقبره داشته، اما اغلب آنها نیز به هنگام دسته بندی آن را در زمره بناهای آرامگاهی جای دادند . که اگر این فرض درست باشد می توان ادعا کرد این بنا جزء کاوش های باستان شناسی نشان می دهد که جسدی زیر بنای گنبد قابوس دفن نشده است . آندره گدار در نگاه نخست عملکرد آن را کمین گاهی بلند برمی شمارد اما در ادامه ادعا کرده که این برج مقبره قابوس است. دیگر محققین نیز با استناد به سخن گدار و استنباط خود همگی این بن ا را از جمله برج هایپیشینه این بنا را در بناهای یادبودی آیین مزدایی و تحول چادر به بنا یافته اند و نی های به هم بسته وچادر قبایل صحرانشین را الگوی برج قابو سی می دانند. از طرفی هیلن براند برج قابوس را بنایی یادمانی میداند


معماری ایران در طول حیات خود دستاوردهای بزرگ و شاه کارهای ارزش مند بسیاری داشته است؛ برپایی تالارهای ستوندار وسیع، ابداع و گسترش شیوه برپایی پوشش های گنبدی بر فضاهای چهارگوش، توانایی فوق العاده در اجرای طاق های عظیم، بدون استفاده از داربست و ساخت بناها و مجموعه های فوق العاده از این جمله است. دستاوردها مزبور تا حدودی مورد مطالعه قرار گرفته و به جهانیان معرفی شده است، با این حال با توجه به این حقیقت که معماران و استادکاران ایرانی در طول تاریخ مدارک نوشتاری و اسناد و نقشه ها و طرح های نادری از خود به جای گذاشته اند و مطالعات دقیق فنی بر روی بسیاری از آثار برجای مانده صورت نگرفته، لذا در ارتباط با جزییات طراحی، اجرا، تزیین و نیز زمینه های تاریخی و فرهنگی خلق آثار معماری، اطلاعات ناچیزی وجود دارد. یکی از شاخص ترین بناها که به طور شایسته مورد مطالعه قرار نگرفته، گنبدقابوس است که با وجود گذشت بیش از هزار سال و عوامل مخرب طبیعی و انسانی، با تعمیرات جزیی سربلند و استوار ایستاده است. ثبت جهانی این بنا ، مطالعه همه جانبه و دقیق تر آن را ضروری می سازد. در این پژوهش تلاش می شود، ضمن معرفی علمی بنای گنبدقابوس، زمینه های فرهنگی و تاریخی ساخت آن، منشاء احتمالی معماری آن، اصول و قوانین حاکم بر طراحی، تکنیک ها و تمهیدات معماری خاصی که ماندگاری طولانی مدت بنا را موجب شده، مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد.

با مقایسه ی ساختاری دو بنای برج آزادی تهران و گنبد قابوس از نظر هندسی و سازه ای بناها،در پلان و نماها و برش های آن ها می توانیم به چگونگی رفتار آن ها در ماندگاری و حفظ بناها و هم چنین چگونگی رفتارهای لرزه ای آن ها پی برد که این رفتارها چه تاثیراتی بر روی سازه و ساختار آن ها دارد که در ابتدا باید هر بنای تاریخی را اعم از فرم وسازه و مصالح و تناسب مورد بررسی قرارداد.در بسیاری از مواقع در بنا کرنش هایی ایجاد شده که سبب ترک خوردگی مصالح آن می شود که در برج آزادی تهران با استفاده از بتن مسلح شده با میلگرد و در گنبد قابوس هم با به کار بردن 10 پره مثلثی که مانند پشتبند عمل می کند و انتخاب گنبد مخروطی این کار اجرا شده است.در کل این گروه از بناهای تاریخی یکی از بهترین رفتارهای لرزه ای را از خود نشان داده اند.با مقایسه این دو بنا به شباهتهایی نظیر ،تعادل،تقارن،،ارتفاع زیاد بنا،کم شدن قطر بنابا اضافه شدن ارتفاع آنها و هر دو بنا در ارتفاع دارای گنبد می باشندکه نشانه هایی از معماری اسلامی –ایرانی است وتفاوتهایی نظیر،مصالح به کار برده شده از پی تا نمای کلی بنا،استفاده از راهکار های مختلف برای استحکام بنا،بودن ونبودن پنجره و شکافی در بدنه ی بنا،در برج آزادی تهران تناسبات برج آن را کوتاه و تنومند شبیه انسانی بدون گردن نشان داده شده ولی گنبد قابوس دارای ساقه ای کشیده است که فرم تندیس گونه ای به بنا داده است.تفاوتها و شباهتهایی که به درک بهتر از بنا های قبل و بعد از اسلام کمک می کند که می توان از فرم و مصالح و راهبرد های به کار رفته در آنها در بناهای جدید استفاده کرد و آنها را نو و تازه نگه داشت.

دلبستگی به مکان ، نقطه تلاقی عناصر کالبدی ، فعالیت ها و مفاهیم ذهنی نسبت به مکان است . این حس دلبستگی موجب تبدیل فضا به مکانی با ویژگی های حسی و رفتاری خاص برای افراد می شود.بنا با ابعاد مختلف معنایی،کارکردی و کالبدی می تواند نقش مهمی در ارتقای کیفی فضاهای شهر های امروز ایفا کند . در این میان،توجه به عوامل موثر در دلبستگی افراد به بناهای تاریخی می تواند نقش موثری در هویت و مطلوبیت آن داشته باشد . با توجه به اهمیت دلبستگی به مکان در ارتقای کیفیت محیط،این تغییر تحقیق ضمن بررسی مفهوم دلبستگی و ابعاد آن ، با تبیین شاخص های دلبستگی به مکان ، نقش دلبستگی به مکان را در ایجاد مطلوبیت و هویت بناهای تاریخی بررسی می کند .اساس این مقاله متکی بر یافته های تحقیقی در مورد آزمون دلبستگی به مکان در ارتباط با یکی از بنای های مهم تاریخی واقع در مرکز شهر گنبد کاووس به نام برج قابوس . پژوهش مذکور با روش مطالعه نمونه موردی ومطالعات میدانی و مصاحبه های حضوری با شهروندان گنبد کاووس و بازدید کنندگان از بنای مذکور و تحلیل آن با استفاده از آمار های توصیفی و استنباطی انجام شده است. تحقیقات ثابت می کند ارزیابی بسیاری از شاخص های دلبستگی به این بنا بالاست و همین امر ذهنیت افراد را بر روی هویت آن موثر می سازد . از این رو مقاله استدلال می کند بین دلبستگی به مکان و هویت آن ، رابطه مستقیم وجود دارد که امر می تواند در طراحی بناهای شهری مورد توجه قرار گیرد.در بین عوامل مهم دلبستگی به بنا از جمله می تواند به مجموعه باغ ملی برج قابوس در گنبد کاووس با معماری فاخر آن در مرکز شهر، امکان دسترسی مناسب به میدان ، وجود عوامل و عناصر محیطی نظیر درختان و فضای سبز مناسب در باغ ملی برج قابوس ، فضاهای تجاری و نیازهای روزمره اطراف برج ، جانمایی مناسب برج به لحاظ موقعیت مرکزی در شهر ، مناظر ذهنی و عینی مناسب برج نام برد . نتایج این تحقیق می تواند راهبرد مناسبی برای طراحی برج های شهری مطلوب در شهری های معاصر فراهم کند.


مطالب مرتبط