برج


ترقی معماری و نقاشی در ایران بعد از فتوحات اعراب متوقف شد و چون اسلام به سنن دیرین ایرانیان به نظر دشمنی می‌نگریست نقاشی و ترسیم صور را بالکل ممنوع کرد ولی اسلام نتوانست نقاشی را در ایران کاملا نابود سازد و رسم صور بر پارچه‌ها و ظروف و غیره همچنان معمول بود. منابع تاریخی از رسم صور بر دیوار کاخ‌ها به‌ویژه در خراسان در قرن‌های دهم و یازدهم سخن می‌گویند که مع‌الاسف نمونه‌های آن دیگر نابود شده‌اند. بیشتر آثار معماری این دوره که محفوظ مانده‌اند ابنیه‌ی و مساجد و مدارس می‌باشد. محققین این ابنیه را به دو نوع تقسیم می‌کنند. نوع اول که قدیمی‌تر است علی‌الظاهر به وسیله‌ی فاتحان عرب در ایران متداوال شد. این نوع طابق‌النعل بالنعل ‌از لحاظ نقشه و خصوصیات بخش‌های مسجد مانند مساجدی است که اعراب در صدر اسلام در سوریه و مصر و عراق عرب ( قرن هفتم تا دهم میلادی ) بنا کرده‌اند. چه آنجا و چه اینجا و چه در ایران نقشه‌ی مسطح مساجد مزبور یک حیاط مربع یا مربع مستطیل را نشان می‌دهد که در حاشیه‌ی آن طاق‌هایی بر ستون‌ها زده شده و از سمت قبله‌ی آن تالاری ستوندار یا محراب به عرض قرار دارد که متوجه سمت مکه است. این نوع مساجد در ایران عبارتند از مسجد خلیفه مهدی( قرن هشتم میلادی ) در ری( فقط پایه‌ی آن باقی مانده است) و مسجد تاریخانه در دامغان ( قرن نهم میلادی ) مسجد جامع نایین ( قرن دهم میلادی ) و مسجد دماوند ( قرن یازدهم میلادی ).
نوع دیگر از ابنیه‌ی مذهبی وجود دارد که شیوه‌‌ی معماری آن طبق سنن معماری عهد ساسانیان است.
این نوع مساجد عبارت است از بنای کوچک مربع و یا هشت‌گوش، بدون ستون، که گنبدی بر آن قرار دارد و دارای ایوان و محرابی در اندرون است. این نوع مسجد در قرن یازدهم میلادی بیشتر بوده است از آن جمله است مسجد جامع نیریز و گلپایگان و قزوین و اردستان اصفهان و غیره.
مدتی بعد این گونه مساجد با حیاط‌های مربع و یا مربع مستطیل و طاق‌نماها و چهار دروازه‌ی مرتفع طاقدار بنا شد. در قرن یازدهم و دوازدهم میلادی بیشتر طاق‌نماها به شکل بیضی و به‌اصطلاخ طاق رومی بوده.
از ابنیه‌ی غیر مذهبی که به ما رسیده است باید مراقد کنگره‌دار برجی‌شکل را که گنبدهای خیمه‌ای شکل دارند ذکر کرد. جالب نظرترین بنای این نوع مرقد و گنبد قابوس است در گرگان ( آغاز قرن یازدهم میلادی ) . مصاح اصلی ساختمانی ابنیه‌ی مزبور در ایران نیز مانند آسیای میانه آجر پخته بود. ابنیه از داخل و خارج با آجرهای گوناگون پخته و گچبری تزیین می‌گشت.
در پایان دوران مورد نظر اندک‌اندک در تزیین ابنیه کاشی‌های رنگی براق و یا گچبری چندرنگ به کار می بردند.

این ساختمان مسئله‌ای زیبایی شناختی در میان می‌گذارد و آن دانستن چگونگی تطبیق دادن بنای مزبور با سبک عمومی آن روزگار است و من در نتیجه‌‌گیری این فصل بر سر این مسئله باز خواهم گشت. یک مسئله تاریخی نیز درباره مقابر برجی‌شکل وجود دارد که همانا باز نمودن اصل و منشأ شکل آن می‌باشد. این شکل را می‌توان به برج‌های پیروزی دوره‌های اخیر ارتباط داد و بدین ترتیب تنها نمادی شاهانه است که احتمالاً اشاراتی ضمنی به نظام عالم نیز می‌کند. یا می‌توان آن را به آرامگاه‌های زردشتی که از میان رفته‌اند پیوند داد. شماری از ویژگی‌هایی که در کتیبه گنبد قابوس و دیگر بقاع برجی‌شکل دیده می‌شود، نظیر به کار بردن تقویم شمسی نه قمری و استفاده گه گاهی از زبان و خط پهلوی، نظیر اخیر را سخت تأیید می‌کند، اما تا وقتی که ما این همه از نمونه‌های اولیه چنین برج‌هایی بی‌اطلاع باشیم نباید این مطلب را واقعاً ثابت شده انگاشت. اما از دیدگاه نویسنده تاریخ هنر نکته بسیار مهم این است که گنبد قابوس روشن کننده تبدیل گونه‌ای معماری نسبتاً متداول به بنایی یادبود با مقاصد زیبایی شناختی و نمادی است.

آقای استین… محل قدیمی گور (خور یا اردشیر خوره) را که در حال حاضر فیروزآباد نام دارد دیدن کرد. این شهر به دستور اردشیر، پیش از رسیدن به پادشاهی ساخته شده بود و حصاری دایره‌ای‌شکل داشت. ساختن شهرها در حصار دایراه‌ای‌شکل در زمان اشکانیان بسیار معمول بود. اثر حصار این شهر هنوز روی زمین پیدا است و عبارت است از دو دیوار خشتی که در دوطرف خندقی قرار گرفته در میان شهر تختی ساخته شده و روی تخت ویرانه‌های برجی دیده می‌شود و در کنار برج منار(تربال) یا آتشدانی از سنگ‌های نتراشیده و آهک ساخته شده دیده می‌شود. در طرفین این منار آثار پلکان تاق داری که به صورت مارپیچ تا بالای برج ادامه داشته هویدا است. در آن بالا در هوای آزاد، آتش مقدس را روشن می‌کردند و پرستندگان گرداگرد مناره حضور می‌یافتند. در فاصله تقریبی صدمتر در شمال این منار پرستشگاهی در روی تختگاهی ساخته شده بود که امروز آن را تخته‌ نشین می‌نامند. این بنا عبارت از یک چهارتاقی بوده که در آن آتش مقدس را روشن می‌کرده‌اند و روی صفه‌ای برپا شده بود و فقط روحانیان حق نزدیک شدن به آن را داشتند. یک حوض بزرگ نیز به آن مرتبط بود. در خارج شهر آثار دیگری از ساسانیان موجود است.